دانلود رمان ، فیلم ، موزیک در مهر پاتوق

عطر نفس های عشق

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
یکشنبه ۶ اسفند ۱۳۹۶
دانلود فصل دوم مستند گرند تور The Grand Tour Season 2 2017
دانلود فصل دوم مستند گرند تور The Grand Tour Season 2 2017
دانلود فصل سوم برنامه دورهمی با کیفیت عالی
دانلود فصل سوم برنامه دورهمی با کیفیت عالی
دانلود فیلم سینمایی قهرمانان کوچک با کیفیت عالی
دانلود فیلم سینمایی قهرمانان کوچک با کیفیت عالی
دانلود فیلم قصر شیشه ای با دوبله فارسی The Glass Castle 2017
دانلود فیلم قصر شیشه ای با دوبله فارسی The Glass Castle 2017
دانلود انیمیشن بتمن Batman: Gotham by Gaslight 2018
دانلود انیمیشن بتمن Batman: Gotham by Gaslight 2018
دانلود فیلم سینمایی “شنل” با کیفیت ۱۰۸۰p
دانلود فیلم سینمایی “شنل” با کیفیت 1080p
دانلود فیلم سینمایی “مالاریا” با کیفیت ۱۰۸۰p
دانلود فیلم سینمایی “مالاریا” با کیفیت 1080p

عطر نفس های عشق

دسته بندی : زیباترین شعرهای عاشقانه تاریخ : پنج شنبه ۱۹ اسفند ۱۳۹۵

ادبیات و شعر, شعر ناب, اشعار زیبا, شعر نو, اشعار حمید حمیدی زاده

  با من کنون ز وسعت دریا سخن بگو
از رویش دوباره ی گل ها سخن بگو

کتمان مکن که سر به فلک میزند امید
از نخل پا گرفته ز خرما سخن بگو

باور مکن ز محبس تقدیر آمدی
از جلوه های عالم پیدا سخن بگو

دیگر مترس از خطر پنجه های موج
چون ساحلی به وسعت دریا سخن بگو

هستی شمیم عطر نفس های عشق بود
از عشق ، این سروده ی زیبا سخن بگو

دیگر مگو که تشنه ی آب است این کویر
در بارش سپیده ، ز صحرا سخن بگو

همزاد ، چشم خویش ز بیگانگی بشست
با او ، ز جلوه های ثریا سخن بگو.
حمید حمیدی زاده

سماع عشق

زمین و آسمان گویی چو یک پرگار می رقصد

سماع عشق را دیدی ؟ در و دیوار می رقصد

برای دیدن رازی ز پشت پرده ی هستی

چنین مستانه هر مستی ، چو من هشیار میرقصد

حضور و عشق و چرخیدن که از جان پرده بر گیری

و هر صوفی برای شستن زنگار ، می رقصد

نشاط ذره را بر گرد خورشید درون دیدی ؟

و هر صاحب دلی از عشق ، گرد یار می رقصد

خداوندا چه سری بود در رگهای این هستی ؟

که مولانا ، ز شوق دیدن اسرار می رقصد ؟

قلم چون نی تهی از هستی و سرشار از مستی

که امشب در سماع ما ، قلم پر بار می رقصد

رفیقی گفت از رقص و سماع صوفیان امشب

ولی همزاد را دیدم که با زنار می رقصد

حمید حمیدی زاده

شوریدگی

دردمندان را دوایی جز نگاه یار نیست

چاره ی شوریدگی جز بوسه ی دلدار نیست

ای سراپا زندگی ، بر من ببخشا بوسه ای

چون تو آرام دلی ، در شهر ما بسیار نیست

داستان عشق ما را تا ثریا باد برد

بی خبر از حال ما ، جز نقش بر دیوار نیست

از چه می پرسی ؟ ز عقل مست و خواب آلود من؟

در مصاف عقل و دل ، گویی که او هشیار نیست

گفتم ای همزاد،تا کی این چنین شوریده ای؟

گفت عاشق را دگر در بند این گفتار نیست

حمید حمیدی زاده

شیرین و فرهاد

دشت و دمن ،به تماشای گل نشست

وقتی که آمدی همه بغض ها شکست

چون آسمان عشق، بیفشاند جرعه ای

دیدم که سنبل و یاس و، بنفشه مست

با  هر نگاه ، آتش  عشقی  زبانه  زد

چون آتشی که به خرمن فتاده است

اما!.. حکایت  عشق  و  حدیث  درد

در جای  جای  کتاب  و  ترانه  هست

همزاد جز حکایت شیرین طلب مکن

فرهاد وار  بشوی  از  زمانه  دست

حمید حمیدی زاده

چه امتیازی می دهید؟
5 / 0
[ 0 رای ]
44 views مشاهده
دیدگاه کاربران انتشار یافته : 0 - در انتظار بررسی : 145
    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.



تبلیغات متنی