افسردگی باعث از دست دادن حافظه می شود

بیماری افسردگی پیامدهای بسیار نامناسبی را در پی دارد که یکی از بدترین آنها از دست دادن حافظه می باشد.

 

‌محققان آمریکایی بعد از چند دهه مطالعه فرضیه‌های تایید نشده، در نهایت به این نتیجه رسیدند که آسیب مغزی در حقیقت پیامد افسردگی‌ های طولانی مدت است و نه عاملی مستعدکننده برای آن.

 

تحقیقات جدید برای اولین بار ثابت می‌کند که افسردگی موجب کوچک شدن هیپوکامپ hippocampus مغز می‌شود که مسئول شکل‌گیری حافظه جدید است. این امر از دست رفتن عملکردهای حسی و رفتاری را به دنبال دارد.

 

افسردگی باعث از دست دادن حافظه می شود

افسردگی باعث از دست رفتن حافظه می شود

 

مدت‌ها پیش مشخص شده‌ بود که ارتباطی میان کوچک شدن هیپوکامپ مغز و افسردگی وجود دارد، اما مطالعات قبلی نتوانسته ‌بودند در این زمینه به نتیجه‌گیری قطعی برسند. اندازه کوچک نمونه مورد بررسی، انواع مختلف افسردگی و سطوح مختلف درمان و همچنین تفاوت در روش‌های جمع‌آوری اطلاعات و تفسیر نتایج باعث شده بود که یافته‌ها در این زمینه با هم تناقض داشته باشد.

 

محققان یک موسسه مغز و تحقیقات ذهنی در آمریکا، اسکن مغز ۹۰۰۰ نفر را مورد بررسی قرار داده و به این نتیجه رسیدند که افسردگی‌های طولانی مدت باعث آسیب به مغز می‌شود.

 

کوچک شدن هیپوکامپ در بین آن دسته از افرادی که افسردگی آنها قبل از ۲۱ سالگی شروع شده و همچنین در افرادی که دوره‌های برگشت افسردگی را تجربه می‌کنند، گزارش شده ‌است. در نتیجه این تداوم افسردگی است که مغز آسیب می‌بیند.

 

کوچک شدن هیپوکامپ در آن دسته از افرادی که فقط یک دوره افسردگی را تجربه کرده‌اند، مشاهده نمی‌شود. بنابراین این آسیب مغزی، عامل مستعدکننده‌ افسردگی نیست، بلکه یکی از عواقب افسردگی است.

 

هیپوکامپ بخشی از سیستم لیمبیک مغز است که به عنوان مرکز احساسات شناخته می‌شود. این سیستم همچنین در بردارنده بادامه یا آمیگدال است که یکی دیگر از بخش‌هایی است که می‌تواند تحت‌تاثیر افسردگی قرار بگیرد.

 

هیپوکامپ در تشکیل حافظه جدید نقش مهمی بازی می‌کند. با این حال حافظه تنها به معنای به یاد آوردن پسورد نیست.

 

وضعیت حافظه شما صرفا حل کردن جدول سودوکو یا به خاطرآوردن پسورد نیست، بلکه تمام مفاهیم و انگاره‌هایی است که ما از خودمان داریم.

 

بسیاری از آزمایش‌هایی که بر روی حیوانات انجام شده، نشان می‌دهد که وقتی هیپوکامپ کوچک می‌شود، تنها حافظه نیست که دستخوش تغییر می‌شود بلکه تمام رفتارهای مرتبط با آن نیز تغییر می‌کند. بنابراین کوچک شدن با از دست رفتن عملکرد افراد همراه است.

نویسنده: adminmohammad
نظرات: بدون نظر

10 راه برای رسیدن به یک زندگی شاد

بعضي ها انگار به صورت ذاتي شاد و سرزنده هستند و بعضي ديگر نيز به نظر مي رسد که به قول معروف، نافشان را با غم و دلمردگي بريده اند! افراد غمگين تصور مي کنند که شاد بودن بايد در ژنشان باشد و مسئله شاد زندگي کردن، مهارتي نيست که آن را بياموزند و بتوانند خودشان را تغيير دهند. بهتر است بدانيد برخلاف نظر اين عده، ما انسان ها تنها موجوداتي هستيم که مي توانيم تصميم بگيريم زندگي شادي داشته باشيم يا زندگي مان را صرف انجام کارهايي کنيم که ما را غمگين و افسرده مي کنند.

 

دوري از منفي بافي، عقايد و تصورات تکراري و افراد منفي گرا دشوار، اما براي تغيير حال ما از بد به خوب، بسيار موثر است. اگر آزمون روان سنجي روز پنج شنبه صفحه خانواده و مشاوره را انجام داده باشيد، مي توانيد ميزان شاد يا غمگين بودنتان را بسنجيد.

 

در ادامه اين مطلب راهکارهايي براي شاد زيستن مطرح خواهد شد که خواندنشان براي شما، ضروري به نظر مي رسد.

 

نااميدي سراسر وجودتان را فرا نگيرد

اولين و مهم ترين کاري که بايد انجام دهيد، اين است که بينش خود را نسبت به اين دنيا و سختي ها و بلاهاي آن عوض کنيد. اين دنيا در کنار حوادث شيرين، تلخي ها و ناکامي هايي نيز دارد و نبايد به محض مواجه شدن با سختي، احساس نااميدي کنيد.

 

در زندگي خود، بي هدف نباشيد

معمولا افرادي که براي زندگيشان هدف گذاري نکرده اند، دليلي براي شاد شدن در زندگي نمي يابند. بنابراين يکي از گام هاي مهم براي شاد زيستن، آشنايي با تکنيک تعيين هدف در زندگي است. توجه داشته باشيد که در هدف گذاري بايد از ميان اهداف خود، هدفي را انتخاب کنيد که اميد بيشتري به موفقيت آن داريد و در تلاش براي تحقق آن، فقط به فکر تاييد يا تکذيب ديگران نباشيد. البته از مشورت متخصصان بهره بگيريد. همچنين شما براي تعيين يک هدف، بايد واقع بين باشيد.

 

گذشته، به گذشته تعلق دارد

يکي از عمده ترين مواردي که مي تواند شادي را از شما بگيرد، اين است که دائم افسوس گذشته را بخوريد. شما نمي توانيد گذشته را تغيير دهيد و دليلي ندارد با آن زندگي کنيد؛ پس تمام مشکلات و اشتباه هاي گذشته را فراموش کنيد. گذشته ها، گذشته است و شما هر قدر هم بکوشيد، نمي توانيد آن را تغيير دهيد. در واقع خطاها از ما افرادي قوي تر وعاقل تر مي سازند و ما نيز از آن ها درس مي گيريم و به نقاط ضعفمان پي مي بريم. حتي پر تنش ترين و غم انگيزترين موقعيت ها نيز سرانجام درس هاي مفيدي براي ما خواهند داشت.

 

فقط نقاط منفي تان را نبينيد

خود را همان طور که هستيد، قبول کنيد. هر انساني يک سري معايب و يک سري محاسن دارد که در بعضي موارد، توان تغيير آن ها را ندارد. به طور مثال، ممکن است فردي يک مشکل بدني داشته باشد که هميشه به خاطر آن تحت فشار رواني باشد ولي زماني که بپذيرد مشکل دارد و توان تغيير آن را نيز ندارد و بايد با همين مشکل زندگي کند، آرامش رواني بيشتري پيدا خواهد کرد. البته چنين افرادي بايد با توجه به نقاط مثبتشان، بررسي کنند که با چه کارهايي مي توانند نقاط ضعفشان را جبران کنند.

 

در مواجهه با مشکلات بحران سازي نکنيد

يکي از دلايلي که افراد در زندگي غمگين و بي حوصله هستند، بحران سازي هاي آن هاست. بعضي افراد در مواجهه با مشکلات، مشکلات را براي خودشان از آنچه که هستند، بزرگ تر جلوه مي دهند. بسياري از افراد مي گويند زماني که با مشکلي مواجه مي شويم، به شدت آشفته و مضطرب مي شويم ولي بعد از مدتي متوجه مي شويم که آن مشکل آن قدر ها هم آسيب رسان نبوده است.

 

۱۰ روش کاربردي براي شاد بودن

وقتي صحبت از شادي و نشاط به ميان مي آيد، خيلي ها مي گويند: «دل خوش سيري چند؟!» شاد بودن اما برخلاف تصور اين افراد بستگي مستقيم به خود ما دارد. زندگي سخت است، فراز و نشيب دارد، سختي در آن کم نيست اما فردي در زندگي هنرمند خوبي است که با وجود همه اين موانع، بهانه اي براي شادي پيدا کند. توصيه هاي کاربردي و ساده اي را که در ادامه مي آيد براي رسيدن به اين هدف به کار گيريد:

 

۱٫ گلکاري يا باغباني کنيد.

۲٫ پول هاي خود را خرج دلخوشي هاي کوچک و زياد کنيد و مدام به دنبال آرزوهاي گران و دست نيافتني نباشيد.

۳٫ روي کاري که همين الان در حال انجام آن هستيد، تمرکز بيشتري کنيد تا با رسيدن به موفقيت، احساس شادي در شما بيشتر شود.

۴٫ در يک مهارت جديد، متخصص شويد. تشخيص اينکه چه مهارتي باشد به سليقه و توانايي خودتان بستگي دارد.

۵٫ نگراني هايتان درباره آينده را روي يک کاغذ بنويسيد، در يک پاکت نامه بگذاريد و به معناي واقعي مهر و مومش کنيد!

۶٫ اطرافتان را با افراد شاد شلوغ کنيد. گاهي در جمع خانواده تان جوک بگوييد و شوخ طبع باشيد.

۷٫ کار هاي داوطلبانه انجام دهيد. کارهاي داوطلبانه مي توانند کارهايي خلاقانه براي کمک به ديگران باشند.

۸٫ در پايان هر روز، حداقل ۳ اتفاق خوبي را که رخ داده يادداشت کنيد و قبل از شروع روز بعد، حتما نگاهي به آن بيندازيد.

۹٫ مقايسه خود با ديگران را متوقف کنيد. مهم نيست که اين مقايسه در زمينه مالي باشد يا تحصيلي.

۱۰٫ از هر فرصتي براي ورزش استفاده کنيد چراکه ورزش در افزايش روحيه و اعتماد به نفس، تاثير قابل توجهي دارد.

