مــهر پــاتــوق

تبلیغات دانلود رمان موبایل منم طهورا بایگانی - مهر پاتوق - دانلود رایگان فیلم، سریال، موزیک و انیمیشن

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
دوشنبه ۱ آبان ۱۳۹۶
عکس/ نیکی کریمی به همراه پدرش در سوییس
عکس/ نیکی کریمی به همراه پدرش در سوییس
عکس جدید و متفاوت نرگس محمدی و همسرش در آغوش هم
عکس جدید و متفاوت نرگس محمدی و همسرش در آغوش هم
دانلود آهنگ پازل باند به نام کار دادی دستم
دانلود آهنگ پازل باند به نام کار دادی دستم
دانلود سری اول ریمیکسهای نایت میکس از دیجی مکس
دانلود سری اول ریمیکسهای نایت میکس از دیجی مکس
۳۰ عکس از مدل پردهای جدید پذیرایی شیک سال ۲۰۱۷ ۹۶
30 عکس از مدل پردهای جدید پذیرایی شیک سال 2017 96
گلچین عکس های زیبای گلاره عباسی
گلچین عکس های زیبای گلاره عباسی
دانلود سریال مظنون Person of Interest با دوبله فارسی
دانلود سریال مظنون Person of Interest با دوبله فارسی

….

مهر پاتوق

دانلود رمان پنجره

رمان پنجره

دانلود رمان پنجره

دانلود رمان عاشقانه پنجره از فهیمه رحیمی

دانلود رمان پنجره از فهیمه رحیمی

دانلود رمان پنجره اندروید، جاوا، تبلت، پی دی اف، آیفون

مختصری از رمان:

در مورد دختری با چشمان تیله ای که عاشق همسایه کناریشون شده و جذاب اینه که همسایشون معلم ادبیاتشه 

کاوه که پسری منطبت و خشنه به مرور و چند بار از اشتباهات مینا میگذره و این یعنی کاری که در مقابل هیچ دانش اموزش انجام نداده و گذشت ..!
مینا هم به مرور زمان و در پی رفت و امدهای درسی و خانوادگی از عشق پنهان او مطلع میشه و اما کاوه وادار به پذیرش چیزی میشه که برای مینا ضربه جبران ناپذیری و وحشتناکیه ..

دانلود رمان موبایل منم طهورا

دانلود رمان موبایل منم طهورا

با آرامشِ کامل در حال جمع آوری تفنگم هستم. همه ی قطعات رو به آرامی جدا می کنم و در جای خودش در ساکم می ذارم. این تازه اولین هدف بود. آروم آروم از راه پله ی ساختمانِ بدون سکنه و مخروبه بیرون میام از در اصلی خارج می شم. شالم رو جلوتر می کشم تا جلبِ توجه نکنم، ساک تفنگم که مثل ساک ورزشی به نظر می رسه رو، روی شونه هام می ندازم. عینک دودی تیره ام رو می زنم و یه نگاه اجمالی به اطرافم می ندازم. هنوز خبری نشده و به راه خودم ادامه می دم، اصلا بر نمی گردم ببینم چه خبره؟ بدون هیچ توجهی به راهم ادامه می دم. ولی صداها یواش یواش به گوشم می خوره صدای فریاد چند مرد. صدایی که می گه:
– شاهین دور و بر رو خوب نگاه کن، سیا تو برو ساختمون های اطراف رو زیر نظر بگیر. پیداش کنید. مرده و زندش مهم نیست. فقط برای من بیاریدش.
صدای آژیر آمبولانس شنیده می شه. می دونم که نمرده، هدفم فقط زخمی کردنه، نه کُشتن!
وارد خیابون اصلی می شم، از همون جا یه تاکسی در بست می گیرم و می رم به سمت خونم. خونه ای که یه زمانی مامنِ عشق و عاشقی بود، خونه ای که من توش رشد کردم و بزرگ شدم.
آروم کلیدم رو در میارم و وارد خونه می شم. ساک تفنگم رو با احتیاط می ذارم روی مبل و خودم به سمت آشپزخونه می رم. یه لیوان آبِ سرد از یخچال بر می دارم و یه نفس سر می کشم. صدای مادرم رو می شنوم که می گه:
– طهورا! بازم ایستاده آب خوردی، چه قدر بگم برات ضرر داره؟
سریع به سمت عقب بر می گردم، هیچ کسی نیست، پس صدای مادرم از کجا می اومد؟ بازم رسیدن به حقیقت تلخ! به نبود مادر، به نبود پدر و به نبود تک برادرم طاها!
دوباره سر درد عصبیم سراغم میاد. لیوان رو، روی میز آشپزخونه می کوبم و به سمت نشیمن می رم. روی اولین مبل می افتم. شالم رو از سرم بر می دارم. از درون احساسِ داغی می کنم، همون طور نشسته مانتوم رو از تنم در میارم. روی مبل دراز می کشم تا کمی از سر دردم کاسته بشه ولی مگه می شد! یاد گرفته بودم بهترین کار برای کم کردنِ سر دردم اشک های چشمامه. گریه کردم، آروم شدم. گریه برای من از هر قرصِ مسکنی پر فایده تر بود. حالا احساسِ سبکی می کنم حالا آرومم. مثل کودکی در آغوش مادرش.

دانلود در ادامه مطلب



دسته بندی

نوشته‌های تازه
مطالب محبوب