مــهر پــاتــوق

دانلود رمان های باران آمد بایگانی - مهر پاتوق - دانلود رایگان فیلم، سریال، موزیک و انیمیشن

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
سه شنبه ۲۸ آذر ۱۳۹۶
عکس/ نیکی کریمی به همراه پدرش در سوییس
عکس/ نیکی کریمی به همراه پدرش در سوییس
عکس جدید و متفاوت نرگس محمدی و همسرش در آغوش هم
عکس جدید و متفاوت نرگس محمدی و همسرش در آغوش هم
دانلود آهنگ پازل باند به نام کار دادی دستم
دانلود آهنگ پازل باند به نام کار دادی دستم
دانلود سری اول ریمیکسهای نایت میکس از دیجی مکس
دانلود سری اول ریمیکسهای نایت میکس از دیجی مکس
۳۰ عکس از مدل پردهای جدید پذیرایی شیک سال ۲۰۱۷ ۹۶
30 عکس از مدل پردهای جدید پذیرایی شیک سال 2017 96
گلچین عکس های زیبای گلاره عباسی
گلچین عکس های زیبای گلاره عباسی
دانلود سریال مظنون Person of Interest با دوبله فارسی
دانلود سریال مظنون Person of Interest با دوبله فارسی

….

مهر پاتوق

عنوان رمان:تند باد

نویسنده:بهاره.ش

تعداد صفحات پی دی اف:۲۱۳

منبع: وبلاگ کاغذ های باطله

 

منتشر شده برای کامپیوتر(pdf)، موبایل(java)، اندروید(apk)، اندروید؛ تبلت؛ آیفون؛ آیپد(epub)

 

آغاز رمان:
مردم هر روز می میرن. مثل امروز صبح که آقای کمالی مرد. شاید تا من برگردم دفنش کرده باشن.صبح که از خونه زدم بیرون فهمیدم. دیشب تا صبح کابوس دیدم. لعنتی. از این عطر تلخ بدم میاد. بدم میاد. بدم میاد.
پ.ن: باید دیگه از روی این نیمکت بلند شم. در ورودی درست اون ور خیابونه. شیش تا اتوبوس تا حالا رد شده. اولین روزیه که دارم می رم دانشگاه. کلاسم احتمالا دیر بشه و من دارم از اضطراب می میرم.
***
شلوغی راهرو ها و دانشجوهای ترم اولی با برگه های انتخاب واحد به دست صحنه تکراری اوایل هر ترم بود. نسیم و ستاره از همان لحظه انتخاب واحد با هم آشنا شده بودند و بر طبق اصل نانوشتنی دانشجوهای ترم اول همیشه دوست دارند با یک نفر دیگر این طرف و ان طرف بروند تا تعداد گم شدن ها به حد اقل برسد. نسیم نگاهی به بلوک مقابلش کرد و گفت:
– چه فایده داره وقتی تابلو اسم بلوک کنده شده. ما بدبدختا از کجا باید بفهمیم که این کدوم بلوکه!
ستاره که گوشه برگه انتخاب واحدش را توی دهانش خیسانده بود نگاهی به اطراف انداخت و گفت:
– چاره ای نداریم باید اعتراف کنیم که ترم بوقی هستیم و بریم از کسی بپرسیم.
نسیم نگاه مرددی به او انداخت و سر تکان داد. ستاره هم که تائید او را گرفته بود برگشت و اولین نفری را که دید خفتش کرد:
– ببخشید!
پسری که قدم تند کرده تا از کنارشان رد شود با صدای ببخشید ستاره فوری ایستاد:
– با من بودین؟
نسیم نگاهی به ستاره انداخت و با چشم اشاره کرد که بپرسد. ستاره هم فوری گفت:
– ما دنبال بلوک سی می گردیم.
پسر پا به پا شد و با لبخندی یک وری گفت:
– ترم یکی هستین؟
نسیم نگاهی به ستاره انداخت و انگار گفت:
– منظورش همون ترم بوقیه!



دسته بندی

نوشته‌های تازه
مطالب محبوب
تبلیغات متنی