نویسنده: adminmohammad
نظرات: بدون نظر
پدید آورندگان:
حجت عزیزالهی، کارشناس ارشد از دانشگاه یزد
دکتر مرتضی نصرالهی، استادیار دانشگاه یزد
تنظیم و ویرایش: سایت حرف آخر

مقدمه

یکی از آرمان‌های هر شیعه تحقق حکومت مهدوی در جامعه است حکومتی که در رأس آن یک رهبر معصوم قرار دارد. و زمین را مملو از عدل و داد می‌نماید. طبیعیست که تحقق چنین آرزویی زمینه‌های قوی در جامعه می‌طلبد. که در اصطلاح دین به این زمینه‌ها فرهنگ مهدوی گفته شده و هر شیعه موظف است که این فرهنگ را در جامعه گسترش دهد. تا نقشی در تحقق حکومت مهدویداشته باشد. از آنجا که خانواده در هر جامعه‌ای تأثیرگذارترین جزء آن جامعه محسوب می‌شود؛ می‌توان آن‌را مؤثرترین عامل ترویج فرهنگ مهدوی دانست. لذا هریک از اعضای خانواده در مقابل تحقق فرهنگ مهدوی در خانواده‌ی خود مسئولیت ویژه‌ای دارند. در مقابل، تحقق این فرهنگ در رشد خانواده نقش به سزایی داشته و برکاتی برای اعضای خانواده دارد. لذا بررسی این عوامل تحققفرهنگ مهدوی توسط اعضای خانواده و در مقابل، برکات تحقق این فرهنگ بر اعضای خانوادهخالی از لطف و فایده نیست.

برکات ناشی از فرهنگ مهدوی در خانواده

۱٫ وجود حامی معنوی

یکی از نیازهای انسان، نیاز به معنویت و نورانیّت باطن است، که در این راستا وجود یک حامی معنوی، پدر روحانی و ارتباط ملکوتی با انسان‌های عرشی ضروری به نظر می‌رسد. خانواده‌های مهدی باور می‌توانند به بهترین  شکل از وجود مقدس امام زمان (علیه السلام) به عنوان پدر معنوی و حامی روحانی خود بهره‌مند شوند. به همین خاطر است که حضرت امیرالمومنین (علیه السلام) در توصیف شخصیت امام می‌فرماید: «فالإمام…الأبُ الشفیق مَفزَعُ العِبادَ فی الدَّواهی…» یعنی امام پدریست مهربان و پناهگاه بندگان در مصائب، سختی ها و گرفتاری هاست. (مجلسی، ۱۴۰۳، ۲۵، ۱۷۱)
و نیز حضرت صاحب (علیه السلام) در توقیعی به شیخ مفید (رحمه الله) می فرمایند: «إنّا غَیرُ مَهمَلین لِمُراعاتِکُم و لا ناسینَ لِذِکرکُم…» یعنی ما در رسیدگی و سرپرستی شما، کوتاهی و اهمال نکرده ایم و یاد شما را از خاطر نبرده ایم. (طبرسی، ۱۴۰۳، ۲، ۴۹۷)

۲٫ وجود ناظر اخلاقی و دینی

در یک جامعه آرمانی و اسلامی، اصل (ألم یَعلَم بأنَّ الله یَری) (علق/ ۱۴) آیا «آدمی» ندانست که خداوند می بیند؟ کاربرد ویژه‌ای دارد که باعث تقوای فردی برای هرکسی می‌شود.
در این میان، خانواده‌های مهدی باور در کنار این اصل به یک  اصل دیگری نیز معتقدند و آن احساس نظارت مستقیم امام عصر (علیه السلام) بر زندگی و اعمال و رفتار و گفتار آنهاست. لذا امام صادق علیه السلام در تفسیر آیه کریمه «وَ قُل اعمَلُوا فَسیَری اللهُ عَمَلکَُم و رسولُهُ و المُؤمنونَ» یعنی بگو عمل کنید که خداوند و رسول او و مؤمنان (امامان) اعمال شما را می بینند. (توبه/ ۱۰۵) مراد از مومنین را ائمه اطهار علیهم السلام معرفی فرموده‌اند. (قمی، ۱۴۰۴، ۱، ۳۰۴)
در میان اعضای یک خانواده مهدوی، احساس این نظارت و عنایت حضرت، وجود دارد. لذا در انجام اعمال نیک وخیر با سرعت و شتاب افزون‌تری بر دیگران اقدام می‌کنند و به هنگام انجام معصیت و گناه خود را تحت نظر و کنترل حضرتش می بینند و از آن فاصله می‌گیرند.
به همین دلیل است که امام زمان علیه السلام (ع) در نامه ای خطاب به شیخ مفید (رحمه الله) می فرمایند: «فانّا نُحیطُ عِلماً بِأنبائکُم و لا یَعزُبُ عنَّا شیءٌ مِن أخبارکم.» یعنی ما بر اخبار و احوال شما آگاهیم و هیچ چیزی از اوضاع شما بر ما پوشیده نمی‌ماند. (طبرسی، ۱۴۰۳، ۲، ۴۹۷)

۳٫ بهره مندی از دعای خیر امام زمان (ع)

یکی از مهمترین درخواست‌های شیعیان از خداوند متعال، بهره‌مندی از دعای خیر امام عصر (علیه السلام) می‌باشد، زیرا اوست که آبرومند درگاه الهی بوده و دعا وی مستجاب می‌باشد.
یاد مداوم آن حضرت و دعا برای تعجیل فرج ایشان و حرکت در مسیر رضایت آن امام عزیز، ما را مشمول دعاهای خیر ایشان می‌کند. البته طلب دعای خیر و بهره‌مندی از دعای حجت خدا، را فرهنگ اهل بیت (ع) و لسان ادعیه به ما می‌آموزد.
از همین‌رو در دعای ندبه می‌خوانیم: «وَهَب لَنا رأفَتهُ وَ رَحمَتَه و دُعائَهُ و خَیرَه ما نَنالُ به سَعهً مِن رَحمَتِک.» یعنی (بارالها) به ما مهر و محبت و دعا و خیر او را عطا فرما تا به وسیله‌ی آن به رحمت (خاص) تو برسیم. (مجلسی، ۱۴۰۳، ۹۹، ۴۰۸) و نیز امام زمان (علیه السلام) در نامه خود به شیخ مفید (رحمه الله) فرمودند: «لأنَّنا مِن وراءِ حِفظِهم بالدعاء الَّذی لا یحجب عن مَلِکِ الأرضِ و السَّماء فَلتطمئِنَّ بذلک مِن أولیائِنا القُلوب وَلیَثِقُوا بِالکِفایه منه و ان راعَتهُم الخُطُوب.» یعنی چرا که ما مؤمنان شایسته کردار را با نیاش و دعایی که از فرمانروای آسمان ها و زمین پوشیده نمی ماند، حفاظت و نگهداری می کنیم. بنابراین، قلبهای دوستان ما به دعای ما به بارگاه الهی، آرامش و اطمینان یابد و به کفایت آن آسوده خاطر باشند. گر چه درگیری های هراس انگیز، آنان را به دلهره افکند. (طبرسی، ۱۴۰۳، ۲، ۵۹۶)

۴٫ سیره ی امام عصر (ع) الگو و متد خانواده‌های مهدوی

یکی از نیازهای تربیتی انسان برای رشد و تکامل، نیاز به الگو برای الگو برداری است. در دیدگاه دینی بهترین الگو برای دین باوران وجود پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله معرفی گردیده است که بهترین الگو از آن وجود نازنین، امام هر عصری است. به همین جهت است که خانواده‌های مهدوی، برترین الگو و زیباترین مدل انسانی را برای زندگی خود بر گزیده‌اند. آنان  از پشتوانه‌ای باشکوه برخوردارند و با شناخت و تأسی به سیره‌ی عملی امام عصر (علیه السلام) امکان رشد و ترقّی را برای خود و جامعه خود فراهم می‌سازند.
البته سیره‌ی مهدوی در ابعاد گوناگونی همچون سیرت دینی، سیرت خُلقی، سیرت عملی، سیرت انقلابی، سیرت تربیتی، سیرت مالی، سیرت اصلاحی و سیرت قضایی قابل بحث و بررسی و الگوگیری است و خانواده‌های مهدی باور با الهام‌گیری از این سیره‌ها، به امام خویش اقتدا می‌کنند. و سعادت دنیا و آخرت را برای خود رقم می‌زنند.

