دانلود رمان ، فیلم ، موزیک در مهر پاتوق

دانلود جلد اول رمان ناعادلانه قضاوتم کردند

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
جمعه ۳۱ فروردین ۱۳۹۷
دانلود فصل دوم مستند گرند تور The Grand Tour Season 2 2017
دانلود فصل دوم مستند گرند تور The Grand Tour Season 2 2017
دانلود فصل سوم برنامه دورهمی با کیفیت عالی
دانلود فصل سوم برنامه دورهمی با کیفیت عالی
دانلود فیلم سینمایی قهرمانان کوچک با کیفیت عالی
دانلود فیلم سینمایی قهرمانان کوچک با کیفیت عالی
دانلود فیلم قصر شیشه ای با دوبله فارسی The Glass Castle 2017
دانلود فیلم قصر شیشه ای با دوبله فارسی The Glass Castle 2017
دانلود انیمیشن بتمن Batman: Gotham by Gaslight 2018
دانلود انیمیشن بتمن Batman: Gotham by Gaslight 2018
دانلود فیلم سینمایی “شنل” با کیفیت ۱۰۸۰p
دانلود فیلم سینمایی “شنل” با کیفیت 1080p
دانلود فیلم سینمایی “مالاریا” با کیفیت ۱۰۸۰p
دانلود فیلم سینمایی “مالاریا” با کیفیت 1080p

دانلود جلد اول رمان ناعادلانه قضاوتم کردند

Na-Adelane-Ghezavatam-Karda

نمی دونم چطوری شد که به اینجا رسیدم،اینجا کنار خیابون راه میرم و فکر می کنم چرا … واقعا چرا … ؟! گناه من چی بود واسه کدوم گناهم باید اینجوری تاوان پس بدم .
چرا نذاشتن حرف بزنم … چرا نذاشتن از خودم دفاع کنم … .
هنوز دارم به حرف هایی که شنیدم فکر می کنم به تهمت هایی که بهم زدم به حرف های بردیا که مثل ناقوس مرگ تو گوشم صدا میده …
– کجا بودی بی شرف … کجا بودی … ؟!
و من ناتوان از هر عکس العملی فقط نگاهش میکردم.
– فکر نمیکردم بهم خیانت کنی..چرا آشغال چرا … ؟؟جمله ی آخرشو چنان داد زد که فکر کنم پرده گوشم پاره شد.
برگه هایی رو از روز میز برمیداره و جلوی پاهام پرت میکنه.
– ببین چه گندی بالا آوردی …بردار نگاه کن ببین چه کردی با من…
زانوهام توان تحمل کردن وزنمو نداره می شینم روی زمین و با دستای لرزونم یکی از برگه ها رو برمیدارم وای خدایا عکس… عکس های من با وضع ناجور با یه مرد،عکس از دستم می افته با سرعت یکی دیگه برمیدارم باز من اما با یه مرد
دیگه وای خدایا قلبم داره میگیره … خدایا این منم…؟؟
سرمو بلند میکنم به بردیا نگاه می کنم ،فقط نگاه می کنم ،انگار زبونم قفل شد هنوز تو شوک دیدن عکس ها بودم و نمی تونستم هیچ حرکتی بکنم.
– گمشو بیرون هرزه … بلند شو برو دیگه برنگرد…
دیگه برنگرد … دیگه برنگرد … با صدای بوق ماشینی از فکر در می یایم بیرون ..هنوز دارم کنار خیابون راه میرم ،هر چند دقیقه ای ماشینی بوق میزنه و من بی تفاوت در دنیایی دیگر فقط راه میرم. نمی دونم کجام،نمی دونم چطوری رسیدم به اینجا،اینجا آخر دنیاست ؟؟؟…آره برای من که کسی رو ندارم و تو این وقت شب زیر بارون
به یه چمدون سرگردون بودم اینجا آخر دنیا بود …
من بارانم ، دختری ۱۷ ساله که الان کسی رو نداره که بهش پناه ببرم.خدایا الان باید چی کار کنم منی که وقتی بچه بودم پدر و مادرمو از دست داده بودم و پیش عزیزم زندگی می کردم .ولی الان چی … الان که تنهای تنها هستم ،بدون عزیز…بدون بردیا باران شروع به باریدن میکنه آسمونم دلش به حال تنهایی من گرفته .
ببار باران … .
بگذار اشک هایم غریب نباشند
شدت بارون زیاد شده ،میرم سمت پیاده رو و زیر سایبون یه مغازه تعطیل می ایستم تا شاید بارش بارون کمتر بشه و برم ..ولی کجا … کجا رو داشتم که برم.
به ساعت مچی دستم که عزیز واسه تولدم هدیه گرفته بود نگاه می کنم ۱۰:۴۵ و من از ساعت ۲ بعدازظهر دارم راه میرم.
از روی ناتوانی زیر سایبون رو زمین می شینم.

دانلود در ادامه مطلب

چه امتیازی می دهید؟
5 / 5.00
[ 1 رای ]
174 views مشاهده
دیدگاه کاربران انتشار یافته : 0 - در انتظار بررسی : 148
    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.



مطالب محبوب
تبلیغات متنی