این سایت در ستاد ساماندهی ثبت شده و تابع قوانین جمهوری اسلامی میباشد

دانلود رمان کمپ تابستانی جاوا،اندروید،pdf،ایفون

۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۵
504 views
بدون نظر

kamp tabestani

دانلود رمان کمپ تابستانی جاوا،اندروید،pdf،ایفون

خلاصه داستان :
سه دختر که یه تابستون متفاوت رو آرزو می کنند
و حس ماجراجوییشون اون ها رو به یه کمپ عجیب ولی زیبا می کشونه.
بدون اینکه بفهمن با رفتن به اونجا سند مرگ خودشون رو امضا می کنند.
بدون هیچ اطلاع قبلی راجب اینکه اون کمپ تابستانی قراره براشون به کمپ مرگ تبدیل شه.
مقدمه:
در آغوش طبیعت نشسته بودم . . .
غروب زیبایی بود . . .
من آناریا نظارگره طبیعت بودم.
بی آنکه بفهمم شب از راه رسید . . .هوا رو به تاریکی رفت . . .
طبیعت دیگر زیبایی خود را از دست داده بود. . .ترسناک شده بود . . .
درختان گویی به مبارزه با من برخاسته بودند . . .
صداهایی همچون زمزمه می آمد . . .
صدایی از درونم به گوش رسید . . .
آناریا مرگ به تو نزدیکه . . .
تنها کاری که تونستم کنم. . . فریاد زدم: سامر،لاریسا فرار کنــین
ناگهان ضربه ای از پشت به سرم وارد شد . . .
و همچون رقاص باله ای به زمین فرود آمدم

**********
با هر قدم کفش های کتونی ما روی زمین که تازه بارون باریده بود خیس و خیس می شد.
اما احساس جالبی بود.
بعد از ظهر زیبایی بود.
از قدم زدن توی این روز بارونی به همراه دو تا از بهترین دوستام لذت می بردم.
یه مرحله از زندگیم رو به پایان رسوندم.
دیگه انگار بزرگ شده بودم.
باید خودم رو برای رفتن به دانشگاه آماده می کردم.
فکر می کنم اگه به امتحانات گند نزده باشیم.
این آخرین باری باشه که مسیر مدرسه تا خونه رو به همراه لاریسا و سامر طی می کنیم.
سامر:یادش بخیر چقدر از این مسیر مدرسه تا خونه هامون خاطره داشتیم.
– بهتر که مدرسه هم تموم شد و دیگه مجبور نیستم قیافه ی نحس برایان رو ببینم!!
لاریسا : هـــی آناریا نباید بذاری تابستونت واسه یه پسر خراب شه!


لینک کوتاه مطلب

http://www.mehrpatogh.ir/?p=3371

برچسب ها

مطالب مشابه