۵٫ دفع بلاها و آفات

در زندگی انسان دو عامل برای استمرار حیات بشر مؤثر است: یکی وجود نعمت‌های الهی و بهره‌مندی مستمر از آنها و دیگری مصونیت از بلاها و آفات در زندگی؛ که معمولاً انسان‌ها نسبت به هر دو عامل غافل هستند، ولی عده‌ای از خواص بخاطر هوشیاری و آگاهی شکرگزار نعمت‌های الهی بوده و همواره متذکر نعمت‌ها هستند و استمرار و فزونی آنها را از خداوند طلب می‌کنند.
اما در خصوص دفع و مصونیت از بلاها و آفات، حتی بسیاری از خواص هم توجهی ندارند، زیرا از کمیت و کیفیت آنها بی خبرند. امام حسین (ع) در روز عرفه در مورد دفع خطرات و آفات از زندگی انسان‌ها می‌فرمایند:
«وَ عَظُمَت آلاؤکَ فَأیُّ أنعُمِکَ یا الهی اُحصی عَدداً أو ذِکراً أم أیُّ عطاؤکَ أقَوَمُ بها شُکراً و هُما یا ربِّ اکثرُ مِن أن یُحصیها العادُّونَ أو یبلُغَ علماً بها الحافِظون ثُمَّ ماصَرفتَ و درَأتَ عنّی أللهمَّ مِنَ الضُّرَّ و الضَّراءِ اکثَرُ ممّا ظَهرَ لی مِن َ العافیه والسَّرّاءِ…» یعنی و نعمت هایت بزرگ است پروردگارا! کدامین یک از نعمتهایت به ذکر و شمارش درآید؟ کدامین یک از عطایای تو را به شکرش قیام توان کرد؟ در حالی که نعمت ها و عطایایت بیش از آن است که شمارشگران از عهده ی شمارش آنها بر آیند یا حافظان به آن دانا شوند. بار پروردگارا! آن رنج ها و زیانها را که از من به لطفت دفع کرده ای بیش از آن نعمت و عافیتی است که برایم آشکار شده است.
از این فرامایش نورانی که در قالب دعا مطرح گردیده استنباط می‌شود که یکی از الطاف خفیه‌ی الهی بر مؤمنان دفع بلاها و آسیب‌هاست، که این دفع بلا با اسباب گوناگون حاصل می‌شود گاهی با پرداخت صدقه صورت می‌گیرد کما این‌که امام باقر علیه السلام فرمودند: «إِنَّ الصَّدَقَةَ لَتَدْفَعُ سَبْعِینَ‏ بَلِیَّةً» ( کلینی،‏ ۴ ، ۶) یعنی صدقه هفتاد بلا را دفع می‌کند. و گاهی از طریق دعا بلا دفع می‌شود همان‌گونه که امام صادق علیه السلام فرمودند: «إِنَّ الدُّعَاءَ یَرُدُّ الْقَضَاء» (حمیری، ۱۴۱۳، ۳۲) یعنی دعا قضاء را بر می‌گرداند.
گاهی این دفع بلا با وجود امام زمان علیه السلام صورت می‌گیرد همان‌گونه که در دعای عدیله در توصیف امام زمان علیه السلام می‌خوانیم که: «بِیُمْنِهِ‏ رُزِقَ‏ الْوَرَى وَ بِوُجُودِهِ ثَبَتَتِ الْأَرْضُ وَ السَّمَاءُ» یعنی روزی عالم به برکت امام زمان علیه السلام داده می‌شود و به واسطه وجود ایشان زمین و آسمان استقرار دارند. باید توجه داشت که عواملی مانند صدقه و دعا برای دفع بلا در طول عاملِ وجود امام زمان علیه السلام هستند. به عبارت دیگر صدقه و دعا علت تامه دفع بلا نیستند بلکه با عنایت امام علیه السلام این عوامل در دفع بلا تأثیر می‌گذارند.
لذا حضرت ولی عصر (ع) در همین زمینه می‌فرمایند: «إنّا غیرُ مُهمِلینَ لِمُراعاتِکُم و لا ناسِینَ لِذِکرکُم و لَولا ذلک لَنَزَلَ بِکُمُ اللاوَاءُ و اصطلَمَکُمُ الأعداءُ.» یعنی ما در رعایت حال شما کوتاهی نمی‌کنیم و یاد شما را از خاطر نبرده‌ایم و اگر جز این بود از هر سو گرفتاری به شما رو می‌آورد و دشمنانتان، شما را از میان می‌بردند. (مجلسی، ۱۴۰۳، ۵۳، ۱۷۴)
معمولا خانواده‌های شیعه در حد بضاعت خودشان صدقه می‌دهند و دعا می‌کنند اما با این همه امام علیه السلام میفرمایند اگر دعای ما و عنایت ما نبود گرفتاری‌ها و دشمنان از هر سو به سمت شما هجوم می‌آوردند پس معلوم می‌شود علت تامه دفع بلا عنایت حضرت است و بقیه عوامل در طول آن قرار دارد.
و نیز در کلام دیگری می‌فرمایند: «أنا خاتَمُ الأوصیاءِ و بِی یَدفَعُ اللهُ البَلاءَ عَن أهلی و شیعَتی.» یعنیمن آخرین جانشین پیامبر خدا (ص) هستم و خدای تعالی به [سبب وجود] من بلاها را از خاندان و شیعیانم دور می کند. (ابن بابویه، ۱۳۹۵، ۲، ۱۷۱)
البته باید توجه داشت که این تعبیرات به جهت معرفی است نه برای خودستایی شبیه به سربرگ‌های پزشکان که نام خود و زمینه تخصصی خود را بالای نسخه می‌نویسند.
طبیعیست که خانواده‌های مهدوی، به خاطر ارتباط بیشترشان با امام زمان (علیه السلام) مورد عنایت ویژه آن حضرت قرار می‌گیرند و خطرات زمینی و آسمانی با دعای خاص امام زمان (ع) از ایشان مرتفع می‌گردد.

بررسی وظایف خانواده در قبال تحقق فرهنگ مهدوی

۱٫    قبول عبودیّت پروردگار

اولین و مهمترین وظیفه خانواده مهدوی آنست که عبودیت پروردگار باید روح حاکم بر زندگی اعضای خانواده باشد. زیرا طبق آیه شریفه «وَ مَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِیَعْبُدُونِ» (ذاریات ۵۶) هدف از خلقت انسان عبودیت بوده و همان‌گونه که در دعای افتتاح می‌خوانیم: (تَجْعَلُنَا فِیهَا مِنَ الدُّعَاةِ إِلَى طَاعَتِکَ) یعنی یکی از وظایف افراد در جامعه مهدوی فرا خواندن به سمت اطاعت خداوند است. حال این وظیفه وقتی محقق می‌شود که افراد از خانواده‌های خود آغاز کرده باشند.
یکی از رسالت‌های مهم خانوادگی، تشکیل خانه و خانواده‌ای توحید محور و تربیت نسلی موحّد و ذاکر خداست، چنانچه خداوند محل پرورش بهترین بندگان و مصادیق نورالهی را بیوت شمرده و می فرماید: «فی بیوتٍ أذن اللهُ أن تُرفعَ و یُذکَرَ فیها اسمُهُ یسبِّحُ لَهُ فیها بالغُدُوِّ والآصال.» یعنی (مردان الهی) در خانه‌هایی هستند که خداوند اذن فرموده رفعت (مقام) یابند، خانه‌هایی که نام خدا در آنها برده می‌شود و صبحگاهان و شامگاهان در آن تسبیح خدا را می‌گویند. (نور/ ۳۶)
روایات اهل بیت (ع) در خصوص رسالت آموزش توحید به فرزندان به عنوان اولین درس زندگی و بندگی تأکید فراوان دارد. لذا امام سجاد (علیه السلام) می فرمایند: (أنَّکَ مَسئولٌ عَمَّا وَلیتَهُ بِهِ مِن حُسنِ الأدبِ والدَّلالهِ عَلی رَبِّه عزّ وجلّ.) یعنی تو در تربیت او از حسن ادب و توجه به خدا مسئولی(مکارم الاخلاق، ص ۴۲۱) و نیز از رسول مکرم اسلام روایت شده که «إفتَحوا عَلی صِبیانِکم اوَّلَ کَلمَهٍ لا إله إلاّ الله.» یعنی اولین کلمه ای که به فرزندانتان می آموزید کلمه لا اله الاّ الله باشد (متقی هندی، ۱۴۰۱، ۱۶، ۴۴۱) از این‌رو فضیلت و پاداش این عمل را چنان سنگین معرفی نموده‌اند که فرمودند: «مَن رَبِّی صغیراً حَتّی یقولَ لا اله إلا الله لم یُحاسِبهُ الله.» (همان، ص ۴۵۶) هرکس کودکی را تربیت کند تا اینکه لا اله الا الله بگوید، خداوند روز قیامت او را محاسبه نخواهد کرد.
باید متذکر شد که جایگاه بحث توحید و شرک تا آنجا اهمیت دارد که اگر پدر و مادر که در دین اطاعت آنان واجب شمرده شده، در صورت دعوت به شرک دیگر اطاعتشان واجب نخواهد بود، قرآن می فرماید: (وَ إن جاهَداکَ عَلی أن تَشرکَ بی ما لَیسَ لکَ به علم فَلا تُطِعهما…) (لقمان / ۱۵) و هرگاه آن‌دو تلاش کنند که تو چیزی را شریک من قرار دهی که از آن آگاهی نداری، از ایشان اطاعت مکن.

۲٫    تلاش برای شرک زدائی

از جمله مهمترین خدماتی که خانواده مهدوی می‌تواند به فرهنگ مهدوی نماید، شرک زدایی، نشر توحید و موحّد پروری است. زیرا قرآن کریم مهمترین رسالت انبیای الهی را بعد از آشناسازی بندگان با خداوند و صفات او و حرکت حول کلمه‌ی توحید، مبارزه با شرک و پاک‌سازی اذهان از مظاهر بت پرستی و شرک معرفی می نماید. قرآن می‌فرماید:
(وَ لَقَدْ بَعَثْنَا فِی کُلِّ أُمَّةٍ رَسُولاً أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ اجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ…) یعنی ما در هر امتی رسولی برانگیختیم که خدای یکتا را بپرستید و از طاغوت اجتناب کنید. (نحل/ ۳۶)
همان‌گونه که حضرت ابراهیم به عنوان پدر امت، بت شکنی می‌کرد و با استدلال و مناظرات علمی، مردم را به سوی توحید فرا می‌خواند و همان‌گونه که پیامبر (ص) و امیرالمؤمنین (ع) به عنوان پدران امت اسلامی کعبه را از لوث وجود بت‌ها و بت پرستان پاک نمودند، حضرت ابا صالح المهدی (ع) نیز که پیرو رسالت انبیا و عصاره‌ی همه پیامبران و اولیای الهی است، به تخریب بناهای شرک و نفاق می‌پردازد و برای همیشه بساط بت پرستی را از روی زمین برمی‌چیند. به همین جهت است که در دعای شریف ندبه از ایشان به «هادمُ أبنیه الشّرکِ والنِّفاقِ» یعنی (نابود کننده‌ی بناهای شرک و نفاق) یاد شده است.
لذا امام مهدی (ع) و یاران ایشان از عالی‌ترین مقامات توحیدی برخوردارند و لحظه‌ای شرک و شک در ذات الهی به وجود آنان راه نمی‌یابد، آن‌گونه که امام صادق (ع) در وصف این دلاور مردان می فرماید:
«رجالٌ کَأنَّ قُلوبَهُم زُبَرُ الحدید لا یَشُوبُها شَکٌّ فیِ ذاتِ الله.» یعنی اصحاب حضرت مردانی هستند که دل‌های آنان مانند پاره‌های آهن است و شکّی در ایمان به خدا در دل‌های آنان راه ندارد. ( مجلسی، ۱۴۰۳، ۵۲، ۳۰۸)
رسالت اصلی و اساسی مهدی (ع) و مهدی یاوران، گستراندن بسط توحید در سرتاسر گیتی است. امام صادق (علیه السلام) در این زمینه می‌فرمایند:
(إذا قامَ القائم لا یَبقی أرضٌ إلاّ نودِیَ فیها شهادهُ أن لا الهَ الاّ الله و أن محمّداً رسولُ الله.) یعنی زمانی که قائم (ع) قیام کند سرزمینی باقی نمی‌ماند که در آن ندای شهادت «خدایی جز الله نیست و محمد پیامبر خداست» بلند نشود. ( همان، ص ۳۴۰)
در خانواده نیز یکی از رسالت‌های خانوادگی جلوگیری از افکار شرک آمیز است، لذا قرآن کریم با معرفی حضرت لقمان به عنوان پدری حکیم که برای تربیت فرزندی نمونه تلاش می‌کند، آموزش توحید و اجتناب از شرک را جزء اولین برنامه‌های تربیتی وی معرفی می‌کند:«یا بُنَیَّ لا تُشرِک باللهِ إنَّ الشرکَ لَظلمٌ عظیم.» یعنی ای پسرم! چیزی را همتای خدای قرار مده که شرک ظلم بزرگی است. ( لقمان/ ۱۳)
همچنین حضرت ابراهیم در بخش رسالت خانوادگی خود پدر و قوم خود را به دوری از بت پرستی دعوت می‌کند و با آنها به صورت منطقی بحث کرده و می‌گوید: «یَا أَبَتِ لِمَ تَعْبُدُ مَا لاَ یَسْمَعُ وَ لاَ یُبْصِرُ وَ لاَ یُغْنِی عَنْکَ شَیْئاً» یعنی ای پدر برای چه بتی را می‌پرستی که نه چیزی می‌شنود و نه می‌بیند و نه نفعی برای تو دارد؟ (مریم/۴۲) و وقتی می‌خواهد برای خود و فرزندانش دعا نماید، پاکی و تنزّه از بت پرستی را از خدا طلب می‌کند و می‌گوید: «ربَّ اجعَل هذا البَلدَ آمِناً واجنُبنی و بَنیَِّ أن نعبُدَ الأصنامَ.» یعنی پروردگارا این شهر (مکه) را شهر أمنی قرار ده و من و فرزندانم را از پرستش بتها دور نگهدار. (ابراهیم/ ۳۵)
اینجاست که اعضای خانواده می‌توانند با درست انجام دادن رسالت شرک زدایی خود کمک به سزایی به فرهنگ مهدوی نمایند.

