مهر پاتوق - دانلود رمان | رمان عاشقانه جدید

ایفون،خداحافظ برای همیشه بایگانی - مهر پاتوق شامل ، عکس ، مدل لباس ، فیلم و سریال ، دانلود آهنگ جدید

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
سه شنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۵
رمان نفرین ایندرا از نارینه برای دانلود با فرمت pdf,java,epub,apk
رمان نفرین ایندرا از نارینه
دانلود فیلم سینمایی “ضیافت” با کیفیت عالی
دانلود فیلم سینمایی “ضیافت” با کیفیت عالی
دانلود فیلم بادیگارد با کیفیت ۱۰۸۰p
دانلود فیلم بادیگارد با کیفیت ۱۰۸۰p
عکس های جدید و زیبای سحر قریشی در اینستاگرام
جدید ترین عکس هایی سحر قریشی
عکس های جدید دنیا جهانبخت + اینستاگرم دنیا جهانبخت
عکس های جدید دنیا جهانبخت + اینستاگرم دنیا جهانبخت
دانلود رمان پلیس بازی به شرطه عاشقی
دانلود رمان پلیس بازی به شرطه عاشقی
دانلود آهنگ جدید محمد علیزاده بنام عشقم این روزا
دانلود آهنگ جدید محمد علیزاده بنام عشقم این روزا

تبلیغات

تبلیغات

دانلود رمان خداحافظ برای همیشه جاوا،اندروید،pdf،ایفون

دسته بندی : پاتوق تاریخ : دوشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۵

دانلود رمان خداحافظ برای همیشه

دانلود رمان خداحافظ برای همیشه جاوا،اندروید،pdf،ایفون

آتیس در اوج جوانی عشقی پاک و مخفیانه را با پسر همسایه اش هیراد تجربه میکند که ناگاه هیراد بخاطر اوضاع بد خانواده اش و سخت گیری های پدرش بخاطر اختلاف سلایق,به قصد ساختن آینده ای بهتر از خانه فرار میکند و تنها با اس ام اسی از آتیس میخواهد که دیگر منتظرش نباشد.چند ماه بعد شادیا,خواهر بزرگ هیراد,به دلیل نامعلومی خودش را به درخت حیاط خانه شان دار میزند و همین باعث کوچ همیشه خانواده میشود.چند سال بعد آریا,برادر بزرگ هیراد و شادیا,به قصد فروش خانه باز میگردد که با آتیس هم ملاقاتی میکند و طی ماجراهایی بهم علاقه مند میشوند و در اوج خوشبختی, آتیس پی به رازی در مورد آریا میبرد و متوجه میشود هیچ چیز آنطوری که او فکر میکرده نیست,هیچ چیز…

مقدمه
به یاد تو هستم
کاش
خداحافظی نمیکردی و میرفتی
من عمری خداحافظی تو را
به یاد داشتم
پاییز پشت پنجره
استوار ایستاده است
مرا نظاره میکند
که چرا
هنوزجهان را ترک نکرده ام
من که قلب فرسوده دارم
من که باید با قلب فرسوده
کم کم تو را فراموش کنم
خداحافظ…برای همیشه
***
_ببین آتیس!الکی بابا رو بهونه نیومدن به اینجا نکن!کاش میدونستم دردت چیه که نه حاضری بیای اینجا باهم زندگی کنیم,نه حاضری ازدواج کنی!هرچند میدونم مربوط به اون حلقه مسخره ایه که الان چند ساله دستت کردی.کاش ماجرا رو به من میگفتی.من خواهرتم!
آتیس پوف کلافه ای کشید و گفت:آتوسا!بازگیر دادی به من؟بابا بیاد اونجا دووم نمیاره.تو اون کشور غریبه,بی هیچ هم زبونی!درسته آلزایمر داره اما اونقدری نیست که فرق یجای آشنا که توش بزرگ شده رو با یه کشور غریبه که هیچ خاطره ای ازش نداره تشخیص نده.بابا افسرده میشه.
_بابا با من!قول میدم این بارانای وروجک انقدر از سر و کولش بالا بره که خستش کنه و احساس غریبی نکنه.خودمم نوکر بابا هستم.این خودخواهیه آتیس!منم حق دارم از بابا نگهداری کنم,بارانام حق داره با پدربزرگش باشه,ساسانم حق داره بابا رو ببینه
_او…چه همه محق شدین یهو!خوبه فامیلیتونو بذارید حقی…بهتون میاد!

تبلیغات


نوشته‌های تازه
مطالب محبوب
تبلیغات متنی