مهر پاتوق - دانلود رمان | رمان عاشقانه جدید

دانلود رایگان رمان ایرانی قلبم میگه بایگانی - مهر پاتوق شامل ، عکس ، مدل لباس ، فیلم و سریال ، دانلود آهنگ جدید

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
یکشنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۵
دانلود فیلم بادیگارد با کیفیت ۱۰۸۰p
دانلود فیلم بادیگارد با کیفیت ۱۰۸۰p
عکس های جدید و زیبای سحر قریشی در اینستاگرام
جدید ترین عکس هایی سحر قریشی
عکس های جدید دنیا جهانبخت + اینستاگرم دنیا جهانبخت
عکس های جدید دنیا جهانبخت + اینستاگرم دنیا جهانبخت
دانلود رمان پلیس بازی به شرطه عاشقی
دانلود رمان پلیس بازی به شرطه عاشقی
دانلود آهنگ جدید محمد علیزاده بنام عشقم این روزا
دانلود آهنگ جدید محمد علیزاده بنام عشقم این روزا
دانلود آهنگ جدید رضا صادقی بنام پابند
دانلود آهنگ جدید رضا صادقی بنام پابند
دانلود آهنگ جدید حمید طالب زاده بنام سر ساعت
دانلود آهنگ جدید حمید طالب زاده بنام سر ساعت

تبلیغات

تبلیغات

دانلود رایگان رمان ایرانی قلبم میگه

دانلود رایگان رمان ایرانی قلبم میگه

ساعت قرمز رنگ دایره ای روی عسلی کنار تختم دیلینگ دیلینگ زنگ میزدخیلی خسته بودم اونقدری که هر کی نمیدونست فکر میکرد کوه کندم!

به هزار و یک مصیبت از جام بلند شدم و چشمامو بادستام مالیدم به ساعت خیره شدم؛عقربه های روی صفحه ساعت ۵صبح رو نشون میداد!!! امروز ۵ خرداده و روز بدبختی من! ۵خرداده من سومین امتحان رو در پیش دارم.امتحانی که هیچ وقت خدا ازش هیچی رو نفمیدم و نمیفهمم و نخواهم فهمید! ((فیزیک))
همیشه خدا سر این کلاس یا چرت میزدم یا در هپروت به سر میبردم یا موقعی هم که هوشیار و بیدار بودم هیچی نمیفهمیدم..به امید اینکه اون ساعت زودتر به پایان برسه و کلاس بعدی شروع بشه..
خدا نکنه میرفتم پای تخته!!اون روزم با خدا بود…وقتی میگفت افشار چار ستون تن و بدنم به لرزه در میومد!!انقد صلوات و نذر و نیاز میکردم تا اون ساعت هر چی زودتر تموم بشه و من نفس خلاصیت بکشم تا هفته بعد!!
نشستن…..اونم چه نشستنی…..با نمره های خوشگل و درخشنده ای که از فاصله هزار کیلومتری مثل پروژکتور برق میزد!!!نمیدونم چرا هیچی نمیفهمیدم…یا بخاطر اینکه من خوشم نمیومد یا مغز نخودی من گیرایی فرمولای چرت و پرتو نداشت….یابخاطر معلم خوش اخلاقش بود که فکر میکنم دلیلش همین اخریه باشه!!!! دیشب عروسی داییم بودومن نتونستم یه واو از کتاب رو بخونم…هرچی به مامان اینا میگم من نمیام؛مگه گوش میدن؟؟؟؟((باید بیای عروسیه داییته!نمیخوای بیای…مثلا همین یه دایی رو بیشتر نداری!!))ماهم که دیدیم مظلوم واقع شدیم وهمه بر علیه ما برخاستند ناچارا رفتیم!!(اره جون عمت) تازه…انتظارم دارن نمره های خوشگل بگیرم…میگن بالای ۱۶ !!جان من ظلم و ستم تا این حد؟؟؟؟منم دیدم جر و بحث با خانواده گرامی معنایی نداره قول دادم بالای ۱۶ بشم!من از این قول ها زیاد میدم…..چی فکر کردید؟؟؟؟
پاشدم یه ابی به سروصورتم زدم تا بلکه خواب از سرم بپره ولی به محض اینکه کتابو بازکردم واون فرمولای چرتی که نمیدونم چی بود و از کجا اومده بود که تا حالا ندیده بودم؛صدای چرتم تا هفت کوچه اونور تر رفت………!!!!!

دانلود رمان در ادامه مطلب

تبلیغات


نوشته‌های تازه
مطالب محبوب
تبلیغات متنی