۳٫    ایجاد خردورزی و تربیت عقلانی در خانواده

در دولت حضرت مهدی (ع) در کنار دین محوری، عقل محوری از مهمترین اصول است؛ این دوران را می توان دوران تکامل عقل و حکومت عاقلان و حاکمیت عقل نامید، چرا که در دوره پر برکت ظهور امام زمان (ع)، عقول بشری از چنگال هوی‌ها و هوس‌ها نجات می‌یابد و راه تکامل و اوج را پیش می‌گیرد.
حضرت باقر (علیه السلام) در توصیف حکومت مهدوی می‌فرمایند: «إذا قام قائِمُنا وَضعَ یَدَهُ علی رُءُوسِ العِباد فَجَمعَ بها عُقولَهُم و کَمَلَت بِها أحلامَهُم.» یعنی هنگامی که قائم ما ظهور می‌کند، دست (معجزه آسای) خود را روی سر مردم می‌گذارد و بدان وسیله عقول آنها جمع و افکارشان کامل می‌گردد. ( مجلسی، ۱۴۰۳، ۵۲، ۳۲۸)
از دیگر سو، در دنیای کوچک خانواده هم عقل محوری یکی از مهمترین مسئولیت‌هاست. به همین جهت در روایات اهل بیت علیهم السلام به شدت از عواملی که مانع از تشکیل یک خانواده عقلانی می‌گردد جلوگیری شده، مثلاً پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در خصوص وصلت با افراد احمق می‌فرمایند:
«إیّاکُم و تزوَّجَ الحَمقاء فَإنَّ صُحبَتَها ضَیاعٌ وَ وُلَدَها ضِباعٌ» یعنی از ازدواج با زن احمق بپرهیزید، زیرا همنشینی با او تباهی است و فرزندانش کفتار صفت می‌شوند. (مجلسی، ۱۴۰۳، ۱۰۰، ۲۳۷)

۴٫    ارتقای سطح آگاهی و معرفت خانواده نسبت به امام زمان علیه السلام

وظیفه دیگری که بر عهده خانواده‌های مهدی باور نهاده شده ارتقای سطح آگاهی خانواده است. یعنی باید اعضای خانواده با اصول و اهداف ارزشی آشنا گردند؛ زیرا در غیر این صورت، ممکن است به تبعیّت از خرافات پرداخته و تسلیم بی چون و چرای عوامل تأثیرگذار منفی در جامعه شوند که هویّت و ساختار شخصیت خانواده را جریحه‌دار می‌نمایند.
لذا امام صادق علیه السلام وقتی برای زراره از خطرهای آخرالزمان خبر می‌دهند و وی هراسناک از امام می‌پرسد که اگر آن زمان را درک نمودم چه کنم حضرت دعای «اللهم عرفنی نفسک…» ( کلینی، ۱۴۰۷، ۱، ۳۳۷) را به زراره تعلیم می‌فرمایند که از این دعا استنباط می‌شود که ضلالت از دین منوط به عدم شناخت حجّت خداست پس در راه دین ماندن ممکن نیست مگر با شناخت حضرتش؛ لذا در روایات معرفت امام بر همه مردم واجب دانسته شده ( کلینی، ۱۴۰۷، ۱، ۱۸۰) و طبق آیه شریفه (یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا قُوا أَنْفُسَکُمْ وَ أَهْلِیکُمْ نَاراً) هر انسانی موظف است که اولاً امام زمان خود را بشناسد و ثانیاً شناخت خانواده خود را نسبت به وجود امام زمان علیه السلام ارتقاء بخشد. این آشنایی نه در حدّ اطلاعاتی از شناسنامه و اسم و رسم آن عزیز باشد؛ بلکه اعضای خانواده باید باور کنند او اولا زنده است و ثانیاً حاضر است. آنها باید بدانند هر لحظه امام زمان (عج) از احوالات انسان با خبر است. پس با این آگاهی و با آن درک عبودیّت حضرت حق، اعضای خانواده به آگاهی مطلوب و آزادی نسبی از غیر خدا دست می‌یابند. و از بحران‌های اجتماعی خلاصی می‌یابند. و به مقام صبر و ایستادگی رسیده و نیز به بالندگی، نشاط، اطمینان، آرامش و تلاش در جهت اشاعه‌ی ارزش‌های الهی دست می‌یازند.

۵٫    اصل ارتقاء سطح سلامت جسمی افراد خانواده

از آنجا که تحقق نظام عدل در عالم محتاج به ابزار و ادوات مادی است باید به این مقوله نیز اهمیت لازم داده شود. توجه به تغذیه و ورزش اعضای خانواده یکی از مهمترین و مؤثرترین عوامل در تشکیل خانواده مهدوی می‌باشد. اولین خصوصیت تغذیه، حلال بودن آن است زیرا تأثیر لقمه حلال بر روان انسان انکار ناپذیر است کما این‌که در روایات ما یکی از عوامل مهم قساوت قلب لقمه حرام معرفی گردیده است. در روایتی امام حسین علیه السلام در روز عاشورا خطاب به لشکر ابن سعد فرمودند: «فَقَدْ مُلِئَتْ بُطُونُکُمْ‏ مِنَ الْحَرَامِ‏ وَ طُبِعَ‏ عَلَى قُلُوبِکُمْ» یعنی شکمهایتان از حرام پر گردیده و به واسطه آن قلبتان مهر شده. (مجلسی، ۱۴۰۳، ‏۴۵ ، ۸) پس پدر خانواده به عنوان تأمین کننده معیشت خانواده مسئولیت سنگینی در تحصیل لقمه حلال بر عهده دارد. از طرف دیگر یکی از عوامل تأثیرگذار در سلامت تغذیه که در روایات به آن اهمیت داده شده توجه به کمیت و کیفیت و تناسب و توجه به وعده‌ها، در غذا می‌باشد (رک مفاتیح الحیاة بخش خوردن و آشامیدن) که مادر خانواده به عنوان مدیر داخلی خانواده مسئول توجه به این امر مهم است.
اما در مورد ورزش در روایات به شدت به این مقوله پرداخته شده است. در دیدگاه اسلام قوه جسمانی یکی از شرایط تشکیل حکومت دینی است که وقتی بنی‌اسراییل از پیامبر زمانشان تقاضا می‌کنند که حاکم و فرمانروایی بر آنها قرار دهد تا در راه خدا بجنگند و حکومت دینی را استوار سازند پیامبرشان ضمن معرفی طالوت به عنوان حاکم، یکی از معیارهای انتخاب او را قوه جسمانیش مطرح کرده است. (بقره ۲۴۷) و در روایات قوه جسمانی نزد خداوند محبوب شمرده شده که پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: «إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الرَّجُلَ الْقَوِیَّ» ( مجلسی، ۱۴۰۳، ۶۱، ۱۸۴) اما جهت این قوت در دین مقدس اسلام اهمیت ویژه‌ای دارد. لذا در داستان فوق‌الذکر برای تعین معیار حاکم فرمود: «زَادَهُ بَسْطَةً فِی الْعِلْمِ وَ الْجِسْمِ» یعنی صرف داشتن قوت کافی نیست بلکه ترکیب قدرت با علم، آن هم به نحوی که علم جلودار قدرت باشد، لازم است. لذا در روایات ما بالاترین قدرت، غلبه بر هوای نفس و خشم معرفی گردیده. ( مجلسی، ۱۴۰۳، ۷۵، ۱۶۵) پس معلوم می‌شود که قدرت جسمانی وقتی ارزشمند است که در راستای قدرت معنوی قرار گیرد وگرنه به تیغی در دست زنگی مست ماند.
یکی از وظایف مهم والدین نسبت به فرزندانشان در دیدگاه اسلام تعلیم ورزش‌های مفید می‌باشد که رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله در این رابطه فرمودند: «عَلِّمُوا أَوْلَادَکُمُ السِّبَاحَةَ وَ الرِّمَایَةَ» (حر عاملی، ۱۴۰۹، ۱۷، ۳۳۱) یعنی به فرزندانتان شنا و تیراندازی یاد دهید و در برخی از روایت این آموزش‌ها به عنوان حقوق اولاد بر عهده والدین ذکر شده‌اند. (همان، ۲۱، ۴۸۱) طبیعی است که خانواده مهدی باور باید فرزندان خود را مهدی یاور تربیت کنند که این مهم بدون آموزش ورزش‌های سودمند محقق نمی‌شود.

