مــهر پــاتــوق

رمان ایرانی هر دو باختیم + دانلود بایگانی - مهر پاتوق - دانلود رایگان فیلم، سریال، موزیک و انیمیشن

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
دوشنبه ۲۷ آذر ۱۳۹۶
عکس/ نیکی کریمی به همراه پدرش در سوییس
عکس/ نیکی کریمی به همراه پدرش در سوییس
عکس جدید و متفاوت نرگس محمدی و همسرش در آغوش هم
عکس جدید و متفاوت نرگس محمدی و همسرش در آغوش هم
دانلود آهنگ پازل باند به نام کار دادی دستم
دانلود آهنگ پازل باند به نام کار دادی دستم
دانلود سری اول ریمیکسهای نایت میکس از دیجی مکس
دانلود سری اول ریمیکسهای نایت میکس از دیجی مکس
۳۰ عکس از مدل پردهای جدید پذیرایی شیک سال ۲۰۱۷ ۹۶
30 عکس از مدل پردهای جدید پذیرایی شیک سال 2017 96
گلچین عکس های زیبای گلاره عباسی
گلچین عکس های زیبای گلاره عباسی
دانلود سریال مظنون Person of Interest با دوبله فارسی
دانلود سریال مظنون Person of Interest با دوبله فارسی

….

مهر پاتوق

رمان ایرانی هر دو باختیم + دانلود

رمان ایرانی هر دو باختیم + دانلود

– تنها کارایی که آوردید، همینا هستن؟
پسره با سرخوشی لبخندی زد:
– بله.
یه نگاه دیگه به نقشه های ابتدایی پسر انداختم:
– یعنی بهترین کارتون همینا بود؟
– بله. پدرم یه نمونش رو به دوستش نشون داده بود. اونم واقعا از نقشه ها خوشش اومد، ولی من دلم می خواست مستقل باشم؛ برای همین خودم دنبال کار گشتم.
خیلی سعی کردم جلوی پوزخندم رو بگیرم. به هر بدبختی بود خندم رو کنترل کردم و با جدیت رو به پسر گفتم:
– باشه ممنون از این که اومدید. حالا اگه لازم شد باهاتون تماس می گیریم.
از جاش بلند شد و با یه لبخند پت و پهن گفت:
– همکاری با شما باعث افتخار منه.
بایدم باعث افتخارت باشه. آخه اینا چیه کشیدی؟ لبخندی زدم و گفتم:
– البته اگه همکاری در کار باشه!
لبخند پسر جمع شد. حال کردم. خوب زدم تو پوزش.
قبل از این که کاملا خارج بشه گوشی رو برداشتم و از الهام خواستم بیاد دفترم.
الهام:
– این پسره چرا این قدر پکر اومد بیرون؟
از حرص دندونام رو روی هم فشار دادم و گفتم:
– حداقل اون قبلیا ادعا هم داشتن توهم نداشتن که از همین الان خودشون رو همکار بدونن.
الهام زد زیر خنده و گفت:
– خدایی همچین ادعایی داشت.
– نه دقیقا برگشته می گه، همکاری با شما باعث افتخارمه!
الهام از ادا در آوردن من خندش گرفت. خودمم نتونستم نزنم زیر خنده.
– حالا با من چکار داشتی؟
– بابا خسته شدم. چند نفر دیگه موندن؟
– سه نفر. ترنم جان تقصیر خودته؛ من بهت گفتم همشون توی یه روز نیان، ولی تو اصرار داشتی همشون یه جا بیان بهتره.
– من رو کمک بابام حساب کرده بودم.
– بیچاره بابات با اون حالش چطوری پاشه بیاد این جا؟
– تا حالا این همه بی استعداد یه جا ندیده بودم. معلوم نیست توی این دانشگاه ها چی یاد اینا دادن.

دانلود در ادامه مطلب



دسته بندی

نوشته‌های تازه
مطالب محبوب
تبلیغات متنی