مــهر پــاتــوق

رمان عاشقانه قلب های عاشق

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
شنبه ۳۰ تیر ۱۳۹۷
دانلود فیلم Stolen princess Ruslan and Ludmila 2018 جدید + دوبله فارسی
فیلم Stolen princess Ruslan and Ludmila 2018
دانلود مسابقات جام جهانی فوتبال ۲۰۱۸
دانلود مسابقات جام جهانی فوتبال ۲۰۱۸
دانلود فیلم Keep the Change 2017
فیلم Keep the Change 2017
جزئیات دقیق زلزله ششم دی در تهران,ارک,قم,ملارد,قزوین
جزئیات دقیق زلزله ششم دی در تهران,ارک,قم,ملارد,قزوین
عکس/ نیکی کریمی به همراه پدرش در سوییس
عکس/ نیکی کریمی به همراه پدرش در سوییس
عکس جدید و متفاوت نرگس محمدی و همسرش در آغوش هم
عکس جدید و متفاوت نرگس محمدی و همسرش در آغوش هم
دانلود آهنگ پازل باند به نام کار دادی دستم
دانلود آهنگ پازل باند به نام کار دادی دستم

خامنه ای

مهر پاتوق

رمان عاشقانه قلب های عاشق

رمان عاشقانه قلب های عاشق

در خونه رو با کلیدم باز کردم . طبق معمول کسی تو خونه نبود . بابام که الان شرکت بود . مامانم هم مدرسه ..
سرمو با تاسف تکون دادم و رفتم سمت اتاقم لباسمو با یه بلوز سفید که توت فرنگی گنده ای روش بود و شلوار جین سفید عوض کردم و رفتم تو پذیرایی . ۲ تا پیغام داشتیم . پخشو زدم و رفتم تو آشپزخونه با شنیدن اولین پیغام مشتمو محکم کوبیدم رو اپن و از ته دلم داد زدم : درد بی درمون بگیری ..
این چند روزه مزاحم تلفنی سیریش خونمون شده بود . زنگ میزد و فوت می کرد . منم جدیدا آمپرم زود میره بالا یه ۲ دقیقه ای طرف داشت فوت میکرد بالاخره رفت پیغام بعدی :الو تهمینه جوون نیستین ؟
همونطور که برای خودم چایی میریختم گفتم : نه نیستیم زن عمو
داشتم چایی میخوردم که صداشو شنیدم : تهمینه جان . ما امشب میام منزلتون . خدانگهدارتون باشه.
رها جون می بوسمت
چند بار جملشو با صدای بلند تکرار کردم : امشب میام منزلتون ..
یه دفعه لیوانو کوبوندم رو میز و با سرعت نور دویدم سمت اتاق حولمو برداشتم و پریدم تو حموم . سعی داشتم خودمو واسه امشب بی نهایت زیبا کنم . با فکر اینکه امشب محمد هم میاد یکی از زیباترین لباسامو انتخاب کردم تا واسه امشب بپوشم .. از حموم اومدم بیرون حولمو از سرم جدا کردم و سشوارو گرفتم سمتشون .. بعد از خشک کردن موهام صدای زنگ موبایلم بلند شد رفتم سمت عسلی که جفت تختم بود با دیدن اسمش لبخندی زدم و جواب دادم : الو
-: سلام چطوری ؟
-: خوبم . اتفاقا میخواستم بهت زنگ بزنم
-: کارم داشتی ؟
-: سوره جونم ؟ میتونی بیای پیشم ؟
-: برای چی ؟
-: بیا دیگه مهمون داریم . بیا کمک کن میخوام یه لباس خوب بپوشم .
-: رها ؟ شرمندم به خدا . نمیتونم بیام
-: میدونستی یه چیزیو ؟

دانلود در ادامه مطلب

چه امتیازی می دهید؟
5 / 0
[ 0 رای ]
4,037 views مشاهده
دیدگاه کاربران انتشار یافته : 1 - در انتظار بررسی : 8
    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.


محمد
ابراهیم
شنبه , ۱۰ مهر ۱۳۹۵
پاسخ

واقعا رومانهای خوبی گزاشتین زحمت کشیدین

[Reply]


دسته بندی

مطالب محبوب
تبلیغات متنی