۶٫    ایجاد روحیه حماسی و دلاوری در اعضای خانواده

یکی از معیارهای ارزیابی شخصیت افراد، ارزیابی دلاوری و خطر پذیری آنان می‌باشد. در بین فضیلت‌ها و ارزش‌های اخلاقی انسانی، شجاعت یکی از برترین و کلیدی‌ترین فضائل است. که در روایات اهل بیت علیهم السلام به عزت آماده تعبیر گردیده است. (غررالحکم، ص ۲۵۹)
فرهنگ مهدویت، فرهنگ دلاوری و مردانگی و مکتب شجاع پروری و آفرینش جرأت ورود به صحنه‌های خطر است، به همین دلیل امیرالمومنین علیه السلام در توصیف اصحاب امام عصر (ع) فرمودند: «وَ یَضَعُ یَدَه علی رُءُوسِ العباد فَلا یَبقی مُؤمنٌ إلاّ صارَ قَلبُهُ أشدَّ مِن زُبَرِ الحدید و أعطاهُ اللهُ اربعینَ رجلاً…» یعنی (در آن زمان) دست رحمتش را بر سر بندگان قرار می‌دهد و مؤمنی باقی نمی‌ماند مگر این‌که قلبش از پاره آهن گداخته شده، سخت‌تر می‌شود و خداوند نیروی چهل مرد را به او می‌دهد. (قطب الدین راوندی، ۳، ۱۱۵۰)
از این منظر می‌توان به یکی از خدمات خانواده به فرهنگ مهدوی دست یافت. همان‌طور که تشکیل حکومت عدالت گستر مهدوی نیازمند وجود مردانی شجاع و دلاور است و به طور یقین تربیت چنین سربازانی از کانون تربیتی خانواده شروع می‌گردد؛ برای تربیت چنین نسلی از ابتدای تشکیل خانواده یعنی انتخاب همسر، توجه به این هدف ضروری است، زیرا بر اساس قانون وراثت، صفات شخصیتی والدین به نسل‌های بعدی منتقل می‌گردد و از این رو امیرالمؤمنین علی (ع) پس از شهادت حضرت زهرا (س) برای انتخاب همسر مسأله را با برادرش عقیل – که از نسب شناسان معروف عرب بود – در میان گذاشت و فرمود:
«زنی برایم خواستگاری کن که از نسل مردان شجاع عرب باشد تا با او ازدواج کنم و از او فرزندانی سوارکار و شجاع متولد گردد.» عقیل گفت: درباره‌ی فاطمه دختر حزّام بن خالد کلابیّه چه نظر داری؟ همانا در میان عرب سوارکارانی شجاع تر و بهتر از نیاکان او سراغ ندارم. ( سماوی، ۱۴۲۹، ۲۶)
نتیجه این ازدواج چهار فرزند پسر از ام البنین بود که هریک به عنوان سربازانی فداکار برای قیام امام حسین در کربلا ذخیره شدند.
زن و مرد باید هم خود شجاع باشند و هم شجاع پروری کنند، زیرا نسل شجاع و دلیر است که می‌تواند با عنوان برترین پشتیبان برای نهضت‌های اصلاحی و الهی مانند نهضت و قیام حضرت مهدی (ع) به شمار آید.

۷٫    انتقال محبت مهدوی به فرزندان

با نگاهی به زندگی و روابط بشریت امروز، می‌توان دریافت که یکی از نیازهای اساسی انسان، محبت و عشق حقیقی و پایدار براساس پشتوانه‌های الهی انسانی نه با انگیزه‌های شهوانی، هوسرانی و منفعت‌جویانه است.
یکی از مؤلفه‌های حکومت مهدوی، رفع هراس از جهان، مبارزه با ناامنی‌ها و تبدیل روابط خصمانه به روابط دوستانه بر اساس محبت انسانی و بلکه الهی است، چرا که اساساً امام مظهر دوستی و دوستی آفرینی و منبعی سرشار از عشق است. او موجودی دوست داشتنی و انسانی حامل رحمت برای انسانیت است، زیرا محبت خالص و بی‌شائبه، یک نیاز کلیدی برای انسان است. حضرت رضا (ع) در ضمن روایتی طولانی، در معرفی شخصیت امام می‌فرمایند: «الإمام الامینُ الرَّفیق و الوالدُ الشَّقیقُ والأخُ الشَّقیقُ و مفزَعُ العِباد فیِ الدَّاهِیَهِ.» یعنی امام یاری امین و پدری مهربان و برادری دلسوز و پناهگاه بندگان در حوادث ناگوار است. (ابن بابویه، ۱۳۹۵، ۲، ۶۷۸)
بر این اساس به یک وجه مشترک دیگر بین فرهنگ مهدویت و فرهنگ خانواده می‌رسیم، چرا که یکی از کارکردهای مهم نظام خانواده تبادل عشق و محبت و تشکیل کانونی برای محبّ و محبوب بودن است. همان‌گونه که در بسیاری از احادیث به این مهم پرداخته شده و به محبت ورزی به اعضای خانواده تأکید گردیده تا آنجا که محبت به فرزند عامل جلب محبت الهی معرفی گردیده «اِنَّ اللّهَ‏ لَیَرحَمُ العَبدَ لِشِدَّةِ حُبِّهِ لِوَلَدِهِ» یعنی بدون تردید، خداوند بر بنده خود به خاطر شدّت محبّت به فرزندش، رحم مى‏‌کند. (کلینی، ۱۴۰۷، ۶، ۵۰ ) و افزایش محبت به همسر یکی از ثمرات افزایش ایمان دانسته شده «کُلَّمَا ازْدَادَ الْعَبْدُ إِیمَاناً ازْدَادَ حُبّاً لِلنِّسَاء» یعنی هرگاه ایمان بنده زیاد شود محبتش به همسرش افزایش می‌یابد. ( مجلسی، ۱۴۰۳، ‏۱۰۰، ۲۲۳)
در این راستا ایجاد محبت اهل بیت علیهم السلام در دل اعضای خانواده نقش به سزایی در تشکیلخانواده مهدوی دارد. لذا در روایات تأکید بر تأدیب کودکان بر محبت اهل بیت گردیده در روایتی پیامبر خدا صلی الله علیه وآله و سلم به اصحاب خویش توصیه می‌کنند که: «بُورُوا أَوْلَادَکُمْ‏ بِحُبِ‏ عَلِیِ‏ بْنِ أَبِی طَالِبٍ» یعنی فرزندان خود را با محبت امیرالمومنین علیه السلام تربیت نمایید. (مجلسی، ۱۴۰۳، ‏۲۷، ۱۵۶) همان‌گونه که مشهود است در دیدگاه اسلام تربیت فرزند باید عجین با محبت اهل بیت باشد.

۸٫    آرمان گرایی

ایده مهدویت به عنوان عظیم ترین آرمان جهانی در طول تاریخ، مورد نظر ادیان، قرار گرفته است. آرمانی بزرگ مبنی بر برقراری مدینه فاضله که برخی از مشخصات این آرمان‌شهر مهدوی در آیات قرآنی و روایات اهل بیت (ع) اشاره شده است.
مثلاً در چهل و یکمین آیه از سوره حج می‌خوانیم: «الَّذِینَ إِنْ مَکَّنَّاهُمْ فِی الْأَرْضِ أَقَامُوا الصَّلاَةَ وَ آتَوُا الزَّکَاةَ وَ أَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَوْا عَنِ الْمُنْکَرِ وَ لِلَّهِ عَاقِبَةُ الْأُمُورِ» یعنی همان کسانی که هرگاه در زمین به آنها قدرت بخشیدیم، نماز را بر پا می‌دارند و زکات می‌دهند و امر به معروف و نهی از منکر می‌کنند و پایان همه‌ی کارها از آن خداست.
امام باقر (ع) در تفسیر آیه فوق می‌فرمایند:
«هذه لآلِ مُحمَّدٍ المهدی و أصحابه یُمَلِّکُهُم اللهُ مَشارِقَ الأرضِ و مَغارِبها و یُظهِرُ الدّین و یُمیتُ اللهُ عزّو جلّ بِه و بِأصحابِهِ البِدَعَ و الباطِلَ کَما أماتَ السَّفهَهُ الحَقَّ حتّی لایُری أثرٌ مِنَ الظُّلمِ و یَأمُرونَ بِالمعروفِ و یَنهونَ عَن المُنکَر و للهِ عاقبهُ الأمُور.» یعنی این آیه مربوط به آل محمد یعنی مهدی (عج) و اصحابش است که خداوند آنها را مالک شرق و غرب می‌کند و دین را به وسیله‌ی او بر تمام أدیان پیروز می‌نماید و باطل و دین‌های ساختگی را به همت او و یارانش از میان برمی‌دارد، چنان‌چه پیش از ظهور او سفاهت و نادانی پرده بر روی حق و حقیقت کشیده است، به طوری عدالت گسترش می‌یابد که اثری از ظلم باقی نمی‌ماند، أمر به معروف و نهی از منکر می‌کنند و عاقبت امور در اختیار خداست. ( مجلسی، ۱۴۰۳، ۲۴، ۱۶۵)
از سوی دیگر از جمله مشخصات یک خانواده‌ی موفق و معنوی می‌توان به آرمان‌گرایی آن اشاره نمود که این خصلت باید در جهت معیارهای دینی قرارگیرد. طبق روایات ما، افراد خانواده مسئول انتقال آرمان مهدوی به یکدیگر هستند. مثلاً سلیمان بن خالد به امام صادق علیه السلام عرض کرد که خانواده من از من اطاعت می‌کنند آیا امر ولایت شما را به ایشان منتقل نمایم. حضرت فرمودند: «نعم إنَّ الله عزّوجلّ یقولُ فیِ کتابه: یا أیُّها الَّذین آمَنوا قُوا أنفُسَکُم و أهلیکُم ناراً وَقودُها النّاس والحِجارهُ.» یعنی آری (منتقل کن) به راستی که خدای عزوجل در کتابش می‌فرماید: ای کسانی که ایمان آورده‌اید خود و خانواده خود را از آتشی که هیزم آن انسان‌ها و سنگ‌هاست نگه دارید.(مجلسی، ۱۴۰۳، ۷۱، ۸۷)
حکومت مهدوی در پی تشکیل جامعه بزرگ فاضله و خانواده در پی تشکیل جامعه کوچک فاضله است و به عبارتی هر دو در پی ایجاد فضایی با محوریت ارزش‌های آسمانی و الهی هستند تا در این فضا، انسان‌ها بتوانند بدون هیچ مانع و سدی، مسیر تکامل و رسیدن به اوج قله‌های انسانیت را طی نمایند.

