مــهر پــاتــوق

دانلود رمان تو همیشه اینجایی

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
دوشنبه ۴ بهمن ۱۳۹۵
گالری عکس های جدید سلنا گومز
گالری عکس های جدید سلنا گومز Selena Gomez
دانلود آلبوم جدید مهدی احمدوند به نام ساعت ۷
دانلود آلبوم جدید مهدی احمدوند به نام ساعت 7
دانلود فیلم محمد رسول الله با کیفیت HD
دانلود فیلم محمد رسول الله با کیفیت HD و لینک مستقیم
دانلود رمان بانوی قصه
دانلود رمان بانوی قصه
دانلود رمان مریم در دست روزگار
دانلود رمان مریم در دست روزگار
رمان نفرین ایندرا از نارینه برای دانلود با فرمت pdf,java,epub,apk
رمان نفرین ایندرا از نارینه
دانلود فیلم سینمایی “ضیافت” با کیفیت عالی
دانلود فیلم سینمایی “ضیافت” با کیفیت عالی

تبلیغات


ads 2

عنوان رمان:تو همیشه اینجایی

نویسنده:ثمین معصومی

تعداد صفحات پی دی اف:۶۳

منبع:سایت نودهشتیا

 

منتشر شده برای کامپیوتر(pdf)، موبایل(java)، اندروید(apk)، اندروید؛ تبلت؛ آیفون؛ آیپد(epub)

 

خلاصه:مهسا و مهرسا خواهرو برادر فوق العاده صمیمی هستن.مهرسا ب کار وکالت مشغوله و شخصیتی با احساس و در کنارش مقرراتی داره.مهسا ک دانشجوی رشته پزشکی هست وارد جریان رقابت با ی رقیب ناشناس میشه ک نتیجش قراره پرنیان صمیمی ترین دوست مهسا رو خوش حال کنه.از طرفی رقیب مهسا پسری ب نام ارین از رشته ی ساخت پروتز های دندانی هست ک اونم ب خاطر دوستش وارد این رقابت بر سر نمره درس اناتومی شده.
پرنیان دختری مرموز و خودخواه از اب درمیاد ک قصد سواستفاده و نابودی مهسا رو داره ک ب وسیله ی ارین منتفی میشه.ارین و اراد و اریا پسران کارخانه دار بزرگ فرخ پارسا هستن ک سال هاست از همسرش جدا شده و ارین با پدرش مشکلات بسیار جدی داره.مهسا و ارین در جریان نقشه ی پرنیان با هم اشنا میشن و وارد زندگی هم میشن اما مشکلات ارین تمومی نداره و حتی در این جریان اراد برادرش دچار مرگ مغزی میشه. اما درنهایت ارین اوضاع رو تحت کنترل درمیاره.مهرسا برادر مهسا و محمد رضا دوست ارین در این جریانات نقش مهمی دارند.

 

 

 

 

 

 

