مــهر پــاتــوق

دانلود رمان فراتر از عشق با فرمت pdf

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
دوشنبه ۱ آبان ۱۳۹۶
عکس/ نیکی کریمی به همراه پدرش در سوییس
عکس/ نیکی کریمی به همراه پدرش در سوییس
عکس جدید و متفاوت نرگس محمدی و همسرش در آغوش هم
عکس جدید و متفاوت نرگس محمدی و همسرش در آغوش هم
دانلود آهنگ پازل باند به نام کار دادی دستم
دانلود آهنگ پازل باند به نام کار دادی دستم
دانلود سری اول ریمیکسهای نایت میکس از دیجی مکس
دانلود سری اول ریمیکسهای نایت میکس از دیجی مکس
۳۰ عکس از مدل پردهای جدید پذیرایی شیک سال ۲۰۱۷ ۹۶
30 عکس از مدل پردهای جدید پذیرایی شیک سال 2017 96
گلچین عکس های زیبای گلاره عباسی
گلچین عکس های زیبای گلاره عباسی
دانلود سریال مظنون Person of Interest با دوبله فارسی
دانلود سریال مظنون Person of Interest با دوبله فارسی

خامنه ای

مهر پاتوق

دانلود رمان فراتر از عشق با فرمت pdf

دانلود رمان فراتر از عشق با فرمت pdf

زینگ… باز صدای زنگ خونه به صدا در اومد باز چهارشنبه شد دو روز تعطیلی تا بریم عشق و حال. درسته که سال آخر دبیرستانم و بچه خرخون کلاس، ولی خوب یه جورایی شر کلاسم. این ویدام که همیشه فس فس می کنه. فقط یه ربع طول می کشه تا مقنعشو روی سرش مرتب کنه. بالأ خره خانوم تشریفشونو اوردن.
– توهم که همیشه فس فس می کنی از دوستم شانس نیوردم.
ویدا- اینقدر غر غر نکن. خب تا وسایلمو جمع کردم دیر شد.
– عین این بچه کلاس اولیا می مونی. ایش…
ویدا- حالا مگه چی شده؟ اگه اینقدر فک نزنی رفتیم خونه.
– شما یه ذره دیگه حوصله کنی مهمون آقا پسرای گل خیابونی می شیم.
قیژ… یه ۲۰۶ مشکی راست جلو پامون ترمز کرد. در گوش ویدا گفتم : عرض نکردم اینم یکی از مزاحما.
ویدا- حالا نگاهش کن ببین کیه؟
– هوی! من محرف نیستما. تو درباره ی من چی فکر کردی هان هان هان؟
با صدای بلند گفتم : ای تو روح هر چی مزاحمه.
یه مرتبه پسره پارازیت در کرد و گفت: خانوم ماشین دربست نمی خوایین؟
ا?! این چه قدر صداش آشناست. نگاهش کردم. اینکه رامتین پسر عمومه. چه قدر کلاس داره جلوی دوستای صمیمیت یکی بیاد دنبالت.
اونم کی؟ پسر عموت.
از ویدا خداحافظی کردم و شیرجه رفتم تو ماشین رامتین.
– به به ماشین نو مبارک! پس شیرینیش کو؟
رامتین- شیرینیش اینه که خودم شخصا اومدم دنبالت.
– نه اون بحثش جداست. جمعه چلو کباب مهمون تو. چه طوره؟
رامتین- یه دختر درس خون جمعه و شنبه حالیش نیست عین یه بچه ی خوب می شینه سر درس و مشقش.
– ایش… برای چی اینقدر می پیچونی؟ خب بگو شیرینی نمی دم خسیس.
رامتین خندید و گفت : من برای خودت گفتم وگرنه من حاضرم جمعه همین هفته.
– ماشینه رو با پول خودت خریدی؟
رامتین- آره.
– دمت جیز من از بچگی عاشق آدمای مستقل بودم.
اینقدر حرف زدیم که اصلا نفهمیدم چه طوری رسیدیم خونه. از رامتین خداحافظی کردم رفتم خونه. مامان داشت برای غذا سالاد درست
می کرد.
– سلام مامانی!

چه امتیازی می دهید؟
5 / 0
[ 0 رای ]
2,363 views مشاهده
دیدگاه کاربران انتشار یافته : 0 - در انتظار بررسی : 19
    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.




دسته بندی

نوشته‌های تازه