مــهر پــاتــوق

دانلود رمان دون جووانی ( PDF و موبایل )

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
پنج شنبه ۲۸ تیر ۱۳۹۷
دانلود فیلم Stolen princess Ruslan and Ludmila 2018 جدید + دوبله فارسی
فیلم Stolen princess Ruslan and Ludmila 2018
دانلود مسابقات جام جهانی فوتبال ۲۰۱۸
دانلود مسابقات جام جهانی فوتبال ۲۰۱۸
دانلود فیلم Keep the Change 2017
فیلم Keep the Change 2017
جزئیات دقیق زلزله ششم دی در تهران,ارک,قم,ملارد,قزوین
جزئیات دقیق زلزله ششم دی در تهران,ارک,قم,ملارد,قزوین
عکس/ نیکی کریمی به همراه پدرش در سوییس
عکس/ نیکی کریمی به همراه پدرش در سوییس
عکس جدید و متفاوت نرگس محمدی و همسرش در آغوش هم
عکس جدید و متفاوت نرگس محمدی و همسرش در آغوش هم
دانلود آهنگ پازل باند به نام کار دادی دستم
دانلود آهنگ پازل باند به نام کار دادی دستم

خامنه ای

مهر پاتوق
 نام رمان : دون جووانی
♥ نویسنده : mahtabiii75 کاربر انجمن نودهشتیا
♥ ساخته شده با نرم افزار : پی دی اف ، پرنیان ، کتابچه ، اندروید ، epub
♥ تعداد صفحات : ۴۹۸
♥ خلاصه داستان :
داستان در ارتباط با زندگی یه پسری هست که به دون ژوانیسم مبتلاس و با وجود روابط زیادی که داره اما هیچ جنس مخالفی تو زندگیش نیست که حضور دائمی داشته باشه!
شخصیت داستان ما موقعیت اجتماعی بالایی هم داره یک خلبان بزرگ و حرفه ای،کسی که بیشتر پرواز های بین المللی رو هدایت میکنه…

♥  قسمتی از متن :

انگشتهایم را لابه لای تار به تار موهایم فرو میکنم…غلت میزنم روی تخت… دستم را تکیه گاه چانه ام میکنم زل میزنم به صورت مهتابی و غرق در خوابش…موهای سیاهش ژولیده و درهم تاب خورده صورتش را قاب گرفته و رشته ای از تارها روی پیشانی بلندش چسبیده…
کمی خودم راجلوتر میکشم…فاصله قدر نفس میشود…نفسهای داغ و ملتهبم مژه های بلندش را میرقصاند…دلم این فاصله را نمیخواهد…میخواهم آب شوم در وجودش…حل کنم تنش را درتنم… دلم درآغوش گرفتن این حجم باریک را میخواهد…
عاشق شدم بی دلیل…بی بهانه…اصلا عشق مگر باید پیدا و آشکار باشد تا به آدمیزاد حس عاشق شدن ، عاشق بودن بدهد…؟
گاه عشق گم است اما هست…هست چون نیست…اصلا مگر عشق چیست؟آنچه که پیداست…؟
نه…عشق اگر پیدا و آشکار باشد که دیگر عشق نیست…!
عشق از آن رو هست که نیست!پیدا نیست ولی حس میشود…میشوراند…منقلب میکند…به رقص و شلنگ اندازی وا میدارد… میگریاند… میچزاند… ومیکوباند و میدواند…دیوانه به صحرا…
گاه آدم…خود آدم عشق است…بودنش عشق است…رفتن و نگاه کردنش عشق است…دست و قلبش عشق است…درتو میجوشد بی آنکه ردش را بشناسی!بی آنکه بدانی ازکجا در تو پیدا شده…روییده…شاید نخواهی هم…شاید هم بخواهی و ندانی…نتوانی که بدانی…
مثل من که ندانسته عاشق شدم…ناخواسته…!
ولی حالا میخواهمش…باتمام وجود میخواهمش…
دستم را دور تنش حلقه میکنم آرام…نباید بفهمد…نباید بیدار شود…لبهایم را مماس لبهایش میکنم…اشکالی دارد ببوسمش حتی اگر او مرا نخواهد…؟
منبع : wWw.98ia.cOm
چه امتیازی می دهید؟
5 / 0
[ 0 رای ]
10,792 views مشاهده
دیدگاه کاربران انتشار یافته : 0 - در انتظار بررسی : 8
    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.




دسته بندی

مطالب محبوب
تبلیغات متنی