منابع و مآخذ
۱٫    ابن بابویه، محمد بن على، کمال الدین و تمام النعمة ، ۲جلد، چاپ: دوم، تهران، اسلامیه، ۱۳۹۵ق.
۲٫    تمیمى آمدى، عبد الواحد بن محمد، غرر الحکم و درر الکلم، ۱جلد، چاپ: دوم، قم، دار الکتاب الإسلامی، ۱۴۱۰ ق.
۳٫    حر عاملى، محمد بن حسن، تفصیل وسائل الشیعة إلى تحصیل مسائل الشریعة، ۳۰جلد، چاپ: اول، قم ، مؤسسة آل البیت علیهم السلام، ۱۴۰۹ ق.
۴٫    حمیرى، عبد الله بن جعفر، قرب الإسناد، ۱جلد، چاپ: اول، قم، مؤسسة آل البیت علیهم السلام، ۱۴۱۳ ق.
۵٫    سماوی، محمد، ابصار العین فی انصار الحسین علیه السلام، سلحشوران طف – عباس جلالی، ۱ جلد، چاپ: اول، قم، دانشگاه شهید محلاتی، ۱۴۲۹٫
۶٫    طبرسى، احمد ، الإحتجاج على أهل اللجاج، ۲جلد، چاپ: اول، مشهد، نشر مرتضى،۱۴۰۳ ق.
۷٫    قطب الدین راوندى، سعید بن هبة الله، الخرائج و الجرائح، ۳جلد، چاپ: اول، قم، مؤسسه امام مهدى عجل الله تعالى فرجه الشریف، ۱۴۰۹ ق.
۸٫    قمى، على بن ابراهیم، تفسیر القمی، ۲جلد، چاپ: سوم، قم، دار الکتاب، ۱۴۰۴ق.
۹٫    کلینى، محمد بن یعقوب، الکافی، ۸جلد، چاپ: چهارم ، تهران، دار الکتب الإسلامیة، ۱۴۰۷ ق.
۱۰٫    متقی هندی، علاء الدین علی بن حسام الدین، کنز العمال فی سنن الأقوال والأفعال، بکری حیانی – صفوة السقا، ۵ جلد، چاپ: پنجم، بیروت، مؤسسة الرسالة، ۱۴۰۱٫
۱۱٫    مجلسى، محمد باقر، بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ۱۱۱جلد، چاپ: دوم،  بیروت، دار إحیاء التراث العربی ۱۴۰۳ ق.

نویسنده: adminmohammad
نظرات: بدون نظر
وقتی به کنار میز رسید، دستش را به سوی سیگار دود شده دراز کرد و …

به شدت نسبت به مردم احساس مسئولیت می‌کرد و شبانه روز در حل مشکلات مردم تلاش می‌کرد. از این رو به محض تصدی مسئولیت، دفتر رسیدگی به شکایات را تاسیس کرد و برای آن اهمیت زیادی قائل بود.

3799_sunnah.jpgیک روز که شهید رجایی برای امر خاصی شخصاً به آن دفتر مراجعه بود، هنگام گفت‌وگو با کارکنان متوجه شد یکی از کارکنان، در حین انجام وظیفه سیگار کشیده و آن را روی میزش وارونه گذاشته بود.
شهید رجایی همین طور که به توضیحات یکی از آنان گوش می‌داد به سوی همان میز قدم بر داشت و وقتی به کنار میز رسید، دستش را به سوی سیگار دود شده دراز کرد و آن را داخل جاسیگاری که چند ته سیگار دیگر نیز در آن بود گذاشت و همه را در سطل آشغال ریخت و بعد جاسیگاری خالی را داخل کشو میز گذاشت. لحظاتی بعد بی آن که حرفی از سیگار بزند، از کارکنان خداحافظی و آن جا را ترک کرد.

کارکنان دفتر که از عمل شهید رجایی متحیر شده بودند، از آن روز به بعد، دیگر در آن اتاق سیگار نکشیدند.

 

_________________________________________________________
برگی از خاطرات شهید محمدعلی رجایی

نویسنده: adminmohammad
نظرات: بدون نظر
از بیان جزئیاتی که دل نازک کودکان را به درد می‌آورد پرهیز کنید و …

«برادرم که فقط دو سال از من بزرگ‌تر بود می‌گفت «عزاداری واسه مرد است نه واسه دخترا!» بعد با غرور مردانه‌اش زنجیر کوچکش را برمی داشت و در انتهای دسته زنجیر می‌زد. من و مادرم اما، در حسینیه می‌ماندیم، من دنبال دخترکان هم سن و سال خودم می‌گشتم تا در آن چند شب همبازی پیدا کرده باشم و مادرم بیشتر دعا می‌خواند یا مثل بقیه عزاداری می‌کرد، هر وقت هم سؤالی می‌پرسیدم سعی می‌کرد با جملات ساده بگوید چرا دعا می‌خواند یا گریه می‌کند.
روزهای عاشورا و تاسوعا تعزیه داشتیم، دایی خودم هم جزو تعزیه خوان‌ها بود، فهمیدن معنای اشعار تعزیه برای من کمی سخت بود، اما باز هم مادرم برایم می‌گفت داستان کدامیک از اهل بیت پیامبر صلی الله علیه و آله روایت می‌شود و تعزیه چه می‌گوید. اکنون سال‌ها گذشته است، شکل و صورت عزاداری‌های من با دیروزها کمی فرق کرده است، اما خوب می‌دانم که آنچه از دین و مذهب می‌دانم ریشه در همان روزهایم دارد.»
3856_family.jpg

یکی دو روز بیشتر تا تاسوعا و عاشورا نمانده است، این روزها برگزاری مراسم مهمی همچون عزاداری‌های محرم به کودکان نشان می‌دهد اتفاقاتی در هستی می‌افتد که روزمره زندگی انسان‌ها را تحت تأثیر قرار می‌دهد، اتفاقاتی که شکوه یک واقعه را نشان می‌دهد و شوری حماسی در تار و پود جامعه می‌اندازد تا جایی که این شور و حماسه شامل حال کودکی مانند او نیز می‌شود، زیرا ترانه های شاد برنامه های کودکش کمتر می‌شود، مهد و مدرسه‌اش تعطیل می‌شوند و دیگر خبری از جشن تولد و دیگر مراسم شاد نیست. باید توجه کنیم آشنایی کودکان با دین و عقاید اسلامی در متن همین روزها اتفاق می‌افتد و در واقع روزهای خاص مذهبی زمینه تفکرات دینی و بستری مناسب برای تربیت دینی آنان را فراهم می‌آورد. فراموش نکنیم خود ما نیز اگر عشقی در دل نسبت به خاندان اهل بیت علیهم السلام داریم ریشه‌اش را باید در خاطرات همین روزها جستجو کنیم.

«مامان چرا گریه می‌کنی؟»، «بابا چرا ناراحتی؟» این پرسش‌هایی است که معمولاً کودکان بعد از دیدن چهره اشک آلود یا اندوهگین والدینشان می‌پرسند و این بهترین زمان برای توضیح دلیل عزاداری‌هاست، اما باید توجه داشته باشید که توضیح دادن این وقایع نباید به گونه ای باشد که کودکان احساس وحشت و ترس کنند، بنابراین از بیان جزئیاتی که دل نازک کودکان را به درد می‌آورد پرهیز کنید و سعی کنید وقایع کربلا را با زبانی کودکانه برایشان روایت کنید؛ روایتی که بتواند در دل کودک بنشیند تا جایی که اصولی همچون مبارزه با ظلم، عشق به همنوعان، کمک به ضعیفان، حق طلبی، راستگویی و… را در ذهن کودک حک کند.
فراموش نکنید شما در دوره ای زندگی می‌کنید که کودکان بیش از این که با اهل بیت پیامبر صلی الله علیه و آله مأنوس باشند با شخصیت‌های تخیلی کارتون‌هایشان مأنوس شده‌اند.

با توجه به این که برنامه های کودک در این ایام فضایی آرام‌تر و محزون‌تر دارند و کوچه و محله هم نشانه های زیادی از حضور عزاداری مذهبی دارند، سعی کنید رنگ و بوی خانه را هم با این فضا هماهنگ کنید، بسیاری از خانواده‌ها در این روزها خودشان مراسم عزاداری برپا می‌کنند یا نذری می‌دهند، اما در خانه‌هایی که چنین مراسمی برپا نیست والدین به خصوص مادر، بهتر است تغییراتی در فضای خانه ایجاد کند که نشان‌دهنده هم سویی با عزاداری‌ها باشد؛ قرار نیست حتماً با پخش مداحی یا نوحه سرایی چنین فضایی آماده شود، می‌توان با تغییر رنگ لباس در روزهای تاسوعا و عاشورا، خواندن قرآن و دعا یا با آویزان کردن یک پرچم سیاه در خانه، هم سویی با عزاداران را به کودک نشان داد تا او گمان نکند این مراسم مربوط به آدم‌های بیرون از خانه است.

3855_family.jpgباید توجه داشت برنامه های کودک در این ایام تغییرات نسبتاً زیادی پیدا می‌کنند؛ ترانه های شاد پخش نمی‌شود و فضای برنامه‌ها در سکوت بیشتری قرار دارد، مجری‌ها معمولاً لباس‌های تیره تر می‌پوشند و خنده و شادی کمتری از خود نشان می‌دهند، بنابراین سعی کنید برای کودک برنامه های جایگزینی که متناسب با این فضاست قرار دهید.
دیدن تعزیه، دسته های عزاداری، نمایشگاه‌هایی که معمولاً به مناسبت این ایام برگزار می‌شود گزینه های مناسبی است. اگر کودک را به دیدن مراسم تعزیه بردید، با زبان ساده ای روایت تعزیه را به کودک بگویید، بسیاری از کودکان به دلیل این که از داستان تعزیه سر در نمی‌آورند کلافه و خسته می‌شوند.

