مــهر پــاتــوق

داستان جدید بایگانی - مهر پاتوق شامل ، عکس ، مدل لباس ، فیلم و سریال ، دانلود آهنگ جدید

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
شنبه ۲ بهمن ۱۳۹۵
گالری عکس های جدید سلنا گومز
گالری عکس های جدید سلنا گومز Selena Gomez
دانلود آلبوم جدید مهدی احمدوند به نام ساعت ۷
دانلود آلبوم جدید مهدی احمدوند به نام ساعت 7
دانلود فیلم محمد رسول الله با کیفیت HD
دانلود فیلم محمد رسول الله با کیفیت HD و لینک مستقیم
دانلود رمان بانوی قصه
دانلود رمان بانوی قصه
دانلود رمان مریم در دست روزگار
دانلود رمان مریم در دست روزگار
رمان نفرین ایندرا از نارینه برای دانلود با فرمت pdf,java,epub,apk
رمان نفرین ایندرا از نارینه
دانلود فیلم سینمایی “ضیافت” با کیفیت عالی
دانلود فیلم سینمایی “ضیافت” با کیفیت عالی

تبلیغات


ads1

داستان کوتاه مردی با چهره زرد

داستان کوتاه مردی با چهره زرد

من می خواهم به شما بگویم این چطور اتفاق افتاد .
اما آسان نیست . حالا ازهمه ی اینها مدتها می گذرد و حتی با آنکه اغلب درباره اش فکر می کنم ، هنوز چیزهایی وجود دارند که نمی فهمم . شاید هرگز نفهمم . چرا اصلاً توی ماشین رفتم؟ آ نچه درباره اش حر ف میزنم یکی از آن اتاقکهای عکس فوری است . روی سکوی شماره ی یک ایستگاه یورک بود چهار عکس با ۰۵ / ۲ پاوند . اگر بخواهید بروید وآنرا ببینید احتمالاً باید هنوز انجا باشد . من هرگز به ان جا بر نگشته ام بنابر این نمی توانم مطم ئن باشم . به هر حال ، با خاله و د ایی ام انجا بودم، منتظر قطار لندن وما بیست دقیقه زود رسیده بودیم ومن حدود سه پاوند پول داشتم ، همه ی انچه از پول تو جیبی ام باقی مانده بود . می توانستم به کیوسک برگردم و یک مجله ی کمیک بخرم ، یک بسته ی دیگر شکلات ، یک کتاب پازل ، می توانستم به کافه بروم و هر نوع کیکی بخرم . می توانستم پولم را نگه دارم . اما شاید این احساس را بشناسید وقتی در تعطیلات هستید و مادرتان مقداری پول به شما داده تا خرج کنید . شما فقط باید ان را خرج کنید
. این تقریباً یک مبارزه است . اهمیتی نداردچه طور ا ن را خرج می کنید . فقط باید مطمئن باشید وقتی به خانه می رسید همه اش تمام شده باشد . عکس برای چه؟ ان موقع سیزده ساله بودم و فکر می کنم از کسانی بودم که به ان ها می گویید خوش قیافه . به هر حال،دخترها این طور می گفتند . موهای روشن ، چشم های ابی، نه چاق، نه لاغر . ظاهرم برایم مه م بود . جین های مناسب ، کفشهای ورزشی مناسب، از این جور چیزها . اما برای من حیاتی نبود . چیزی که می خواهم بگویم این است ان عکسها را نگرفتم تا به دیوار سنجاق کنم یا به کسی ثابت کنم چه ستاره ی سینمایی هستم . فقط به انها نگاه کردم . نمی دانم چرا .

دانلود در ادامه مطلب

داستان عشق دختر به پدر

دسته بندی : داستان عاشقانه تاریخ : جمعه ۲۰ فروردین ۱۳۹۵

داستان عشق دختر به پدر

داستان عشق دختر به پدر

همه ما میدانید عشق و علاقه ای که بین دختر و پدر و بالعکس هست، بسیار زیاد بوده و حتی میتوانیم با مثال هایی از اطرافیان خود پی به این موضوع ببریم.داستان عاشقانه زیر را که در این مورد می باشد را تقدیم شما میکنیم:

ﺩﺭ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺻﺒﺢ ﻋﺮﻭﺳﯽ ، ﺯﻥ ﻭ ﺷﻮﻫﺮ ﺗﻮﺍﻓﻖﮐﺮﺩﻧﺪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺭﺍ ﺑﺮ ﺭﻭﯼ ﻫﯿﭽﮑﺲ ﺑﺎﺯ ﻧﮑﻨﻨﺪ.
ﺍﺑﺘﺪﺍ ﭘﺪﺭ ﻭ ﻣﺎﺩﺭ ﭘﺴﺮ ﺁﻣﺪﻧﺪ،ﺯﻥ ﻭ ﺷﻮﻫﺮ ﻧﮕﺎﻫﯽ ﺑﻪ ﻫﻤﺪﯾﮕﺮ ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻨﺪ،ﺍﻣﺎ ﭼﻮﻥ ﺍﺯ ﻗﺒﻞ ﺗﻮﺍﻓﻖ ﮐﺮﺩﻩ  ﺑﻮﺩﻧﺪ ، ﻫﯿﭽﮑﺪﺍﻡ ﺩﺭ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ ﻧﮑﺮﺩ.
ﺳﺎﻋﺘﯽ ﺑﻌﺪ ﭘﺪﺭ ﻭ ﻣﺎﺩﺭ ﺩﺧﺘﺮ ﺁﻣﺪﻧﺪ.ﺯﻥ ﻭ ﺷﻮﻫﺮ ﻧﮕﺎﻫﯽ ﺑﻪ ﻫﻤﺪﯾﮕﺮ ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻨﺪ.
ﺍﺷﮏ ﺩﺭﭼﺸﻤﺎﻥ ﺯﻥ ﺟﻤﻊ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺣﺎﻝ ﮔﻔﺖ:ﻧﻤﯽ ﺗﻮﻧﻢ ﺑﺒﯿﻨﻢ ﮐﻪ ﭘﺪﺭ ﻭ ﻣﺎﺩﺭﻡ ﭘﺸﺖ ﺩﺭ ﺑﺎﺷﻨﺪ ﻭ ﺩﺭ ﺭﺍ ﺭﻭﺷﻮﻥ ﺑﺎﺯﻧﮑﻨﻢ.
ﺷﻮﻫﺮ ﭼﯿﺰﯼ ﻧﮕﻔﺖ ، ﻭ ﺩﺭ ﺭﺍ ﺑﺮﻭﯾﺸﺎﻥ ﮔﺸﻮﺩ.ﺍﻣﺎ ﺍﯾﻦ ﻣﻮﺿﻮﻉ ﺭﺍ ﭘﯿﺶ ﺧﻮﺩﺵ ﻧﮕﻪ ﺩﺍﺷﺖ.
ﺳﺎﻟﻬﺎ ﮔﺬﺷﺖ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺑﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﭼﻬﺎﺭ ﭘﺴﺮ ﺩﺍﺩ.ﭘﻨﺠﻤﯿﻦ ﻓﺮﺯﻧﺪﺷﺎﻥ ﺩﺧﺘﺮ ﺑﻮﺩ.ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻮﻟﺪ ﺍﯾﻦ ﻓﺮﺯﻧﺪ ،
ﭘﺪﺭ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺷﺎﺩﯼ ﮐﺮﺩ ﻭ ﭼﻨﺪ ﮔﻮﺳﻔﻨﺪ ﺭﺍ ﺳﺮ ﺑﺮﯾﺪ ﻭ ﻣﯿﻬﻤﺎﻧﯽ ﻣﻔﺼﻠﯽ ﺩﺍﺩ.
ﻣﺮﺩﻡ ﻣﺘﻌﺠﺒﺎﻧﻪ ﺍﺯ ﺍﻭ ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ:ﻋﻠﺖ ﺍﯾﻨﻬﻤﻪ ﺷﺎﺩﯼ ﻭ ﻣﯿﻬﻤﺎﻧﯽ ﺩﺍﺩﻥ ﭼﯿﺴﺖ ؟ ﻣﺮﺩ ﺑﺴﺎﺩﮔﯽ ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩ:ﭼﻮﻥ ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻮﻥ ﮐﺴﯿﻪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺭﺍ ﺑﺮﻭﯾﻢ ﺑﺎﺯ ﻣﯿﮑﻨﻪ!
♥سلامتی همه دخترای با محبت  و پدرای مهربون♥
منبع: mehrpatogh.ir

تبلیغات



دسته بندی

ads

ads

ads
ads
نوشته‌های تازه
مطالب محبوب
تبلیغات متنی