دانلود رمان ، فیلم ، موزیک در مهر پاتوق

دانلود رمان چشمهایت Archives - مهر پاتوق

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
چهارشنبه ۲ خرداد ۱۳۹۷
توضیحات معاون فرهنگی قوه قضاییه درباره فیلتر تلگرام
توضیحات معاون فرهنگی قوه قضاییه درباره فیلتر تلگرام
دانلود رایگان فصل سوم سریال شهرزاد قسمت ۱۱
دانلود فصل سوم سریال شهرزاد قسمت 11
دانلود فصل دوم مستند گرند تور The Grand Tour Season 2 2017
دانلود فصل دوم مستند گرند تور The Grand Tour Season 2 2017
دانلود فصل سوم برنامه دورهمی با کیفیت عالی
دانلود فصل سوم برنامه دورهمی با کیفیت عالی
دانلود فیلم سینمایی قهرمانان کوچک با کیفیت عالی
دانلود فیلم سینمایی قهرمانان کوچک با کیفیت عالی
دانلود فیلم قصر شیشه ای با دوبله فارسی The Glass Castle 2017
دانلود فیلم قصر شیشه ای با دوبله فارسی The Glass Castle 2017
دانلود انیمیشن بتمن Batman: Gotham by Gaslight 2018
دانلود انیمیشن بتمن Batman: Gotham by Gaslight 2018

رمان عاشقانه و ایرانی چشمهایت

دختر جوان آخ بلندی گفت و اخمهایش در هم رفت منشی با شتاب جلو آمد:
_خانم مهندس حالتون خوبه؟ !
ابروهای خوش حالت دختر درهم رفت:
_نه پس دارم برات ناز میکنم ! حواسمو پرت کردی !
بعد صدایش را بالاتر برد:
_صدبار به مش رحیم گفتم قفل این کمد وامونده رو درست کن ! میخش اندازه میخ طویله زده بیرون !
دستش را به کمر گرفت و غرغرکنان به سمت دستشویی رفت .منشی تند تند به سخن آمد:
_چشم چشم حتما” بهش میگم. خانم مهندس میخواید کمکتون کنم ببینم خدایی ناکرده کمرتون…
_لازم نکرده شما تشریف ببر بیرون !
منشی دیگر ماندن را جایز نداشت حتی یادش رفت پیغام را برساند با عجله بیرون رفت و در رابست !
دختر مانتویش را بالا زد و غرغرکنان گفت:
_وحشی یواش تر ! در شکست ! ارث بابات نیست که !
پشت به آینه شد و مانتو و لباسش را کامل بالا زد ! آهی کشید کمرش به اندازه چهار پنچ سانت کبود و قرمز شده بود چشمهایش کمی بالاتر رفت و نا خود آگاه رنگ غم گرفت.مدتها بود که نمیخواست به آن خطهای روی کمرش که گوشت اضافی آورده بودند بنگرد ! تنها بر غمش افزوده میشد به خاطر آورد روزی که حواسش
نبود و جلوی بهگل لباس عوض کرده بود .بهگل با تعجب به زخمها نگریسته بود چیزی نپرسید اما تمام چشمهایش دنبال جواب بود که این زخمها جای چیست؟ !
لباس را پائین کشید و با عجله بیرون آمد .پاکت را روی میز دید دوباره فحشی نثار منشی کرد:
_دختره ی فضول ! به خاطر همین پاکت که اومدم قایمش کنم اون میخ طویله رفت تو کمرم !

دانلود در ادامه مطالب


مطالب محبوب
تبلیغات متنی