دانلود رمان ، فیلم ، موزیک در مهر پاتوق

دانلود رمان طالع ماه - مهر پاتوق

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
جمعه ۳۱ فروردین ۱۳۹۷
دانلود فصل دوم مستند گرند تور The Grand Tour Season 2 2017
دانلود فصل دوم مستند گرند تور The Grand Tour Season 2 2017
دانلود فصل سوم برنامه دورهمی با کیفیت عالی
دانلود فصل سوم برنامه دورهمی با کیفیت عالی
دانلود فیلم سینمایی قهرمانان کوچک با کیفیت عالی
دانلود فیلم سینمایی قهرمانان کوچک با کیفیت عالی
دانلود فیلم قصر شیشه ای با دوبله فارسی The Glass Castle 2017
دانلود فیلم قصر شیشه ای با دوبله فارسی The Glass Castle 2017
دانلود انیمیشن بتمن Batman: Gotham by Gaslight 2018
دانلود انیمیشن بتمن Batman: Gotham by Gaslight 2018
دانلود فیلم سینمایی “شنل” با کیفیت ۱۰۸۰p
دانلود فیلم سینمایی “شنل” با کیفیت 1080p
دانلود فیلم سینمایی “مالاریا” با کیفیت ۱۰۸۰p
دانلود فیلم سینمایی “مالاریا” با کیفیت 1080p

دانلود رمان طالع ماه

دسته بندی : دانلود رمان ایرانی و عاشقانه | رمان جدید | رمان تاریخ : چهارشنبه ۳۰ فروردین ۱۳۹۶

دانلود رمان طالع ماه

دانلود رمان طالع ماه

نسخه های اندروید (APK) , آیفون و اندروید (EPUB) , جاوا (JAR) و نسخه کامپیوتر (pdf)

نویسنده : mehrsa_m

تعداد صفحات : ۸۲۷

ژانر : عاشقانه

خلاصه رمان :

پريماه يه دختر تنهاست كه غمها و كمبودهاي زيادي توي زندگيش داره . سعي ميكنه اين كمبوداشو برطرف كنه . ولي هميشه هم راه درست و نميره . بعضي وقتا هم چوب ندونم كارياش و ميخوره . تصميم ميگيره خودش و وارد زندگي پسري بكنه تا بتونه زندگي راحتي داشته باشه ولی..

دانلود رمان با لینک مستقیم

DOWNLOAD

قسمتی از داستان :

ظرف سالاد و وسط ميز گذاشتم . نگاه آخر و به ميز شامم انداختم . همه چي تكميل بود . براي بار صدم نگاهم روي ساعت ديواري آشپزخونه افتاد . پس چرا نمي اومد ؟! دلم به شور افتاده بود .

به سمت تلفن رفتم . شمارش و گرفتم . براي بار پنجم !

– دستگاه مشترك مورد نظر خاموش ميباشد . . .

منتظر بقيش نشدم . كلافه تلفن و قطع كردم . صداي آريا افكار بد و از سرم بيرون كرد .

– مامان گشنمه .

نگاهي به صورت معصوم پسرك ۶ سالم انداختم . سعي كردم بر خلاف نگرانيم به صورتش لبخند بزنم . گفتم :

– ميز و چيدم عزيزم . الان برات غذا ميكشم .

به سمت آشپزخونه رفتم . آريا دنبالم ميومد . روي صندلي نشست . نگاهم دوباره روي ساعت چرخيد ۹:۱۵ رو نشون ميداد . نفسم و بيرون دادم . براي آريا غذا كشيدم . با ولع مشغول خوردن شد . كنارش نشستم و نگاهم و بهش دوختم . نگاه كردن بهش خوب بود ! همه ي نگرانيام و از بين ميبرد . 

چه امتیازی می دهید؟
5 / 0
[ 0 رای ]
85 views مشاهده
دیدگاه کاربران انتشار یافته : 0 - در انتظار بررسی : 148
    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.



تبلیغات متنی