مــهر پــاتــوق

دانلود رمان عاشقی ممنوع بایگانی - مهر پاتوق شامل ، عکس ، مدل لباس ، فیلم و سریال ، دانلود آهنگ جدید

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
دوشنبه ۹ اسفند ۱۳۹۵
گالری عکس های جدید سلنا گومز
گالری عکس های جدید سلنا گومز Selena Gomez
دانلود آلبوم جدید مهدی احمدوند به نام ساعت ۷
دانلود آلبوم جدید مهدی احمدوند به نام ساعت 7
دانلود فیلم محمد رسول الله با کیفیت HD
دانلود فیلم محمد رسول الله با کیفیت HD و لینک مستقیم
دانلود رمان بانوی قصه
دانلود رمان بانوی قصه
دانلود رمان مریم در دست روزگار
دانلود رمان مریم در دست روزگار
رمان نفرین ایندرا از نارینه برای دانلود با فرمت pdf,java,epub,apk
رمان نفرین ایندرا از نارینه
دانلود فیلم سینمایی “ضیافت” با کیفیت عالی
دانلود فیلم سینمایی “ضیافت” با کیفیت عالی

تبلیغات


ads1

دانلود رمان عاشقی ممنوع + دانلود

دانلود رمان عاشقی ممنوع + دانلود

کش چادرم رو روی سرم مرتب کردم خب پیش به سوی درس و مخش! با قدم های آروم به سمت سالن دانشگاه به راه افتادم.
ای خدا بازم دیرم شد! ای خداا؟ آخه چرا من نمیتونم به موقع به دانشگام برسم؟ با قدم های تند از توی سالن رد شدم و پله هارو با عجله طی کردم. پوشه جزوه ام رو زیر چادرم پنهون کرده بودم و درحالی که حرکتشون رو زیر چادرم میفهمیدم از پله ها بالا میرفتم.
اخیش این پیچ آخری پله رو هم رد کردم که شخصی در کثر ثانیه از جفتم رد شد و بهم تنه زد که باعثشد تعادلم به هم بریزه و پام به چادرم گیر کنه و گرومپ! پخش زمین شدم!
ای وای خاک به سرت فرگل … دیدی آخر مردی و یه کوزه شکسته از زیر زمین پیدا نکردی؟ اشکال نداره ایشالا برم بهشت اونجا پیدا میکنم!
تو همین حال و هوا بودم که صدایی شنیدم:
اوه ببخشید خانوم من واقعا معذرت میخوام!
تازه فهمیدم که چه آبرو ریزی به بار آوردم! از جام بی حرف بلند شدم و چادرمو تکون دادم. نگاهم به جزوه هام افتاد و آه از نهادم بلند شد!
ای خدا … بد شانسی بیشتر از این؟ سرمو بالا آوردم و بادیدن شخصی که روبه روم بود حالت مشمئز بهم دست داد. آخه اینم جوونن ما داریم؟! نگاه کن تورخدا!
صداش بود که گفت:
من الان اینارو جمع میکنم …
اینو گفت و خم شد و جزوه هارو جمع کرد. وا فرگل تو چیکار تیپش داری؟
گفتم:
خودم جمع می- …
هنوز حرفم تموم نشده بود که جزوه به دست از جاش بلند شد و روبه روم ایستاد و گفت:
متاسفم بفرمایین …
اینو گفت و جزوه هارو به دستم داد و به سرعت دور شد. . واه این چی بود دیه؟ شونه ای بالا انداختم و تازه یادم افتاد که چه قدر دیرم شده.

تبلیغات



دسته بندی

ads

ads

ads
ads
نوشته‌های تازه
مطالب محبوب
تبلیغات متنی