مــهر پــاتــوق

دانلود رمان استاد بازی بایگانی - مهر پاتوق - دانلود رایگان فیلم، سریال، موزیک و انیمیشن

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
سه شنبه ۲۹ خرداد ۱۳۹۷
دانلود مسابقات جام جهانی فوتبال ۲۰۱۸
دانلود مسابقات جام جهانی فوتبال ۲۰۱۸
دانلود فیلم Keep the Change 2017
فیلم Keep the Change 2017
جزئیات دقیق زلزله ششم دی در تهران,ارک,قم,ملارد,قزوین
جزئیات دقیق زلزله ششم دی در تهران,ارک,قم,ملارد,قزوین
عکس/ نیکی کریمی به همراه پدرش در سوییس
عکس/ نیکی کریمی به همراه پدرش در سوییس
عکس جدید و متفاوت نرگس محمدی و همسرش در آغوش هم
عکس جدید و متفاوت نرگس محمدی و همسرش در آغوش هم
دانلود آهنگ پازل باند به نام کار دادی دستم
دانلود آهنگ پازل باند به نام کار دادی دستم
دانلود سری اول ریمیکسهای نایت میکس از دیجی مکس
دانلود سری اول ریمیکسهای نایت میکس از دیجی مکس

….

مهر پاتوق

دانلود رمان استاد بازی

دانلود رمان خارجی استاد بازی اثر سیدنی شلدون

تالار بزرگ پذیرایی پز از اشباح آشنایی بود که به آنجا ماده بودند تا سالگرد تولد کیت بلک ول را با او جشن بگیرند کیت آنها را تماشا میکرد که با آدمهایی که از گوشت و خون بودند می آمیختند و همچنان که این مدوعوین متعلق به زمان و مکانی دیگر در زمین رقص و در میان میهمانان مرد و زنی ملبس به کت و شلوار رسمی شب و پیراهن براق شب می لولیدند و گردش می کردند صحنه در ذهنش به تخیلی رویا گونه تبدیل شد.در جشن خانه ی مجلل کیت موسوم به خانه ی تپه ی سدر واقع در شهر دارک هاربر ایالت مین صد نفر مهمان حضور داشتند کیت بلک ول با شیطنت اندیشید البته بدون احتساب اشباح.
او زنی لاغر و ظریف اندام بود باظاهری با شکوه و پر ابهت که باعث می شد قد بلندتر از آنچه بود به نظر برسد چهره ای به یاد ماندنی داشت صورت استخوانی مغرور چشمانی به رنگ آسمان خاکستری سپیده دم و چانه ای پیش آمده آمیزه ای از اجداد اسکاتلندی و هلندی اش موهای سپید نرمی داشت که زمانی آبشاری از گیسوان مشکی براق و انبوه را تشکیل می داد و پوستش در برابر چینهای زیبا و خوش ترکیب پیراهن عاجی رنگ مخملی اش شفافیت نرمی داشت شفافیتی که گاه سنین کهولت به همراه می آورد.
کیت بلک ول اندیشید احساس نمی کنم نود سال سن دارم همه ی ان سالها چه شده است؟او اشباحی را که می رقصیدند تماشا می کرد آنها می دانند آنها اینجا بودند بخشی از آن سالها بخش از زندگی من بوده اند.او باندا را با آن چهره سیاه و مغرورش دید.و نیز دیوید دیوید عزیزش که قد بلند و جوان و خوش قیافه بود هم در آنجا حضور داشت به همان شکلی که کیت نخستین بار او را دیده و در نگاه اول عاشقش شده بود دیوید به او لبخند می زد و کیت می اندیشید به زودی عزیزم به
زودی نزده خواهم آمد آرزو می کردم کاش دیوید زنده بود و نتیجه اش را می دید.
چشمان کیت در سالن بزرگ گردش کرد و بالاخره نتیجه اش را دید پسرک نزدیک دسته ی نوازندگان ایستاده بود و آنها را تماشا می کرد او پسر بچه ی فوق العاده قشنگی بود حدود هشت سال داشت موهایش بور بود و کت مخمل مشکی و شلوار دارای طرح اسکاتلندی پوشیده بود رابرت نسخه ی دوم پدر پدر پدر بزرگش جیمی مک گریگور بود مردی که تابلوی نقاشی شده ای از وی بر بالای بخاری دیواری مرمرین نصب بود.

دانلود در ادامه مطلب



دسته بندی

تبلیغات متنی