مــهر پــاتــوق

دانلود رمان بلای دوست داشتنی (PDF و موبایل)

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
دوشنبه ۴ بهمن ۱۳۹۵
گالری عکس های جدید سلنا گومز
گالری عکس های جدید سلنا گومز Selena Gomez
دانلود آلبوم جدید مهدی احمدوند به نام ساعت ۷
دانلود آلبوم جدید مهدی احمدوند به نام ساعت 7
دانلود فیلم محمد رسول الله با کیفیت HD
دانلود فیلم محمد رسول الله با کیفیت HD و لینک مستقیم
دانلود رمان بانوی قصه
دانلود رمان بانوی قصه
دانلود رمان مریم در دست روزگار
دانلود رمان مریم در دست روزگار
رمان نفرین ایندرا از نارینه برای دانلود با فرمت pdf,java,epub,apk
رمان نفرین ایندرا از نارینه
دانلود فیلم سینمایی “ضیافت” با کیفیت عالی
دانلود فیلم سینمایی “ضیافت” با کیفیت عالی

تبلیغات


ads 2

 نویسنده :جمی مک گوایر – ترجمه parizad17 کاربر انجمن نودهشتیا

 تعداد صفحات : ۳۸۶

 خلاصه داستان :

اَبی دختر خیلی خوبیه . نوشیدنی نمی خوره ، فحش نمیده و محافظه کارانه لباس میپوشه . اون فکر میکنه اینجوری میتونه از گذشته ی تاریکش فرار کنه . گذشته ی که به خاطرش ، همراه بهترین دوستش امریکا ، به ایسترن امده تا یه شروع تازه داشته باشه . ابی فقط یه هدفداره : دوری کردن از دردسر .
تراویس مددوکس ،  خود دردسره …پسر بد دانشگاه . یه پسر جذاب ، باهوش ،  یه بوکسور خیلی خوب و صد البته دخترباز . تراویس اعتقادی به دوست دختر نداره و هیچ وقت تو زندگیش ، هیچ رابطه ی طولانی تر از یک شب، با هیچ دختری نداشته . تراویس وقتی متوجه بی توجهی اَبی نسبت به خودش میشه ، پای ابی رو به یک شرط بندی میکشه . شرطی که اگه ابی ببازه ،  باید یک ماه با تراویس زندگی کنه واگه تراویس ببازه …

قسمتی از متن رمان :

همه چیز اتاق داشت فریاد می زد , من به انجا تعلق ندارم . پله ها درحال ریزش بودند و تماشاگران با فریاد شانه به شانه ی هم ایستاده بودند. هوا ترکیبی از بوی خون , عرق و ماندگی می داد . دستهای دراز شده برا دادن پول , اسمها و شماره های که با فریاد گفته می شد درک همه چیز را به قدری سخت کرده بود, که برای فهم همدیگر از حرکت دستها استفاده می شد . خودم را میان جمعیت فشار دادم و به دنبال بهترین دوستم راه افتادم . آمریکا در حالی که لبخند پهنش حتی زیر نور کم جان اتاق هم پیدا بود گفت :
“پولهات رو داخل کیفت نگه دار, ابی “
شِپلِی فریاد زد :
” نزدیک هم بمونید ,الان شروع بشه همه چیز بدترم میشه ” .
امریکا در حالی که شِپلِی ما را به طرف دریای از ادم هدایت می کرد ,اول دست او و بعد دست من را گرفت . صدای بلندی شبیه غرش یک گاو نر فضای مه الود اتاق را شکست . از ترس یک متر به هوا پریدم و برای پیدا کردن منبع صدا اطرافم را نگاه کردم . مردی درحالی که مقدار زیادی پول نقد در یک دست و بلندگوی در دست دیگرش داشت , روی یک صندلی چوبی ایستاده بود . بلندگو را به دهان نزدیک کرد و گفت :
” به حمام خون خوش امدین , اگه دنبال اقتصاد ۱۰۱ هستید باید بگم جای کاملا اشتباهی تشریف اوردی ,دوست من ! اگه دنبال رینگ میگردین اینجا همون جای که دنبالش می گردین. اسم من آدامه . قوانین رو من تعیین می کنم . من می گم کی برنده شده . شرط بندی به محض اینکه حریفها وارد رینگ شدن تموم می شه .دست زدن به مبارزها ممنوع , کمک کردن و نزدیک شدن به رینگ ممنوع …اگه قوانین رو بشکنین , یک دل سیر کتک می خورین و بدون اینکه پولتون رو بگیرید, با یک تیپا بیرون می شین . این شامل حال شما هم می شه خانوم ها “

چه امتیازی می دهید؟
5 / 2.80
[ 5 رای ]
8,000 views مشاهده

تبلیغات

برچسب ها

دیدگاه کاربران انتشار یافته : 0 - در انتظار بررسی : 2
    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.




دسته بندی

ads

ads

ads
ads
نوشته‌های تازه
مطالب محبوب
تبلیغات متنی