مــهر پــاتــوق

رمان ایرانی ناعادلانه قضاوت کردم 2 بایگانی - مهر پاتوق - دانلود رایگان فیلم، سریال، موزیک و انیمیشن

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
دوشنبه ۲۸ خرداد ۱۳۹۷
جزئیات دقیق زلزله ششم دی در تهران,ارک,قم,ملارد,قزوین
جزئیات دقیق زلزله ششم دی در تهران,ارک,قم,ملارد,قزوین
عکس/ نیکی کریمی به همراه پدرش در سوییس
عکس/ نیکی کریمی به همراه پدرش در سوییس
عکس جدید و متفاوت نرگس محمدی و همسرش در آغوش هم
عکس جدید و متفاوت نرگس محمدی و همسرش در آغوش هم
دانلود آهنگ پازل باند به نام کار دادی دستم
دانلود آهنگ پازل باند به نام کار دادی دستم
دانلود سری اول ریمیکسهای نایت میکس از دیجی مکس
دانلود سری اول ریمیکسهای نایت میکس از دیجی مکس
۳۰ عکس از مدل پردهای جدید پذیرایی شیک سال ۲۰۱۷ ۹۶
30 عکس از مدل پردهای جدید پذیرایی شیک سال 2017 96
گلچین عکس های زیبای گلاره عباسی
گلچین عکس های زیبای گلاره عباسی

….

مهر پاتوق

 دانلود رمان ایرانی ناعادلانه قضاوت کردم ۲

دانلود رمان ایرانی ناعادلانه قضاوت کردم 2

به لیندا نگاه میکنم… این لیندا هم که انگار نه انگار از صبح منو هزار جا برده حالام بی خیال نمیشه . رد نگاهمو دنبال میکنه
– خیلی خانم زیبایه
زبیا بود ، شاید اگه اینقدر آرایش نمی کرد زیباتر میشد ، شاید اگه اونطوری تیپ نمی زد بهتر میشد .. هزار دفعه گفتم اینجوری نگردد ولی کو گوش شنوا ، جواب کوتاهی میدم
– آره
– همین ، بابا این بیچاره از اون موقع که اومدی آویزونت بود تا من نجاتت دادم . اینقدر محبت میکنه من یه جوری میشم تو فقط میگی آره …؟
– چی بگم ، بگم نه
– بی احساسی دیگه ، ببین چطوری نگات میکنه
– بی خیال حسام
– ببین تو رو خدا ، خدا شانس بده ما که از این شانسا نداریم
– خجالت بکش
– راست میگم دیگه ، پیر شدم رفت ، ۳۳ سالمه هنوز تنهای تنهای تنهام
– تو که راست میگی
– باور کن به جون اون دختره..
به سمتی که اشاره کرده نگاه میکنم… دختر زیبایی بود یا نبودشو نمیدونم چون واقعا اینقدر آرایش داشت که اصلا مشخص نبود ، هیکل بدی نداشت ولی از اون تیپ هایی بود که من اصلا نمی پسندیدم .
سرمو با خنده تکون میدم
– مشخصه کاملا
یکم با حسام حرف میزنم و بعد میرم سراغ لیندا .
– خواهش میکنم بردیا
– لیندا خستم ،
– یه کم دیگه بمونیم میریم دیگه عزیزم
با بی حوصلگی دستمو از تو دستش درمیارم بیرون
– فقط نیم ساعت ، بعدش میرم با تو یا بی تو .
– مرسی عزیزم
دیگه کم کم دارم از خستگی بیهوش میشم ، این مهمونی هم که امروز واقع بد موقع بود .
یکی از دوستای لیندا می یاد کنارمون و میشینه ، از نگاه خیره ای که میکنه خوشم نمی یاد ، بیخیال میشم ولی اون بیخیال نمیشه لیندام که کلا تعطیل ، با یه ببخشید بلند میشم و میرم یه نوشیدنی برمیدارم ، از شلوغی کلافه شدم ،میرم سمت آلاچیق های تو حیاط .
باید یه فکری بکنم نمیشه ، الان یه هفته ای هست اومدم و فقط مهمونی و بیرون رفتن با دوستا و البته لیندا .
دوست دارم دوباره برگردم تو کار سابقم تو بیمارستان ، کاری که میکنم برام خیلی ارزش داره ، نجات دادن جون آدماها برام خیلی پر اهمییته .

دانلود در ادامه مطلب



دسته بندی

نوشته‌های تازه
مطالب محبوب
تبلیغات متنی