بد نیست سری هم به کتاب‌فروشی‌ها بزنید و کتاب‌های داستانی را تهیه کنید که برای گروه سنی کودکان است و وقایع کربلا را با زبانی کودکانه و به صورت مصور نشان می‌دهد.
یک راه دیگر هم استفاده از اشعار کودکانه است، اگر کتابی در این زمینه پیدا نکردید با یک جستجوی اینترنتی می‌توانید گلچینی از این اشعار را تهیه کنید و برای کودکان بخوانید. همچنین می‌توانید کودکان را در کمک کردن به مراسم مختلف مذهبی شریک کنید، آن‌ها می‌توانند در پخش کردن غذاهای نذری کمک کنند، به عزاداران خرما یا شیر تعارف کنند و خود را جزئی از عزاداران امام حسین علیه‌السلام ببینند.

نکته دیگری که قابل ذکر است نقد برنامه های عزاداری در مقابل کودکان است. به خاطر داشته باشید کودکان با توجه به سنشان یک داستان کلی را از محرم یاد می‌گیرند و نقد جزئی شما می‌تواند بر این کلیت یادگیری شده، اثر بگذارد. بنابراین اگر به اشعار برخی مداحان یا کیفیت یک عزاداری ایرادی وارد است این را در جمع بزرگ‌ترها بیان کنید نه در حضور کودکان.
شما خودتان هم این هویت مذهبی را در کودکی کسب کرده‌اید و با مطالعه و تعمق بیشتر در طول سال‌های متوالی، توانایی تشخیص درست و غلط را به دست آورده‌اید پس اجازه دهید هویت مذهبی کودک شکل بگیرد و در سنین نوجوانی که پرسش‌های اساسی‌تری برایش ایجاد می‌شود با تفکر و تعمق خودش به این جزئیات بپردازد.

منبع: تبیان

نویسنده: adminmohammad
نظرات: بدون نظر

دعوا کردن با همسرتان کاملاً طبیعی و سالم است. شما دو آدم کاملاً جدا از هم هستید و گاهی اوقات ممکن است نظرات متفاوتی داشته باشید. اما چیزی که شاید متوجه آن نشوید این است که چیزهایی که بعد از دعوا به زبان می‌آورید، به همان اندازه حرف‌هایی که در لحظات داغ و آتشین عشق‌بازی می‌زنید، اهمیت دارند.

کارهای ممنوعه بعد از دعوای زن و شوهری

 دعوا کردن با همسرتان کاملاً طبیعی  و سالم است. شما دو آدم کاملاً جدا از هم هستید و گاهی اوقات ممکن است نظرات متفاوتی داشته باشید. اما چیزی که شاید متوجه آن نشوید این است که چیزهایی که بعد از دعوا به زبان می‌آورید، به همان اندازه حرف‌هایی که در لحظات داغ و آتشین عشق‌بازی می‌زنید، اهمیت دارند. اینجا ۱۰ واکنشی را عنوان می‌کنیم که بعد از دعوا به هیچ عنوان نباید از شما سر بزند، چه مشکلتان را حل کرده باشید و چه در حین و بین بخشش و گذشت باشید.

۱. سرد برخورد نکنید

اگر بعد از دعوا به کمی زمان و فضا نیاز دارید، هیچ اشکالی ندارد؛ فقط باید به او بگویید. یکی از بزرگترین اشتباهاتی که افراد بعد از دعوا مرتکب می‌شوند این است که زبانشان را می‌دوزند. اگر بعد از دعوا او را نادیده بگیرید، ممکن است تصور کند که می‌خواهید مجازاتش کنید و این باعث می‌شود دفعه بعد او هم احساسش را با شما در میان نگذارد. درعوض بگویید، «عصبانیت من به اندازه تو زود از بین نمی‌رود، ۲۴ ساعت به من زمان بده، مطمئن باش خوب می‌شوم. اگر بهتر نشدم آنوقت درموردش حرف می‌زنیم.»

۲. حرف‌هایش را در مغزتان نگه ندارید

همه حرف‌هایی که همسرتان در طول دعوا می‌زند باید همانجا بماند. اگر در طول دعوا چیزی می‌گوید که اذیتتان می‌کند، به او بگویید که حرف‌هایش ناراحتتان می‌کند. اگر روز بعد هم حرف‌هایش هنوز اذیتتان می‌کرد، به خودتان کمی فضا بدهید و خیلی زود به او نزدیک نشوید.

۳. اگر هنوز ناراحت است به یک «متاسفم» بسنده نکنید

یک «معذرت می‌خواهم» یا «متاسفم» خشک و خالی وقتی هنوز از دستتان ناراحت است، برای او کافی نیست. باید توضیح دهید که چرا عذر می‌خواهید. پس بهتر است بگویید، «متاسفم که…» یا «معذرت می‌خواهم که ….» و در ادامه آن هم باید بگویید، «در آینده سعی می‌کنم…» و در جای خالی توضیح دهید که چطور آن اشتباه را دوباره مرتکب نخواهید شد.

۴٫ برای دعوا کردنتان بهانه نیاورید

دعوا کردنتان را می‌توانید گردن میلیون‌ها چیز بینذازید: اینکه روز کاری بدی داشته‌اید، سردرد داشته‌اید، شب خوب نخوابیده‌اید و … درواقع، زوج‌هایی که خواب خوب و کافی ندارند، بیشتر با هم دعوا می‌کنند. باوجود این‌ها، انداختن تقصیر به گردن چیزهای دیگر، در حق خودتان و همسرتان عادلانه نیست. دلیل دعوا اطلاعات است. اگر عصبانی یا ناراحت هستید، اینها اطلاعاتی است که همسرتان باید بداند. دفعه بعدی که روز بدی سر کار داشتید، قبل از اینکه به خانه برسید، به همسرتان اطلاع دهید. با این روش او می‌فهمد که احتمالاً آسیب‌پذیرتر از روزهای عادی خواهید بود.

۵. اگر دوباره موضوع دعوا را به میان کشید، بی‌تفاوت نباشید

اگر فقط چند دقیقه از دعوایتان گذشته است، به همسرتان بگویید بعد از اینکه فکرهایش را کرد، هر سوال یا حرفی دارد می‌شنوید. اگر بعد از چند روز خواست دوباره موضوع دعوا را به میان بیاورد، پشتتان را به او نکنید. ارتباط غیرکلامی خیلی وقت ها بدتر از فریاد کشیدن است. اگر متوجه شده‌اید که به او بی‌محلی کرده و نادیده‌اش گرفته‌اید، برگردید، از او عذرخواهی کرده و به حرف‌هایش گوش دهید.

۶. به نیش زدن ادامه ندهید

اگر هنوز از او ناراحتید، به شما این اجازه را نمی‌دهد که حرف‌های نیش‌دار بزنید. هیچوقت به او توهین نکنید. فراموش کردن توهین‌ها کار خیلی سختی است. درعوض وقتی آرام بودید، از او بخواهید به حرف‌هایتان گوش کند و برایش توضیح دهید که چرا هنوز ناراحتید.

۷. اگر دوست ندارید به زور رابطه‌جنسی برقرار نکنید

هر دو شما عذرخواهی کرده‌اید و این عذرخواهی واقعاً از ته دلتان بوده است اما حالا همسرتان می‌خواهد رابطه‌جنسی داشته باشید و شما واقعاً باورتان نمی‌شود. دلیل آن این نیست که او نمی‌فهمد همین الان دعوا داشته‌اید. خیلی افراد از رابطه‌جنسی برای نزدیک‌تر شدن استفاده می‌کنند. اگر اصلاً تمایلی به چنین ارتباطی در آن زمان ندارید، لازم نیست به زور این کار را بکنید. از او بخاطر تلاش برای نزدیک‌تر شدن تشکر کنید و برایش توضیح دهید که الان روحیه آن کار را ندارید. می‌توانید بغلش کنید و به او بگویید شاید فردا وقت بهتری برای سکس باشد. فقط یادتان باشد پشتتان را به او نکنید و درخواستش را نادیده نگیرید زیرا احساساتش را جریحه‌دار خواهد کرد.

۸. روی اینکه چه چیز باعث آن دعوا شده است متمرکز نشوید

بهتر است انرژی‌تان را روی راهکارهایی برای آن مشکل متمرکز کنید. به جای اینکه علت دعوا را در ذهنتان مدام مرور کنید، سعی کنید شب خوبی را بگذرانید. فرق بین یک دعوای خوب و یک دعوای بد در این است که به راه‌حل رسیده باشید یا نه.

۹. نگویید، «منظوری نداشتم»

گفتن این مثل این است که بخواهید نوشته‌ یک خودکار را با پاک‌کن پاک کنید. فقط اوضاع را بدتر می‌کند و همسرتان هم در پاسخ خواهد گفت، «چرا منظور داشتی». اینکه مدام چیزهایی که گفتید یا نگفتید را مرور کنید، ببینید منظوری داشته‌اید یا نداشته‌اید، باعث می‌شود همه تمرکزتان روی گذشته باشد تااینکه بخواهید راه‌حلی برای آن وضعیت پیدا کنید. اگر او به شما گفت که منظوری نداشته است، شما در پاسخ بگویید، «شاید منظوری نداشته‌ای اما من اینطور حس کردم. پس لطفاً در آینده این کار را تکرار نکن.»

۱۰. بخاطر اینکه دعوا کرده‌اید خودخوری نکنید

دعوا کردن نشانه این است که هر دو شما هنوز روی رابطه‌تان کار می‌کنید و رابطه‌تان برایتان مهم است و این خیلی مثبت است. ممکن است خیلی زوج‌ها را ببینید که می‌گویند قبلاً خیلی دعوا می‌کردند اما الان آسان‌گیرتر شده‌اند. این اصلاً نشانه خوبی نیست! معنی آن این است که می‌خواهند آن رابطه، هرطور که هست، پیش رود، و این دقیقاً چیزی است که قبل از جدایی یا خیانت اتفاق می‌افتد. پس ازاینکه با هم دعوایتان می‌شود و هنوز خیلی چیزها در رابطه برایتان اهمیت دارد، خوشحال باشید، نه ناراحت!

مردمان

نویسنده: adminmohammad
نظرات: بدون نظر

آموزش صاف کردن و لخت کردن مو در منزل
آموزش صاف کردن و لخت کردن مو در منزل

 

شیرنارگیل یک ماده فوق العاده عالی برای از بین بردن موج های مو(وز شدگی مو) می باشد و موها را صاف میکند.

