مــهر پــاتــوق

دانلود رمان با عشق آرامم کن جاوا ، اندروید ، pdf، ایفون

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
دوشنبه ۲۷ دی ۱۳۹۵
گالری عکس های جدید سلنا گومز
گالری عکس های جدید سلنا گومز Selena Gomez
دانلود آلبوم جدید مهدی احمدوند به نام ساعت ۷
دانلود آلبوم جدید مهدی احمدوند به نام ساعت 7
دانلود فیلم محمد رسول الله با کیفیت HD
دانلود فیلم محمد رسول الله با کیفیت HD و لینک مستقیم
دانلود رمان بانوی قصه
دانلود رمان بانوی قصه
دانلود رمان مریم در دست روزگار
دانلود رمان مریم در دست روزگار
رمان نفرین ایندرا از نارینه برای دانلود با فرمت pdf,java,epub,apk
رمان نفرین ایندرا از نارینه
دانلود فیلم سینمایی “ضیافت” با کیفیت عالی
دانلود فیلم سینمایی “ضیافت” با کیفیت عالی

تبلیغات


ads 2

دانلود رمان با عشق آرامم کن جاوا ، اندروید ، pdf، ایفون

دانلود رمان با عشق آرامم کن

دانلود رمان با عشق آرامم کن

نویسنده : beti derakhshande کاربر انجمن نگاه دانلود

ژانر:عاشقانه،پلیسی،غمگین

دانلود رمان با عشق آرامم کن

سلام خدمت نگاه دانلودی های عزیز دم همه عزیزان گرم انجمن نگاه دانلود شد ۱۷ هزار نفر البته واسه ما کمه هاااا باید بیشتر بشیم منتظر عضویت بیشتر عزیزان هستیم جهت عضویت کلیک کنید

خلاصه :
دلسا ودانیال برادر وخواهری که سرنوشت راهای جدیدی جلوشون میزاره،که با عبور از اون ها به رازهای گذشته پی میبرند.

سیاوش به وسیله دوستاش به مواد مخدر اعتیاد پیدا میکنه واز خانوادش طرد میشه،اما یه دعوا زندگی سیاوش رو با خواهر داستان گره میزنه

وآیا اون دختر میتونه سیاوش رو تغییر بده؟؟
وهمزمان ماموریت جدید سرگرد دانیال مهرجو چه اتفاقاتی رو براش رقم میزنه؟

قسمتی از رمان با عشق آرامم کن :

وی نیمکت همیشگی نشستم،چقدر هوا امروز خوبه،نفس عمیقی کشیدم ،نگاهم به خونمون افتاد ،دقیقا روبه روی پارک بود،همیشه این پارک بهم آرامش میداد،درختایی که تازه شکوفه کرده بودند ،واقعا فضای پارک رو زیبا تر می کردند،بابا همیشه بابت اینکه صبح زود میام اینجا سرزنشم می کرد

ومیگفت:چه معنی میده دختر صبح به این زودی بره پارک،نگرانیش رو درک می کردم،آخه وقتایی که من میام خیلی خلوته،ولی نمیتونم از آرامش عجیب این پارک بگذرم
غرق فضای پارک وآرامشش بودم،که متوجه شدم دستی جلوی چشمام تکون میخوره،سرم رو برگردوندم ،متوجه هستی شدم که کنارم نشسته بود،لبخندی بهش زدم وباذوق بغلش کردم وگفتم:هستی تو اینجا چیکار می کنی؟؟

از همدیگه جداشدیم،هستی بهترین دوستم بود،دختر خیلی خوبی بود
_اومدم ببینمت،رفتم خونتون ،عمت گفت تو پارکی ،منم اومدم اینجا
تکیه دادم به نیمکت وگفتم:خیلی خوشحالم که میبینمت،چند وقتی هست که کم پیدایی؟؟
هستی لبخند خبیثی زد وگفت:دلم نمیخواست ببینمت ،برای همین کم پیدام

میدونستم شوخی میکنه،اخم ساختگی کردم،هستی باهمون لبخند نزدیکم شد

وب*وسه ای روی گونم زدوگفت : شوخی کردم مگه من چندتا دوست به گلی تو دارم
_خوبه نمیخواد خودشیرینی

 

چه امتیازی می دهید؟
5 / 0
[ 0 رای ]
22,385 views مشاهده

تبلیغات

دیدگاه کاربران انتشار یافته : 1 - در انتظار بررسی : 3
    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.


admin
Mohammad Aqil Sahil
چهارشنبه , ۲۱ مهر ۱۳۹۵
پاسخ دهيد

very good

[Reply]


دسته بندی

ads

ads

ads
ads
نوشته‌های تازه
مطالب محبوب
تبلیغات متنی