مــهر پــاتــوق

دانلود رمان ایرانی عشق در تاریکی

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
چهارشنبه ۲۷ تیر ۱۳۹۷
دانلود فیلم Stolen princess Ruslan and Ludmila 2018 جدید + دوبله فارسی
فیلم Stolen princess Ruslan and Ludmila 2018
دانلود مسابقات جام جهانی فوتبال ۲۰۱۸
دانلود مسابقات جام جهانی فوتبال ۲۰۱۸
دانلود فیلم Keep the Change 2017
فیلم Keep the Change 2017
جزئیات دقیق زلزله ششم دی در تهران,ارک,قم,ملارد,قزوین
جزئیات دقیق زلزله ششم دی در تهران,ارک,قم,ملارد,قزوین
عکس/ نیکی کریمی به همراه پدرش در سوییس
عکس/ نیکی کریمی به همراه پدرش در سوییس
عکس جدید و متفاوت نرگس محمدی و همسرش در آغوش هم
عکس جدید و متفاوت نرگس محمدی و همسرش در آغوش هم
دانلود آهنگ پازل باند به نام کار دادی دستم
دانلود آهنگ پازل باند به نام کار دادی دستم

خامنه ای

مهر پاتوق

دانلود رمان ایرانی عشق در تاریکی

دانلود رمان ایرانی عشق در تاریکی

سلام این من هستم ، میرا بنرجی کسی که در حال نوشتن زندگی خودش به صورت بریل هست …من هم یک نوزاد نرمال بودم مثل همه ، من هم کسی بودم که مادرم برای بدنیا آمدنم خیلی درد کشید و در آخر که من را بغل کرد ، گفت :
-ارزشش را داشت .
ولی این نرمال بودن فقط در ظاهر بود ، ۶ ماه گذشت تا آن روز شوم رسید … مادرم در حال حمام دادن من بود و من توی وان در حال بازی با اون اردک کوچک نارنجی زیبایم بودم که پدرم آمد .
پدر – ولش کن …
مادرم – چرا جواب آزمایش رو گرفتی ؟
پدر – اون مثل بقیه نیست …….اون کوره !!!!
چیزی که شنیدنش برای یک مادر چقدر سخت میتواند باشد … اینکه بچه اش کسی که از پوست و گوشت و خونه خودش هست … کسی که ۹ ماه رو در وجودش گذرونده ، مثل بقیه نباشه و به قول خودمون ناقص باشه و چقدر سخته که پدر اون بچه و همسر اون زن این مسئله به این مهمی رو بدون هیچ حس پدرانه ای بیان کند … مادرم هنوز در شوک به سر میبرد باورش نمیشد … خنده ای عصبی کرد و شروع به دست تکان دادن جلوی صورت من شد … خنده اش شدت گرفت ، بلند و بلند تر شد تا آنجایی که شروع به گریه کردم … مادر تازه متوجه حال خود شده بود ، من را در بغل گرفت و آرام شعری رو در گوشم زمزمه کرد و آرامش مادرانه را به وجودم تزریق کرد .
من یادم نمی آید در آن زمان چطور بودم ، چه کارهایی را انجام می دادم و چگونه بودم … همه ی این سوال ها در ذهن من در حال گردش بود تمام مدت روز به همین مسائل فکر میکردم … مگر داشتن بچه ی کور ننگ به حساب می آید که پدرم اجازه ی رفتن به مدرسه را به من نداده بود ؟ او حتی از گردش رفتن با من هم ممانعت میکرد …

چه امتیازی می دهید؟
5 / 0
[ 0 رای ]
2,665 views مشاهده
دیدگاه کاربران انتشار یافته : 0 - در انتظار بررسی : 8
    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.




دسته بندی

مطالب محبوب
تبلیغات متنی