 

یک روش خانگی برای صاف کردن موها

ترکیب شیرنارگیل و لیمو روشی طبیعی برای صاف کردن موها به شمار می رود.

 

شیرنارگیل یک ماده فوق العاده عالی برای از بین بردن موج های مو(وز شدگی مو) می باشد و موها را صاف میکند.

 

شیرموجود درنارگیل را در یک لیوان بریزید و مقدارکمی آبلیمو به آن اضافه کنید. برای مدتی این ترکیب را دریخچال بگذارید تایک لایه کرم مانند روی آن تشکیل شود.

 

این کرم را مستقیمآ روی پوست سر بزنید و بایک حوله گرم ,همه موها رابپوشانید. بعد از گذشت مدت زمانی سرتان را بایک شامپوی ملایم شستشو دهید. وقتی که موهایتان هنوز نم دار است آنها را شانه بزنید.

 

این کار را به مدت پانزده تا بیست روز به طور مداوم انجام دهید.بعد از این مدت خواهید دید که موهایتان به طور طبیعی صاف و لخت شده اند.

نویسنده: adminmohammad
نظرات: بدون نظر

دلیل بی اعتمادی همسرم چیست؟
دلیل بی اعتمادی همسرم چیست؟
دلیل بی اعتمادی همسرم چیست؟ چرا همسر شما بی اعتماد است؟ وقتی شخصی را نمی شناسید یا کاری را برای بار اول انجام می دهید، این که شک کنید یا احساس بی اعتمادی داشته باشید، کاملا عادی است اما گاهی برخی از افراد نسبت به اشخاصی که شناخت کامل به آنها دارند هم حس بی اعتمادی دارند.

 

شک و تردید نیز مانند هر احساس دیگری، یک احساس طبیعی است اما بعضی اوقات این حس از حالت عادی خود فراتر می رود. شاید شما نیز با افرادی برخورد کرده باشید که نسبت به همه کس و همه چیز شک داشته باشند. این افراد در زندگی زناشویی با مشکلات فراوانی روبرو خواهند شد.

 

این بدگمانی در ارتباط با همسر بسیار مشکل ساز می شود به طوری که بسیاری از اختلاف های بین زن و شوهرها معلول این بی اعتمادی ها هستند

 

زندگی کردن با یک فرد شکاک و بی اعتماد و برقراری یک رابطه عاطفی با کیفیت با او شاید کمی سخت باشد. ممکن است شما به خاطر این که حس بی اعتمادی همسرتان را تحریک نکنید، مجبور شوید که به فردی محتاط و بدون حس شوخ طبیعی تبدیل شوید. شاید با این وضعیت مواجه شده اید که هرگونه تلاش ما برای ایجاد رابطه صمیمانه با فرد بی اعتماد، از سوی او به عنوان حمله تلقی شده و در نتیجه او یا از شما بیشتر فاصله گرفته یا با خشم و پرخاشگری شما را از خودش دور کرده است؛ بنابراین، هر چه شما وقت و انرژی خود را صرف رابطه خود با یک فرد بی اعتماد می کنید، پس از مدتی خواهید دید که مورد اعتماد او واقع نشده و هنوز در اول راه مانده اید.

 

شاید موضوع نگران کننده تر این است که فرد بی اعتماد و شکاک در صورت احساس توهین و انتقاد ممکن است دست به واکنش های هیجانی یا حتی فیزیکی بزند.

 

افراد بی اعتماد ممکن است دائم منتظر خیانت همسرشان باشند، بنابراین اگر با یک فرد بی اعتماد زندگی می کنید، این احتمال وجود دارد که از سوی او بارها و بارها به صورت مستقیم و غیرمستقیم به خیانت متهم شده باشید.

 

چرا همسرم بی اعتماد است؟
اغلب کسانی که در گذشته، عذاب بدرفتاری و بی اعتمادی را چشیده اند، مجموعه پیچیده ای از احساساتی مثل درد، ترس، غضب و سوگ را تجربه کرده اند. در نتیجه روابط فعلی شان هم دردآفرین و تحت تاثیر گذشته است.

 

از آنجایی که فرد بی اعتماد احتمالا در دوران کودکی مورد بدرفتاری قرار گرفته و به اطرافیان خود بی اعتماد بوده است، در دوران بزرگسالی نیز از نزدیک شدن به دیگران و ایجاد رابطه صمیمانه با آنها هراس دارد. آنها در روابط خود احساس راحتی نمی کنند. دیگران به جای اینکه برایشان اطمینان آفرین و شادی بخش باشند، پیش بینی ناپذیر و خطرناک جلوه می کنند.

 

چنین افرادی فکر می کنند که دیگران به آنها صدمه می زنند، خیانت می کنند و ازشان سوءاستفاده می کنند. پس بایستی در برابر دیگران همیشه حالت دفاعی داشته باشند. اعتماد کردن برای آنها سخت است، حتی به نزدیکان.

 

این افراد گمان می کنند که دیگران مخفیانه قصد دارند به آنها آسیب بزنند. حتی اگر رفتار فردی با آنها خوب، انسانی و احترام آمیز باشد، در ذهن شان به دنبال این مسئله می گردند که انگار کاسه ای زیر نیم کاسه است. این افراد اعتقاد راسخ دارند که سلام گرگ بی طمع نیست.

 

به علاوه این افراد به خودشان و توانایی ها و دوست داشتنی بودن خودشان هم اعتماد ندارند. آنها شک دارند به این که آنقدر خوب باشند که طرف مقابل شان حاضر باشد با آنها بماند. بنابراین دائم به دنبال نشانه هایی برای این مقصود طرف مقابل شان هستند.

 

دلیل بی اعتمادی همسرم چیست؟

 

با همسر بی اعتماد چه کنیم؟
هر چند زندگی با یک فرد بی اعتماد به نظر مشکل می رسد اما اگر یک همسر بی اعتماد دارید توصیه های زیر می تواند به داشتن رابطه ای با تنش کمتر با همسرتان کمک کند:

۱- توقعات غیرواقعی نداشته باشید
در صورتی که بی اعتمادی و بدرفتاری همسرتان تحت تاثیر دوران کودکی اوست، نباید انتظار این را داشته باشید که این مشکل به سرعت رفع شود. گاهی اینطور به نظر می رسد که تلاش ما به منظور ایجاد اعتماد و خوش بینی، نه تنها ثمری ندارد، بلکه موجب افزایش خصومت او نسبت به شما شده و شما را بیش از پیش نسبت به بهبودی شرایط مأیوس می کند.

 

اگر قادر به پذیرش همسر بی اعتماد خود هستید و همزمان امید به درمان دارید، شرایط بهتری برای تحمل بدرفتاری های ناشی از بی اعتمادی خواهید داشت.

 

۲- صبورانه اعتمادش را جلب کنید
برقراری رابطه با چنین فردی و جلب اعتماد او مستلزم عملکرد سنجیده و شکیبایی بسیار است. بنابراین به تدریج و بدون هیچ گونه فشار یا اجباری وارد رابطه با او شوید و اجازه دهید که او اندک اندک به شما اعتماد کند. به یاد داشته باشید که به همسر خود در مورد اعتماد فرصت لازم را بدهید و اصرار زودهنگام در این باره نداشته باشید.

 

برای مثال نگویید: «چرا تو نمی توانی به من اعتماد کنی؟» اگر چنین کنید فرضیه همسرتان مبنی بر این که شما فردی انتقادگر هستید، به اثبات خواهد رسید و در نتیجه با شما مقابله خواهید کرد.

 

۳- اگر چه سخت است اما از او خشمگین نشوید
طبیعی است که شما در برابر بدبینی، اتهامات، سرزنش ها و بدرفتاری های او با خشم و ناراحتی از خود واکنش نشان می دهید اما مشکل اینجاست که این فرد از آنجایی که به شما بی اعتماد است، دقیقا انتظار همین رفتار را از سوی شما دارد.

 

۴- لجبازی نکنید
لجبازی کردن شاید روشی برای تخلیه هیجان های منفی نسبت به همسر بدرفتار و بی اعتماد باشد؛ اما پژوهش ها نشان داده است که لجبازی و اصرار بر تکرار رفتار نمی تواند چنین مشکلی را حل کند.

 

رفتارهای تلافی جویانه شما سبب می شود که یک بار دیگر همسرتان به این نتیجه برسد که مثل همه افراد دیگر، به شما نیز نمی تواند اعتماد کند. بنابراین از چنین واکنش هایی خودداری کنید. فکر این که یک فرد بی اعتماد، مانند کودکی زخمی و هراسان است، می تواند شما را در کنترل خشم تان نسبت به او یاری کند.

 

۵- همسرتان را مقصر ندانید
به او نشان دهید که او در گذشته مستحق بدرفتاری و سوءاستفاده شدن نبوده است. افرادی که در گذشته با همسرتان بدرفتاری کرده اند، به احتمال زیاد او را مستحق این بدرفتاری ها و بی اعتمادی ها می دانسته اند. رسیدن به این نتیجه که بدرفتاری در گذشته به خاطر بد بودن او رخ نداده است؛ می تواند به عزت نفس بیشتر او کمک کند.

 

۶- رفتارهای شک برانگیز نکنید
آنچه می تواند بی اعتمادی همسرتان را بیشتر کند، رفتار مبهم، شک برانگیز یا غیرصادقانه شماست. برای مثال اگر به دلایل مختلف که برای خودتان موجه است ترجیح بدهید تماس های تلفنی اعضای خانواده، دوستان یا همکاران تان را در حضور همسر پاسخ ندهید؛ بدون این که برای او توضیح دهید که این کار را از روی عادت یا به خاطر خجالت انجام می دهید؛ می توانید زمینه ایجاد شک و بی اعتمادی را در همسرتان فراهم کنید.

 

۷- از یک روان درمانگر کمک بگیرید
اگر بی اعتمادی و بدرفتاری همسرتان شدید است، به ویژه اگر تجارب بدرفتاری در گذشته آسیب جدی به او زده است، از شما نمی خواهیم که به تنهایی با آن روبرو شوید. در صورت امکان بدون این که همسرتان را متهم به بدبینی کنید یا او را مقصر بدانید، از درمانگری صاحب صلاحیت برای تغییر این ویژگی کمک بگیرید.

نویسنده: adminmohammad
نظرات: بدون نظر

رزرو تبلیغات در این مکان

مطالب بر اساس


رزرو تبلیغات در این مکان

نرم افزار های ضروری