آغاز رمان:
۲۵ مرداد بود داشتم از دلشوره خفه میشدم.مدام طول راهرو رو وجب میکردم.مهرسا با همون ژست همیشگی داشت دکمه استینشو می بست و رامش بیش از حدش شدیدا روی اعصابم بود.دست از وجب کردن راهرو ک برداشتم توی چارچوب در اتاقم ایستادمو شروع کردم ناخونامو خوردن..مهرسا جلوی اینه قدی اتاق من ایستاده بود و موهاشو مرتب میکرد.توی اینه به شخیره شدم.حواسش ب من نبود.
-نمیخوای دست برداری؟بابا نتیجه ی یه امتحان ک دیگه استرس نداره.
-SHOT ITلطفا…اصلا حوصله ندارم.مهم تر از نتیجه بسته شدن دهن رقباست.
-رقبا؟…هه منظورت کدوم رقیبه؟
-مهرسااااااا !!!!!
-جانم مهسا خانوم ؟خب راست میگم.تو یه بارم ندیدیش.فقط اون پرنیان بیچاره بت خبر داده ک اره یه نفر با تو رفته تو کل.
-حالا هر چی.اصلا غلط کرده با من رفته تو کل.تازه شنیدم هم رشته منم نیست. مهرسا برگشت سمتم.یقه لباسشو صاف کردو گفت
-خوددانی.کت منو میاری مهسا گلم؟ بی حالوحوصله رفتم سمت اتاقش کت قهوه ایشو از سر رگال برداشتمو بهش دادم.
-بازم دادگاه داری؟یا کار دفتری؟
-بازم دادگاه دارم .امروز این پرونده رو میبرم.مطمئن باش.
-اره معلومه داداش ما حریف نداره.
-oh yeah give me a five. محکم زدم کف دستش.موقع رفتنش همین جور ک کفششو می پوشید استین کتشو کشیدم ک گفت
-هووم چیه؟
-مهرسا ؟!!میشه امروز ماشینمو بهم بدی؟
-چی؟نه.مهسا ابدا.من مرد قانونمو حق دارم بخاطر خطای دفه ی پیشت فعلا ماشینو نگه دارم.
-فعلا ینی تا کی؟امروز نباید دیر برسم دانشگاه.
-رب ساعت بت فرصت میدم .اگه ماده شی سوییچ مال تو. مثه فنر پردم.موهام بلند بودو وقت شونه کردنشو نداشتم..سریع با کلیپس جمعش کردم.یه رایش ساده.یه تیپ مشکی ساده و پریدم تو کوچه.از دور دوییدم سمت ماشین مهرساو با مدل خاص خودم از روی کاپوت سر خوردمو سوار شدم.مهرسا با ارامش ب ساعتش نگاه کردو گفت
-شگفتا افرین….رکورد زدی.۱۴ دقیقه و ۵۰ ثانیه. دستمو ب سمتش درزا کردمو اونم سوییچو توی دستم گذاشت.
طبق معمول تا دانشگاه گاز دادم.رو بور ی در اصلی پارک کردمو پیاده شدم.پرنیان مثه همیشه جلوی در منتظرم بود.تقریبا نصف عرض خیابونو طی کرده بودم ک احساس کردم دستام زیادی سبکن.کیفو وسایلمو تو ماشین جا گذاشته بودم مسیرر رفته رو برگشتم.برشون داشتمو با سرعت خودمو رسوندم ب پرنیان.پرنیانو ۳ سال بود میشناختم یه اشنایی دور فامیلی هم داشیم.نوه یعموی بابام میشد.موهای فر مشکی.چشموابروی مشکی و یه صورت بیضی.درکل قایفی خوبو جذابی داشت.وقتی رسیدم بهش با دست خوابوند توی پهلوم و گفت
-مهی بدبخت شدیم نصیری این دفه دیگه ۱۰ پوینت کم میکنه.
-بیخیا…. هنوز حرف توی دهنم بود ک پرنیان یه نگاه فجیع بهم انداختویه لبخند کج زدموگفتم
-خفه میشم بابا بدو بریم. توراهرومیدوییدیم ک نصیری ۲ ثانیه زودتر ازما وارد کلاس شد.پرنیان مثه بچه ها استین ماانتومو چسبیده بودگفت
-اک حالا چی میشه مهی؟ با اعتماد ب نفس زیاد سینمو جلو دادمورفتم داخل.نصیری ازپشت چشمای مصنوعیش یه نگاه ب سرتاپامون انداختو گفت
-خانوما بازم دیر کردید…اسماتونو یادم نمیاد اصولا در مورد دانشجو های بی مسولیت فراموش کارم.
پرنیان از عصبانیت داشت میترکید یه چشمک بهش زدمو گفتم
-قصد جسارت ندارم استاد ولی شمام یه زمانی دانشجو بودیدو متاسفانه داشنجوی عموی بنده بودید.ایشونم اسم شمارو زیاد یادشون میرفت نه؟
دهن نصیری جوری بسته شد انگار ک هیچ وقت باز نشده باشه.با پرنیان رفتیک نشستیم.طبق معمول روی صندلی هامون پر بود از کاغذای شماره.همه رو با دست ریختم پایینو تکیه دادم.نصیری حدودا ۴۰ سالش بودوخوش تیپوخوش صدا.چهره ی ساده اما جذاب و استاد اناتومی.
امروز قرار بود جواب اون امتحان کذایی رو بخونه.اون قد استرس داشتم ک حتی متوجه نشدم برگم روب رومه.گوشه ی کاغذو بین انگشت شاره و سبابم نگه داشتم.نگاهم روی نمره ی+Aخشک شد.خودمم انتظارشونداشتم.نصیری همین جوری ک برگه هارو پخش میکرد نگاهش روی من خشک شدو گفت
-خانوم فلاحی حالتون خوبه
-بله استاد دارم فک میکنم ک نابغم یان؟
-مشخص نیست؟ با نیشکون پرنیان از فاز بیرون اومدم
-مهی خیلی ایول داری بابا…ایول این چهارشنبه رو عشقه.
-چهارهشنبه؟چخبره؟
-رقابت بت رقیب فرضیه ناشناخته دیگه.
-من کی قبول کردم؟چندبار بت گفتم بین این مهندسای دندون ساز میری حواست ب حرفات باشه؟من موندم این همه ادم چرا اسم منو بردی؟
-اه ..بسه غر زدن.حالا مگه بد شد؟شنیدم پسره خیلی توفازه.از این تریپ”من عقب نمیکشماست”
-مرگ …ب من چه نمیام.ابدا.
-مهی پای ابروی من وسطه.
-چی؟سر از تنت جدا میکنم.تو ک گفتی یه کل کل سادست.
-خب یه کم پیچیده تره.
-زود باش با جزئیات بگو.
-خب من سر مجری گری این ماه شرط بستم.ولی ب همه خانوادم گفتم من مجریم.
-گندت بزنن. کلاس ک تموم شد از دست پرنیان کلافه بودم.
-ناراحتی مهی که..
-میخوای خوش حال باشم؟تو کمنو میشناسی غرورم برام خیلی مهمه حتی حاضر نیستم کسی در مورد غرورم حرف بزنه چه برسه ک توی رقابت پا روش بذارن.
-بابا تو مبری تو اناتومیAگرفتی.
-حالا هر چی.من رفتم دنبال مهران.پشتموکردم بهش و رفتم.
-چهارشنبه ساعت ۵ یادت نره

 

 

 

 

 

 

 

 

 

چه امتیازی می دهید؟
5 / 0
[ 0 رای ]
13,170 views مشاهده

تبلیغات

برچسب ها

دیدگاه کاربران انتشار یافته : 0 - در انتظار بررسی : 2
    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.




دسته بندی

ads

ads

ads
ads
نوشته‌های تازه
مطالب محبوب
تبلیغات متنی