مــهر پــاتــوق

رمان به سياهي برف ، به سفيدي سرمه بایگانی - مهر پاتوق - دانلود رایگان فیلم، سریال، موزیک و انیمیشن

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
یکشنبه ۳ تیر ۱۳۹۷
دانلود فیلم Stolen princess Ruslan and Ludmila 2018 جدید + دوبله فارسی
فیلم Stolen princess Ruslan and Ludmila 2018
دانلود مسابقات جام جهانی فوتبال ۲۰۱۸
دانلود مسابقات جام جهانی فوتبال ۲۰۱۸
دانلود فیلم Keep the Change 2017
فیلم Keep the Change 2017
جزئیات دقیق زلزله ششم دی در تهران,ارک,قم,ملارد,قزوین
جزئیات دقیق زلزله ششم دی در تهران,ارک,قم,ملارد,قزوین
عکس/ نیکی کریمی به همراه پدرش در سوییس
عکس/ نیکی کریمی به همراه پدرش در سوییس
عکس جدید و متفاوت نرگس محمدی و همسرش در آغوش هم
عکس جدید و متفاوت نرگس محمدی و همسرش در آغوش هم
دانلود آهنگ پازل باند به نام کار دادی دستم
دانلود آهنگ پازل باند به نام کار دادی دستم

….

مهر پاتوق

رمان به سیاهی برف ، به سفیدی سرمه

دسته بندی : پاتوق تاریخ : دوشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۵

رمان به سیاهی برف ، به سفیدی سرمه

خسته تر از ان بود که یارای رفتن به انتشارات را داشته باشد . دستانش سرد سرد بود . بخارهایی که از دهنش بیرون می زد گویای سرمای بیش از حد دی بود .
راهش را به سمت کافه ی همیشگی کج کرد جایی که روزی مامن باورهای او بود . جایی که اولین بار محمد را دید .
دخترک روی اولین صندلی خالی ورودی کافه خود را ولو کرد .
روزبه اشاره ای به مجید کرد و او را بهم نشان دادند . دخترک با آنها هم کلاسی بود. یادش بخیر . دانشکده ی هنر آن موقع برو بیایی داشت چقدر صفا می کردند با شوخی های سرساختمانی خودشان و چقدر می خندیدند .
شاید هیچ یک از آن ها فکر نمی کردند که چه سرنوشتی در انتظارشان است ؟
روزبه حقیقتا ناراحت بود . شاید به خاطر علاقه ای که به او داشت و او آن را بی انصافانه یک علاقه ی خواهر برادرانه اعلام کرده بود .
و انصافا هم تا آن روز در حقش در محبتی کرد چه برادرانه و چه …
به هر حال کاری نمی شد کرد
سُرمه
بدون توجه به اطراف خود را به آغوش خاطرات سپرد …
اولین روز فرمواش کردنی نیست . روزی که به آروزیش رسید . عاشق رشته ی معماری بود . و شاید حتی در تصورش هم نمی
گنجید که به دانشکده ی هنرهای زیبا در رشته ی مورد علاقه اش راه یابد .
برادرش سهراب در همان دانشگاه علوم پایه خوانده بود . ۹ سالی میشد که در استکهلم زندگی میکرد و تنها چیزی که سرمه می دانست و نباید می گفت نقش برادرش در حادثه ی سال ۷۸ کوی دانشگاه بود .
خوشحال بودکه از سیاست متنفر بود پدرش قبل از رفتن به دانشگاه او را به اتاق کارش احضار کرد .
دخترک با ملایمت خود را به اتاق پدر رساند .از او حساب می برد . پدرش در خانواده ای نظامی تربیت یافته و حال سردبیر
روزنامه بود .
بعد از در زدن وارد شد .

دانلود در ادامه مطلب



دسته بندی

مطالب محبوب
تبلیغات متنی