مــهر پــاتــوق

دانلود رمان ایرانی مرد باش

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
شنبه ۳۰ تیر ۱۳۹۷
دانلود فیلم Stolen princess Ruslan and Ludmila 2018 جدید + دوبله فارسی
فیلم Stolen princess Ruslan and Ludmila 2018
دانلود مسابقات جام جهانی فوتبال ۲۰۱۸
دانلود مسابقات جام جهانی فوتبال ۲۰۱۸
دانلود فیلم Keep the Change 2017
فیلم Keep the Change 2017
جزئیات دقیق زلزله ششم دی در تهران,ارک,قم,ملارد,قزوین
جزئیات دقیق زلزله ششم دی در تهران,ارک,قم,ملارد,قزوین
عکس/ نیکی کریمی به همراه پدرش در سوییس
عکس/ نیکی کریمی به همراه پدرش در سوییس
عکس جدید و متفاوت نرگس محمدی و همسرش در آغوش هم
عکس جدید و متفاوت نرگس محمدی و همسرش در آغوش هم
دانلود آهنگ پازل باند به نام کار دادی دستم
دانلود آهنگ پازل باند به نام کار دادی دستم

خامنه ای

مهر پاتوق

دانلود رمان ایرانی مرد باش

دانلود رمان ایرانی مرد باش

صدای اهنگ خوشگلا باید برقصن تا توی ماشینم میومد.
فربد لبخند شیطونی زد : نظرتون چیه ؟!
ارمین نالید : اقا بی خیال ! گندش در میادا .
پوفی کشیدم . برگشتم سمت صندلی عقب : گند چی در بیاد داداشم ؟! من و فربد صد بار اینکار رو کردیم .
احدالناسی خبر دار نشد ؛ بعدشم یه شام مفت نصیبت میشه. چی از این بهتر؟!
مهیار – ارمین لوس نشو دیگه . بخدا اتفاقی نمیفته . من قول میدم .
ارمین – بمیر مهیار . بدبخت اگه پرسیدن شما چیکاره حسنید ؟
شونه امو انداختم بالا و با بی خیالی گفتم :
– میگیم فامیل عروس
ارمین غرید :
– به درک ، میام ! ولی بخدا اگه اتفاق بدی بیفته من می دونم وشماها . چشتونو در میارم !
خندیدم :
-نوکرتم . می دونستم بچه باحالی !
چشم غره ی توپی بهم رفت و در ماشین رو باز کرد . چهار نفری از ماشین پیاده شدیم . دستمو فرو کردم توموهام و اونا رو زدم بالا . میشد گفت برنامه ی همیشگیمون بود . هر چند وقت یه بار وارد تالار های عروسی میشدیم ؛ یه شام مفت هم می زدیم تو رگ !
اگه کسی هم احیانا می پرسید : به جا نمیارمتون !
می گفتیم فامیل عروس یا دامادیم و خلاص .
ارمین از این کارا خوشش نمیومد . بخاطر همین زیاد باهامون نمی اومد.امروزم کاملا اتفاقی شد ، بعد از اینکه کلی بهش التماس کردیم بالاخره تونستیم راضیش کنیم بیاد.
غرغرهاش خفن رو اعصابه . بابا اگه گذاشت خوش باشیم ؟ اه سوسول !
با دیدن میز پر از غذا اب از لب و لوچه ام سرازیر شد . کلا بی خیال ارمین شدم و به فربد اشاره کردم .چشمکی زد . اول رفتیم روی یه صندلی و خیلی شیک نشستیم اهنگ لایت دیگه ای شروع شده بود . چند نفر از مهمونا دو به دو وسط می رقصیدن .ازشون چشم برداشتم . مهیار گفت :
-ارتام !

دانلود در ادامه مطلب

چه امتیازی می دهید؟
5 / 0
[ 0 رای ]
2,068 views مشاهده
دیدگاه کاربران انتشار یافته : 0 - در انتظار بررسی : 8
    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.




دسته بندی

مطالب محبوب
تبلیغات متنی