این سایت در ستاد ساماندهی ثبت شده و تابع قوانین جمهوری اسلامی میباشد

دانلود رمان موبایل کلاله

۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۵
480 views
بدون نظر

دانلود رمان موبایل کلاله

دانلود رمان موبایل کلاله

روی تختش نشسته و پایی که روی پای دیگرش انداخته را تاب می داد…تختش را کنار دیوار گذاشته که هر وقت می نشست ، تکیه اش را به دیوار می زد . باز هم با استرس و ناراحتی پاهایش را تاب داد . صدای کاملیا به گوشش خورد :
کلاله ….کلاله کجایی ؟ …
جوابی نشنید اما باز با سرخوشی صدایش کرد : آهای کلاله ….آهای لاله ی عاشق کجایی ؟
در اتاقش باز شد و بین در کاملیا را دید با یک لبخند گشاد . نیمچه لبخندی زد برای خالی نبودن عریضه و دوباره سرش را پایین گرفت و یک پایش را تاب داد. انگشت قلمی و باریکش را دور طرح بلوزش می کشید و خودش را سرگرم کرده بود که کاملیا خودش را داخل اتاق انداخت و روی تخت نشست و گفت :
کجایی دختر ؟
وقتی جوابی نشنید دستش را جلوی چشمان او چندبار تکان داد و گفت : هوووووی …هاااااای عمو با تو ام. کلاله آهی کشید و گفت : کاملیا حوصله ندارم تنهام بگذار…
کاملیا دستش را روی قلبش گرفت و دست دیگرش را طرف او گرفت و شروع کرد مسخره بازی در آوردن :  آه نه ….ای عشق من …هرگز …هرگز تنهایت نمی گذارم ….محال است .
کلاله خنده اش گرفته بود . وقتی می خندید روی گونه هایش چال می رفت . دست کاملیا را پس زد و گفت :  نکن کامی …
کاملیا یک پایش را که از تخت آویزان مانده بود را بالا آورد و کف هر دو پایش را به هم چسباند….عادت داشت به این حالت می   نشست و گفت : عزیزم چال گونه تو بخورم ، نگران نباش …
گونه های کلاله از نفس هایش پر و خالی شد بعد دوباره شروع کرد انگشتش را روی طرح بلوزش کشیدن.

دانلود در ادامه مطلب


لینک کوتاه مطلب

http://www.mehrpatogh.ir/?p=3631

برچسب ها

مطالب مشابه