این سایت در ستاد ساماندهی ثبت شده و تابع قوانین جمهوری اسلامی میباشد

شعر خیلی باحال درباره حافظ – طنز

۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۵
1,286 views
بدون نظر

شعر خیلی باحال درباره حافظ – طنز

شعر خیلی باحال درباره حافظ - طنز

نیمه شب پریشب گشتم دچار کابوس

دیدم به خواب حافظ توی صف اتوبوس

.

گفتم سلام حافظ گفتا علیک جانم

گفتم کجا روی تو؟گفت والله خود ندانم

.

گفتم بگیر فالی گفتا نمانده حالی

گفتم چه گونه ای تو گفتا در بند بیخیالی

.

گفتم که تازه تازه شعروغزل چه داری

گفتا که میسرایم شعر سپیدباری

.

گفتم زدولت عشق ؟گفتا که کودتا شد

گفتم رقیب پس چی؟گفتا که کله پا شد

.

گفتم کجاست لیلی؟مشغول دلربایی؟

گفتا شده ستاره در فیلم سینمایی

.

گفتم بگو زخالش؟آن خال آتش افروز

گفتا عمل نموده دیروز یا پریروز

.

گفتم بگو زمویش گفتا که مش نموده

گفتم بگو زیارش گفتا ولش نموده

.

گفتم چرا؟چگونه؟عاقل شدست مجنون؟

گفتا شدید گشته معتاد گرد افیون

.

گفتم کجاست جمشید؟جام جهان نمایش؟

گفتا خریده قسطی تلویزیون به جایش

.

گفتم بگو زساقی حالا شدست چه کاره؟

گفتا شدست منشی در دفتر اداره

.

گفتم بگو ززاهد آن راهنمای منزل

گفتا به من که بردار دستت را از سر دل

.

گفتم زساربان گو با کاروان غمها

گفتا آژانس دارد با تور دور دنیا

.

گفتم بگو زمحمل یا از کجاوه یادی

گفتا پژو دوو بنز یا گلف نوک مدادی

.

گفتم که قاصدک کو؟آن باد صبح شرقی ؟

گفتا که جای خود را دادست به فکس برقی

.

گفتم بیا زهدهد جوییمراه چاره

گفتا به جای هدهد دیش است و ماهواره

.

گفتم سلام مارا باد صبا کجا برد؟

گفتا به پست داده آورد یا نیاورد؟

.

گفتم بگو زمشک آهوی دشت زنگی

گفتا که ادکلن شد درشیشه های رنگی

.

گفتم سراغ داری میخانه ای حسابی

گفتا آنچه بودست گشته چلو کبابی

.

گفتم شراب نابی تو دست و پا نداری؟

گفتا به جایش دارم وافور با نگاری

.

گفتم بلند بوده موی تو آن زمانها

گفتا که حبس بودم از ته زدند آن را

.

گفتم شما وزندان؟حافظ مارو گرفتی؟

گفتا ندیده بودم هالو به این خرفتی…!

منبع: mehrpatogh.ir

لینک کوتاه مطلب

http://www.mehrpatogh.ir/?p=4276

برچسب ها

مطالب مشابه