رمان بسیار زیبا و عاشقانه با نام ستاره سهیل

دانلود کتاب الکترونیکی با فرمت PDF

دانلود رمان ستاره سهیل

نام کتاب: ستاره سهیل | نویسنده: چیکا (کاربر انجمن ۹۸ia)
حجم کتاب: ۲٫۴۶ مگابایت | تعداد صفحات: ۱۵۹ صفحه

خلاصه داستان:
مهدیس دختری ایرانیست که بعد از اتمام درسش از انگلیس به کشورش بر می گردد، تا به وصال عشق کودکی اش برسد عاقبت او را پیدا می کند اما هیچ چیز اونطور که انتظار می رفت نیست.…

نویسنده: adminmohammad
نظرات: بدون نظر

Delam Aghooshat Ra Mikhahad2f

دانلود رمان دلم آغوشت را میخواهد اندروید ، PDF و آیفون

  • نام رمان : دلم آغوشت را میخواهد
  • نویسنده : فریده بانو کاربر سایت
  • تعداد صفحات : ۴۱۵
  • ژانر : عاشقانه

رمان راجب دو خواهر دوقلو هست به اسم های سوگند و سوگل ، سوگل بی دلیل یک هفته قبل از عروسیش غیبش میزنه و حالا ابروی چندین سالی پدربزرگش در میونه و در خواست حامی پارسا ، حالا سوگند مجبوره فقط یه تصمیم بگیره و اون  ….

نویسنده: adminmohammad
نظرات: 2 نظر

رمان دلم آغوشت را میخواهد اندروید، PDF و آیفون و تبلت

دانلود رمان دلم آغوشت را میخواهد اندروید ، PDF و آیفون

  • نام رمان : دلم آغوشت را میخواهد
  • نویسنده : فریده بانو کاربر سایت
  • تعداد صفحات : ۴۱۵
  • ژانر : عاشقانه

رمان راجب دو خواهر دوقلو هست به اسم های سوگند و سوگل ، سوگل بی دلیل یک هفته قبل از عروسیش غیبش میزنه و حالا ابروی چندین سالی پدربزرگش در میونه و در خواست حامی پارسا ، حالا سوگند مجبوره فقط یه تصمیم بگیره و اون  ….

نویسنده: adminmohammad
نظرات: 2 نظر

دانلود رمان دختر کرد
برای دانلود به ادامه مطلب مراجعه کنید

نویسنده: adminmohammad
نظرات: بدون نظر

دانلود رمان تقدیر تصادفی

نام رمان :رمان تقدیر تصادفی

دانلود رمان زیبا تقدیر تصادفی

به قلم :a.sahar

حجم رمان : ۴.۲۹ مگابایت پی دی اف , ۱.۶۶ مگابایت نسخه ی اندروید ,

خلاصه ی از داستان رمان:

داستان درباره ی دختریه که با یه تصادف همه چی رو از یاد می بره. هیچ مدرکی هم همراهش نبوده که بفهمن کی هست و خانوادش کجان! خلاصه بعد از بهبود می ره پیش خانواده ای که پسرشون بهش زده بود و با اونا زندگی می کنه. اونا براش اسم نسیم رو انتخاب می کنن. تقریبا می شه عضوی از اون خانواده.. تا اینکه عاشق می شه و ازدواج می کنه اما….

نویسنده: adminmohammad
نظرات: بدون نظر

دانلود رمان تقدیر تصادفی

دانلود در ادامه مطلب

نویسنده: adminmohammad
نظرات: بدون نظر

دانلود رمان ژالاب

رمان ژالاب

دانلود رمان ژالاب

دانلود رمان عاشقانه ژالاب از ناهید سلیمان خانی

نویسنده: adminmohammad
نظرات: بدون نظر

دانلود رمان باغ مارشال

رمان باغ مارشال

دانلود رمان باغ مارشال

دانلود رمان عاشقانه باغ مارشال از حسن کریم پور

دانلود رمان باغ مارشال از حسن کریم پور

تک سایت

رمانسرا

دانلود رمان باغ مارشال اندروید، جاوا، تبلت، پی دی اف، آیفون

مختصری از رمان:

زندگینامه مردی به اسم خسرو اسفندیاری که عشایری است و از استان فارسه و خانوادش ناهید رو که دختر یکی از خان های بزرگ هست و از کوچیکی با هم بزرگ شدن و برای همسری او انتخاب کردند 
ولی خسرو بر حسب اتفاق با دختری به نام سیما آشنا میشه و از شهر و کاشانه خودش دور میشه و از خانوادش دست میکشه و به لندن میره و اونجا دچار یه قتل میشه یا اینجوری بگم که به خاطر یک اتفاق دست به قتل میزنه 

نویسنده: adminmohammad
نظرات: بدون نظر
DOWNLOAD

gonahkar-bi ghonah

رمان زیبای گناهکار بی گناه

با اینکه هیچ دلش نمیخواست از رخت خواب دل بکند اما صدای آلارم گوشی به او می گفت که باید بیدار شود. کش و قوسی به بدنش داد و سعی کرد چشمهایش را باز کند بعد از مدتها در خانه خودش از خواب بیدار شده بود هر چند معتقد بود در غربت هیچ جا خانه آدم نیست اما خب اینجا یه جورهایی حکم خانهاش را داشت ساعت شش بود با خودش گفت کاش امروز مامورتی نداشت می توانست بیشتر بخوابد اما چه میشد کرد دستور بود و بایدا نجامش میداد.
از رخت خواب بلند شد باید سریع دوشی می گرفت و خود را به تیم تحویل میرساند. وقتی در آیینه حمام صورتش را دید واقعا جا خورد البته بعد از یک هفته طولانی مسافرت آن هم با اتومبیل حال و روز بهتری هم نمیتوانست داشته باشدآنهم باآنهمه تنش و درگیری! ته ریش نامرتبی صورتش را گرفته و بود وهاله سیاهی که در اثر کم خوابی بوجود امده بود زیر چشمانش دیده میشد. او دستانش را روی لبه روشویی گذاشت و به طرف آیینه خم شد و صورتش را با دقت بیشتر نگاه کرد عجیب بود اما احساس میکرد با مرد درون آیینه غریبه است. با تصویری که با چشمانی خسته قهوهای رنگ تماشایش میکرد هیچ حس مشترکی نداشت. اما اینطور که به نظر میرسید این خودش بود مردی تنها که کم کم داشت در غربتش غرق می شد. و خود را نمیشناخت یاد یک ترانه قدیمی افتاد که خودش هم نمی دانست چطوری آمده بود و کنج حافظهاش جا خوش کرده بود: من نشانیهای خود را می دهم یک نفر باید مرا پیدا کند
او نفسش را با صدا بیرون داد بعدانگشتانش را در موهای سیاه و چربش فرو برد و در کمد بالای روشویی را باز کرد و خمیر ریش و فرچه اش را برداشت و همانطور که صورتش را کف مالی میکرد به این فکر میکرد که چطور بعضی زنها عاشق این ته ریش میشوند؟

دانلود در ادامه مطلب

نویسنده: adminmohammad
نظرات: بدون نظر

رزرو تبلیغات در این مکان

مطالب بر اساس


رزرو تبلیغات در این مکان

نرم افزار های ضروری