مهر پاتوق - دانلود رمان | رمان عاشقانه جدید

بزرگترین سایت دانلود رمان بایگانی - مهر پاتوق شامل ، عکس ، مدل لباس ، فیلم و سریال ، دانلود آهنگ جدید

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
شنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۵
رمان نفرین ایندرا از نارینه برای دانلود با فرمت pdf,java,epub,apk
رمان نفرین ایندرا از نارینه
دانلود فیلم سینمایی “ضیافت” با کیفیت عالی
دانلود فیلم سینمایی “ضیافت” با کیفیت عالی
دانلود فیلم بادیگارد با کیفیت ۱۰۸۰p
دانلود فیلم بادیگارد با کیفیت ۱۰۸۰p
عکس های جدید و زیبای سحر قریشی در اینستاگرام
جدید ترین عکس هایی سحر قریشی
عکس های جدید دنیا جهانبخت + اینستاگرم دنیا جهانبخت
عکس های جدید دنیا جهانبخت + اینستاگرم دنیا جهانبخت
دانلود رمان پلیس بازی به شرطه عاشقی
دانلود رمان پلیس بازی به شرطه عاشقی
دانلود آهنگ جدید محمد علیزاده بنام عشقم این روزا
دانلود آهنگ جدید محمد علیزاده بنام عشقم این روزا

تبلیغات

تبلیغات

به قلم : ترنم بهار (منصوره.ک)

حجم رمان : ۶.۸۷ مگابایت پی دی اف , ۱.۳۹ مگابایت نسخه ی اندروید ,

خلاصه ی از داستان رمان:
وسوسه ای از جنس مرداب ها مرا سوی خود می کشد
هوا ، هوای بی خیالی است
اما با این همه بی خیالی و جنون ، واهمه ای درونم است
واهمه ای از جنس نبودن با تو
خدایا ،
باید بودنم را به گونه ای فریاد بزنم تا که همه بدانند
نیلوفرانه با تو می مانم

دانلود رمان مستی برای شراب گران قيمت!؟(جاوا ،آندروید،تبلت و pdf)

 

دانلود رمان مستی برای شراب گران قيمت!؟(جاوا ،آندروید،تبلت و pdf)
قسمتی از این رمان زیبا:

با صداي زنگ گوشي چشم از اسمون برداشتم و به صفحه گوشيم خيره شدم . امروز پنجمين باري بود

که زنگ ميزد . بايد جواب مي دادم يا نه ؟ جوابش و بدم ؟ بدم يا ندم ؟ اره بدم …

دستم به گوشي نرسيده قطع شد .

لبخندي روي لبم نشست .

سر بلند کردم : شما هم نمي خواين جواب بدم ؟

يکي از ستاره ها چشمک زد .

خندم شدت گرفت .

دانلود رمان قرار نبود (جاوا ،آندروید،تبلت و pdf)

 

دانلود رمان قرار نبود (جاوا ،آندروید،تبلت و pdf)

 

 

دانلود رمان قرار نبود (جاوا ،آندروید،تبلت و pdf)

 

نویسنده :هما پور اصفهانی

قسمتی از این رمان زیبا:

دانلود رمان بمون کنارم (جاوا ،آندروید،تبلت و pdf)

دانلود رمان بمون کنارم (جاوا ،آندروید،تبلت و pdf)
دانلود رمان بمون کنارم (جاوا ،آندروید،تبلت و pdf)

قسمتی از این رمان زیبا:

شميم داخل شدوفوري خودش را روي تخت ارميا انداخت وپتويش را روي سرش کشيد.منتظربود تا ارميا

دعواراه بيندازد اما صدايي نشنيد .حدس ميزد چون او خوابش مي آمد ازجروبحث کردن گذشته وروي

زمين خوابيده .پتوراازروي سرش کنارکشيدوسرش را برگرداند که ناگهاني صورت ارميارا روبرويش ديد

چشمهايش بسته بود جيغ کوتاهي کشيد..ارميا سه متر ازجاپريد:

– اِي مرگ….مگه جن زده شدي نصفه شبي نمي ذاري کپه مرگمونو بذاريم

– ببخشيد …خب چيز شد…يعني فک کردم روزمين خوابيدي براهمين برگشتم ديدمت ترسيدم

– خيلي خب اگه جيغ وگريه هات تمام شد بگيربکپ

– باش

تبلیغات



ads

ads
نوشته‌های تازه
مطالب محبوب
تبلیغات متنی