دانلود رمان ، فیلم ، موزیک در مهر پاتوق

رمان قتل در مهمانی خانوادگی Archives - مهر پاتوق

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
جمعه ۳۱ فروردین ۱۳۹۷
دانلود فصل دوم مستند گرند تور The Grand Tour Season 2 2017
دانلود فصل دوم مستند گرند تور The Grand Tour Season 2 2017
دانلود فصل سوم برنامه دورهمی با کیفیت عالی
دانلود فصل سوم برنامه دورهمی با کیفیت عالی
دانلود فیلم سینمایی قهرمانان کوچک با کیفیت عالی
دانلود فیلم سینمایی قهرمانان کوچک با کیفیت عالی
دانلود فیلم قصر شیشه ای با دوبله فارسی The Glass Castle 2017
دانلود فیلم قصر شیشه ای با دوبله فارسی The Glass Castle 2017
دانلود انیمیشن بتمن Batman: Gotham by Gaslight 2018
دانلود انیمیشن بتمن Batman: Gotham by Gaslight 2018
دانلود فیلم سینمایی “شنل” با کیفیت ۱۰۸۰p
دانلود فیلم سینمایی “شنل” با کیفیت 1080p
دانلود فیلم سینمایی “مالاریا” با کیفیت ۱۰۸۰p
دانلود فیلم سینمایی “مالاریا” با کیفیت 1080p

دانلود رمان جنایی قتل در مهمانی خانوادگی

ساعت ۹۰:۳۰ شب،ماشین جان
فرانک در حالی که از پنجره به بیرون خیره شده میگه:”تو میگی توطئه ای وسطه یعنی کسی میخواد واسه تو پاپوش درست کنه؟”
جان دنده رو عوض میکنه و با چهره ای گرفته میگه:”تا صحنه ی قتل رو نبینم نمیتونم نظری بدم فرانک،ولی اصلا نسبت به این مساله احساس خوبی ندارم،هیچ خوشم نمیاد ،یه قتل وسط جایی که دارم زندگی میکنم رخ داده باشه…..”
فرانک با صدایی جدی میگه:”پس برات کاملا متاسفم جان،چون این دفعه تو بد مخمصه ای افتادی….ولی من مثل یه مرد پشتتم نگران نباش”
جان در حالی خندش گرفته با طعنه میگه:”فکر کنم اشتباه گرفتی فرانک،قرار بود این دیالوگ ها رو به جولیا بگی!”
فرانک به حرف جان فکر میکنه و میگه:”هیچ خوشم نمیاد،به این فکر کنم که قاتل میتونه…میتونه….بگذریم…..”
جان در حالی که چهرش گرفته شده میگه:”برای منم ساده نیست،فرانک….اونا خانواده ی منم هستن…!
فرانک چهره ی متفکری به خودش میگیره و میگه:”کیا به مهمونی دعوت بودند،جان؟”
جان در حالی که به فکر فرو میره به آرامی فرمون رو میچرخونه و میگه:”من خیلی در جریان نبودم….احتمالا عمو هام،خاله های ثروتمند و افاده ایم با دخترای بدتر از خودشون….و به احتمال زیاد پسراشون….وصد البته چند تا دوست و آشنا…”
فرانک در حالی که با شنیدن جملات جان بادش خالی میشه ،میگه:”جان نگو اون بوقلمون عوضی هم دعوت بوده؟!”

جان در حالی که با لبخند به صورت فراک نگاه میکنه ،میگه:”نمیخوام نا امیدت کنم فرانک ولی احتمال میدم اونم توی مهمونی باشه!”
فرانک با حرص نفسش رو بیرون میده و میگه:”حاضرم صد باره دیگه ،با تو به پرونده های جنایی مخوف برم ولی با اون آنتوان عوضی رو به رو نشم…..مرتیکه ی از خود راضی بی ریخت!”


مطالب محبوب
تبلیغات متنی