دانلود رمان ، فیلم ، موزیک در مهر پاتوق

رمان گمشده ای در عشق Archives - مهر پاتوق – دانلود رایگان فیلم، سریال، موزیک و انیمیشن

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
چهارشنبه ۴ بهمن ۱۳۹۶
دانلود فصل دوم مستند گرند تور The Grand Tour Season 2 2017
دانلود فصل دوم مستند گرند تور The Grand Tour Season 2 2017
دانلود فصل سوم برنامه دورهمی با کیفیت عالی
دانلود فصل سوم برنامه دورهمی با کیفیت عالی
دانلود فیلم سینمایی قهرمانان کوچک با کیفیت عالی
دانلود فیلم سینمایی قهرمانان کوچک با کیفیت عالی
دانلود فیلم قصر شیشه ای با دوبله فارسی The Glass Castle 2017
دانلود فیلم قصر شیشه ای با دوبله فارسی The Glass Castle 2017
دانلود انیمیشن بتمن Batman: Gotham by Gaslight 2018
دانلود انیمیشن بتمن Batman: Gotham by Gaslight 2018
دانلود فیلم سینمایی “شنل” با کیفیت ۱۰۸۰p
دانلود فیلم سینمایی “شنل” با کیفیت 1080p
دانلود فیلم سینمایی “مالاریا” با کیفیت ۱۰۸۰p
دانلود فیلم سینمایی “مالاریا” با کیفیت 1080p

دانلود رمان عاشقانه گمشده ای در عشق

دانلود رمان عاشقانه گمشده ای در عشق

با عجله وارد ساختمان شدم قلبم از شدت هیجان و اضطراب بی وقفه و محکم به قفسه ی سینم میکوبید و من کنترلی روی حرکاتش نداشتم وقتی به اسانسور رسیدم دکمه رو فشار دادم و منتظر موندم تا به طبقه ی همکف برسه در همون لحظه های سخت و دیر گذر سعی کردم نفس عمیق بکشم و خودم رو اروم کنم وبا این کار تا حدی هیجان شدیدم رو کنترل کردم اسانسور بلاخره به طبقه ی همکف رسید درو باز کردم و وارد شدم دکمه نوزده رو زدم و به تغییر شماره ها خیره شدم هر طبقه ای که اسانسور طی می کرد قلب من هیجان زده تر از قبل می کوبید و ضربانش بالا تر می رفت وقتی اسانسور در طبقه ی نوزدهم برج ایستاد دوباره چند نفس عمیق کشیدم و درو باز کردم و تابلوی مطب مقابل چشمانم نمایان شد. دکتر فرزاد زمانی روانشناس بالینی اما در مطب بسته بود خیالم تا حدودی راحت شد که دکتر هنوز نیومده و من میتونم تا اومدنش سرو سامونی به اوضاع بدم.
دستم رو جلو بردم و زنگ رو فشردم چند لحظه بعد مرد نسبتا مسنی در قاب چهار چوب ظاهر شدوبه رویم لبخند زد نگاهی به سرتاپاش انداختم لباس فرم سرمه ای رنگ خوش دوختی به تن داشت سرو وضعش تمیز و
صورتش اصلاح کرده بود بامهربانی خاصی گفت:سلام.شما باید خانم صامت باشید…درسته؟
متقابلا” لبخندی به روش زدم و گفتم: سلام…بله درست حدس زدید…می تونم بیام تو؟ از جلوی در کنار رفت و گفت:خواهش میکنم.بفرمایید.
اهسته وارد مطب شدم…در کل مرد مودب و مهربانی به نظر می رسید به سمتش برگشتم و گفتم: فرید به من گفته بود که اینجا یه آبدار چی مهربون داره حالا می فهمم چرا اینقدر از شما تعریف میکرد اقای رستمی درسته؟
باز هم لبخند چهره اش رو نورانی کردو گفت:بله…البته آقای سهیلی به من لطف دارند.
گفتم:نه حقیقتیه…آقای رستمی دست برد تا در مطب رو دوباره ببنده که گفتم:مگه ساعت کاری شروع نشده؟پس چرا درو میبندید؟درو باز بذارید لطفا.
آقای رستمی باگفتن چشم از در فاصله گرفت.
پرسیدم:دکتر کی میان؟ گفت: دکتر اصولا نیم ساعت بعد از شروع ساعت کاری میان.

دانلود در ادامه مطلب


مطالب محبوب
تبلیغات متنی