مهر پاتوق

» دانلود رمان زیبا و رایگان

یکشنبه , ۱ بهمن , ۱۳۹۶
پخش اختصاصی
فیلم های جدید
آرشیو
اخبار بازیگران
آرشیو

دانلود رمان زیبای من و آرش و خاطراتمان نوشته فهیمه نادری فرد

 

دوباره عصبی شدم هیچ وقت به خانواده م فکر نمی کردم و این اذیت کردن دیگران هم به این خاطر بود که بتونم اونا رو فراموش کنم یک گوشه نشستم و سرمو کردم توی لاک خودم و باز دوباره به یاد مادرم افتادم زنی که با تموم خودخواهی های پدر کنار می اومد و با تمام ناراحتی هایی که می کشید برای دلخوشی من که تنها فرزندش بودم تحمل می کرد و دم بر نمی اورد چقدر مادرم مظلوم بود و مظلوم مرد بابا اونو دق داد مامان می دونست که بابا خارج از این خونه ویلاییش که برای ما ساخته خونه ی دیگه و خانواده ی دیگه ای هم داره ولی مثل همیشه آروم و صبور بود وقتی به لحظه مرگش فکر می کنم که چطور روی تخت دراز کشیده بود و بهم اصرار می کرد بعد از مرگش احترام پدرمو داشته باشم دلم خون می شه چقدر چشمای پاکش زلال و شفاف بود و من چقدر محتاجش بودم