مهر پاتوق - دانلود رمان | رمان عاشقانه جدید

دانلود رمان ما به هم محتاجیم بایگانی - مهر پاتوق شامل ، عکس ، مدل لباس ، فیلم و سریال ، دانلود آهنگ جدید

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
یکشنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۵
رمان نفرین ایندرا از نارینه برای دانلود با فرمت pdf,java,epub,apk
رمان نفرین ایندرا از نارینه
دانلود فیلم سینمایی “ضیافت” با کیفیت عالی
دانلود فیلم سینمایی “ضیافت” با کیفیت عالی
دانلود فیلم بادیگارد با کیفیت ۱۰۸۰p
دانلود فیلم بادیگارد با کیفیت ۱۰۸۰p
عکس های جدید و زیبای سحر قریشی در اینستاگرام
جدید ترین عکس هایی سحر قریشی
عکس های جدید دنیا جهانبخت + اینستاگرم دنیا جهانبخت
عکس های جدید دنیا جهانبخت + اینستاگرم دنیا جهانبخت
دانلود رمان پلیس بازی به شرطه عاشقی
دانلود رمان پلیس بازی به شرطه عاشقی
دانلود آهنگ جدید محمد علیزاده بنام عشقم این روزا
دانلود آهنگ جدید محمد علیزاده بنام عشقم این روزا

تبلیغات

تبلیغات

رمان ما به هم محتاجیم با فرمت pdf

رمان ما به هم محتاجیم با فرمت pdf

_خانوم ها آقایون خسته نباشید ، بفرمایید .
دو طرف دفترم و محکم کوبیدم به هم و گذاشتمش توی کیفم . دروغ نگم نصف تلاشم برای دانشگاه اومدن به خاطر همین حرکت بود . شیوا دوباره سرگرم حرف زدن با فرزان بود و بی توجه به دور و برش با فرزان حرف میزد . اینم که کشت مارو با این فرزان. وسایلم و توی کیف چرم مشکیم چپوندم و رفتم کنارش ایستادم .
فرزان با دیدنم اندکی سرش رو خم کرد و گفت :
_ببخشید خانوم راد …. متوجه اومدنتون نبودم .
یعنی منظورش این بود مثل قاشق نشسته پریدم وسط دیگه ؟ خوب به جهنم ! این جا که جای حرف زدن نیست … کافی شاپ دو قدم پایین تر از دانشگاه واسه همین کارا . به زور لبخندی زدم و گفتم :
_نه بابا ، این چه حرفیه آقای شریف ؟ فقط من امروز باید جایی برم برای همین نمیتونم خیلی منتظر شیوا جون
بمونم .
سپس رو به شیوا با کنایه گفتم :
_حرفت تموم شد بریم .
شیوا پشت چشمی نازک کرد و مقنعه ی قهوه ایش رو روی سرش جابه جا کرد و گفت :
_بریم … بریم .
و با فرزان خداحافظی کرد و دنبالم راه افتاد و شروع کرد به غر زدن :
_چند بار بگم موقعی که دارم با فرزان حرف میزنم نپر وسط ؟ این بار داشت جور میشدا ! اگه یکم دیر تر اومد?
بودی همه چی حل شده بودا .
اخمی کردم و گفتم :
_تو خجالت نمیکشی ؟ از ترم اول تو نخ این پسره ای … بابا جان من این فرزان تو رو میخواد واسه خوش گذرونی نه چیزه دیگه . اگه جدی جدی قصدش ازدواج بود بعد از دو سال هنوز تورو نشناخته ؟ حالا توام به حرف من گوش نده ببینیم آخرش چی میشه .
خواست جوابی بهم بده که با صدای جیغ من ساکت شد :
_ای وای … استاد فخر !
فخر با دیدنم لبخندی زد :
_سلام خانوم راد .

دانلود در ادامه مطلب

تبلیغات



ads

ads
نوشته‌های تازه
مطالب محبوب
تبلیغات متنی