مــهر پــاتــوق

دانلود رمان لحظات تلخ سرنوشت اندروید،pdf،جاوا،ایفون - مهر پاتوق شامل ، عکس ، مدل لباس ، فیلم و سریال ، دانلود آهنگ جدید

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
دوشنبه ۴ بهمن ۱۳۹۵
گالری عکس های جدید سلنا گومز
گالری عکس های جدید سلنا گومز Selena Gomez
دانلود آلبوم جدید مهدی احمدوند به نام ساعت ۷
دانلود آلبوم جدید مهدی احمدوند به نام ساعت 7
دانلود فیلم محمد رسول الله با کیفیت HD
دانلود فیلم محمد رسول الله با کیفیت HD و لینک مستقیم
دانلود رمان بانوی قصه
دانلود رمان بانوی قصه
دانلود رمان مریم در دست روزگار
دانلود رمان مریم در دست روزگار
رمان نفرین ایندرا از نارینه برای دانلود با فرمت pdf,java,epub,apk
رمان نفرین ایندرا از نارینه
دانلود فیلم سینمایی “ضیافت” با کیفیت عالی
دانلود فیلم سینمایی “ضیافت” با کیفیت عالی

تبلیغات


ads 2

دانلود رمان لحظات تلخ سرنوشت اندروید،pdf،جاوا،ایفون

دانلود رمان لحظات تلخ سرنوشت اندروید،pdf،جاوا،ایفون

دانلود رمان لحظات تلخ سرنوشت اندروید،pdf،جاوا،ایفون

سلام خدمت نگاه دانلودی های عزیز دم همه عزیزان گرم انجمن نگاه دانلود شد ۱۷ هزار نفر البته واسه ما کمه هاااا باید بیشتر بشیم منتظر عضویت بیشتر عزیزان هستیم جهت عضویت کلیک کنید

نام رمان: لحظات تلخ سرنوشت
ژانر: عاشقانه _ اجتماعی
نویسنده: Parisa.Hekmat
خلاصه رمان:
در این دنیا ما محکوم هستیم…
من و تو…
محکوم به زیستن…
زیستنی پر از درد…


محکوم هستیم تا در تراژدی غمناک سرنوشتمان بازی کنیم…
در این دنیا مهم من نیستم…
مهم تو نیستی…
تنها چیزی که اهمیت دارد، سرنوشت است…
سرنوشتی که از قبل نوشته شده…
سرنوشتی که زندگی را برایمان زهر می کند…
سرنوشتی که خودش تصمیم می گیرد تا چه بازی هایی با ما بکند…
کاری هم به دل های شکسته ما ندارد…
و ما فقط محکوم هستیم به اطاعت کردن…
و چه تلخ است جدایی من و تو…
اما این سرنوشت بی رحم گاهی دلش نرم می شود…
گاهی به جای زجر دادن…
عاشقی را به معشوقی می رساند…
شاید در میان این تلخی ها کور سوی امیدی پیدا بشود….
تا من و تو را از این سیاهی نجات دهد…
اما از بد روزگار سرنوشت دلش به حال ما نمی سوزد…
انگار ما باید همچنان محکوم باشیم به این بازی…
محکوم به این لحظات تلخ سرنوشت…

چشمام از شدت اشک می سوخت، جلوی اشکام رو نمی تونستم بگیرم!
لعنت به این اشکای لجباز…
با احساس سوزش و درد زیادی رو نوک انگشتم، با حرص از جام بلند شدم و چاقو رو انداختم تو ظرف…
اشک جلوی چشمامو گرفته بود اما به هر طریقی هم که شده بود خودمو به ظرفشویی رسوندم و اول با دست سالمم یه مشت آب به صورتم زدم. وقتی محیط اطراف برام واضح شد انگشتمو گرفتم زیر آب سرد، برش سطحی بود اما خون زیادی ازش میومد.

 

چه امتیازی می دهید؟
5 / 0
[ 0 رای ]
1,479 views مشاهده

تبلیغات

دیدگاه کاربران انتشار یافته : 0 - در انتظار بررسی : 2
    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.




دسته بندی

ads

ads

ads
ads
نوشته‌های تازه
مطالب محبوب
تبلیغات متنی