مــهر پــاتــوق

دانلود رمان عشق و جدل برای کامپیوتر

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
دوشنبه ۴ بهمن ۱۳۹۵
گالری عکس های جدید سلنا گومز
گالری عکس های جدید سلنا گومز Selena Gomez
دانلود آلبوم جدید مهدی احمدوند به نام ساعت ۷
دانلود آلبوم جدید مهدی احمدوند به نام ساعت 7
دانلود فیلم محمد رسول الله با کیفیت HD
دانلود فیلم محمد رسول الله با کیفیت HD و لینک مستقیم
دانلود رمان بانوی قصه
دانلود رمان بانوی قصه
دانلود رمان مریم در دست روزگار
دانلود رمان مریم در دست روزگار
رمان نفرین ایندرا از نارینه برای دانلود با فرمت pdf,java,epub,apk
رمان نفرین ایندرا از نارینه
دانلود فیلم سینمایی “ضیافت” با کیفیت عالی
دانلود فیلم سینمایی “ضیافت” با کیفیت عالی

تبلیغات


ads 2

دانلود رمان عشق و جدل برای کامپیوتر

دانلود رمان عشق و جدل برای کامپیوتر

تازه داشتم توی تختم جا به جا می شدم که صدای نحس نیما، داداش گرام رو عرض می کنم، خواب نازنینم رو از سرم پروند.
– خاتون، خاتون، پاشو بیا تلفن!
بی توجه به حرفاش بالش رو گذاشتم روی سرم و همون طور که چشمام رو می بستم، داشتم فکر می کردم کجای خوابم بودم؟ آهان، آره داره یادم میاد …
– خاتون با توام ها! اومدی یا قطع کنم؟
اه، حالا اگه این نیما لال مونی گرفت! نمی ذاره آدم دو دقیقه کپش رو بذاره.
– خاتون!
– خاتون و کوفت، بگو خاتون مرده، خبرش بعدا زنگ بزنه دیگه!
دوباره می خواستم چشمام رو روی هم بذارم که جمله ی نیما باعث شد به جاش سیخ بشینم سر جام.
– رعنا جان می فرمایند بعدا زنگ بزنین. مردن به لطف خدا!
چی؟ رعنا؟ نه!
– نیما جان داداشی، قطع نکنی ها؛ اومدم.
نیما: باشه رعنا جان، تو هم سلام به خاله اینا برسون، فعلا خداحافظ عزیزم.
– با تو هستم نیما! می گم قطع نکن، اومدم دیگه!
رو تختیم رو کنار زدم و از تخت پایین اومدم و با دو رفتم سمت پذیرایی، نیما رو هل دادم و پریدم روی تلفن.
– رعنا، رعناجونم. قطع نکردی که؟


… –
– رعنایی؟
… –
– رعنا جونم؟
– سلامت کو؟
همون طور که نفسم رو بیرون می دادم، ولو شدم روی صندلی کنار تلفن.
– آخی، پس قطع نکردی!
– سلامت کو؟
– چطوری تو دختر؟! سمیرا جونم خوبه؟ الهی که من فداش بشم.
– می گم سلامت کو؟
– کارای اومدنت به کجا رسیده؟ اومدنی شدی یا نه؟
– خاتون، می گم سلامت کو؟
– خب زهرمار سلامت کو! سر قبرت هی هیچی نمی گم، سه پیچ می شه!
– تو هنوز آدم نشدی؟ آخه دختر این چه طرز حرف زدنه!
– رعنا جان گیر نده؛ سر صبحی حال ندارم.
– سرصبحی؟ خاتون یه نگاه به ساعتت بندازی بد نیست ها! ساعت یک ظهره.
– باشه بابا حالا جواب منو بده. کی میای بالاخره؟
– والا هنوز که هیچی معلوم نیست، احتمالا اومدنم عقب بیفته. شاید تا شیش ماه دیگه و شایدم بیشتر.
– وای رعنا شیش ماه؟! خیلی زیاده، تا اون موقع من می میرم که! زودتر بیا، به خدا طبقه ی بالای خونه رو یک ماهه واست تر و تمیزش کردم. با همین دستای خودم برات رنگش کردم.
– نمی شه، وگرنه خودت می دونی که من از تو بیشتر عجله دارم. طعنه های مامان و بابا داره دیوونم می کنه؛ بعضی وقتا می گم کاش با مسعود و اعتیادش می ساختم، ولی طلاق نمی گرفتم. باور کن زخم آشنا بدتر از غریبه هاست!

چه امتیازی می دهید؟
5 / 0
[ 0 رای ]
2,045 views مشاهده

تبلیغات

دیدگاه کاربران انتشار یافته : 0 - در انتظار بررسی : 2
    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.




دسته بندی

ads

ads

ads
ads
نوشته‌های تازه
مطالب محبوب
تبلیغات متنی