این سایت در ستاد ساماندهی ثبت شده و تابع قوانین جمهوری اسلامی میباشد

دانلود رایگان رمان دیوار به دیوار

۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۵
1,432 views
بدون نظر

دانلود رایگان رمان دیوار به دیوار

دانلود رایگان رمان دیوار به دیوار

یه پرندست یه پرندست یه پرندست
یه پرندست که از پرواز خود خسته ست
بن بالشو بستن دست دیروزا
نمیاد دیگه حتی به یادش فردا
من با دیوار آشنا شدم و تو هم از دیوار گذشتی!
من با دیوار تو را شناختم و تو با!
فصل اول
یک اتفاق کوچک!
صدای زنگ ساعت روی اعصابم بود، بی اختیار ساعت را از روی میز کنار تخت برداشتم و به طرف دیوار پرتش کردم. ”آخیش!بالاخره صداش قطع شد، راحت شدم“
با آرامش چشمانم را بستم که به جای خواب چهره ی سرخ از خشم خانم خوش خلق!جلوی چشمم امد …
”والا تا حالا کسی لبخند روی لب این بشر ندیده، گاهی وقتا به آدم بودنش شک میکنیم، مریلا که میگه این آدم نیست یه رباته که توی دستوراتش فقط اخم و عصبانیت و پرخاش و گیر دادن تعریف شده!”
صد رحمت به زنگ ساعت که کمتر از چهره ی خانم ناظم روی اعصاب رژه میرود!
با ناراحتی پتو را به کناری زدم و از جایم بلند شدم. حس صبحانه خوردن نبود، با حوصله جلوی موهایم را درست کردم و از ته دل دعا کردم اول صبح رخ به رخ خانم خوش خلق نشوم …
”اگه شانس منه که از جلوی در دبیرستان با سر میرم تو شکمشو اول از همه نگاهش میفته روی موهام، بعد ابروهام، بعدناخنهایم و در انتها هم مانتو … و بساط هر روز تکرار میشه!جالبی قضیه اینجاست نه روی من کم میشه نه روی اون“!
ساعت ۲۰ :۷ دقیقه از خانه بیرون رفتم. ساعت ۳۰ :۷ زنگ میخورد. اگر سریع می رفتم و به اطراف سرک نمیکشیدم، به موقع می رسیدم. پس سرک کشیدن و شیطنت را به راه برگشت واگذار کردم.


لینک کوتاه مطلب

http://www.mehrpatogh.ir/?p=3868

برچسب ها

مطالب مشابه