مهر پاتوق - دانلود رمان | رمان عاشقانه جدید

دانلود رمان موبایل رخساره بایگانی - مهر پاتوق شامل ، عکس ، مدل لباس ، فیلم و سریال ، دانلود آهنگ جدید

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
پنج شنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۵
رمان نفرین ایندرا از نارینه برای دانلود با فرمت pdf,java,epub,apk
رمان نفرین ایندرا از نارینه
دانلود فیلم سینمایی “ضیافت” با کیفیت عالی
دانلود فیلم سینمایی “ضیافت” با کیفیت عالی
دانلود فیلم بادیگارد با کیفیت ۱۰۸۰p
دانلود فیلم بادیگارد با کیفیت ۱۰۸۰p
عکس های جدید و زیبای سحر قریشی در اینستاگرام
جدید ترین عکس هایی سحر قریشی
عکس های جدید دنیا جهانبخت + اینستاگرم دنیا جهانبخت
عکس های جدید دنیا جهانبخت + اینستاگرم دنیا جهانبخت
دانلود رمان پلیس بازی به شرطه عاشقی
دانلود رمان پلیس بازی به شرطه عاشقی
دانلود آهنگ جدید محمد علیزاده بنام عشقم این روزا
دانلود آهنگ جدید محمد علیزاده بنام عشقم این روزا

تبلیغات

تبلیغات

دانلود رمان موبایل رخساره

دسته بندی : پاتوق تاریخ : دوشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۵

دانلود رمان موبایل رخساره

دانلود رمان موبایل رخساره

سر و صدایی که از طبقه ی پایین می آمد مرا از خواب ناز صبح جمعه بیرون کشید.زیر لبی ناسزایی نثار رضا وهمسرش فرشته کردم.
همیشه صبح های جمعه با کله پاچه یا حلیم سرو کله شان پیدا می شد و با سر و صدا که جزء جدایی نا پذیر وجود هر دویشان بود خواب روز تعطیل را به همه حرام می کردند!بابا هم که از این عادت رضا و فرشته خوشش می آمد کلید ورودی ساختمان را به آنها داده بود که راحتتر بتوانند ما را زابه راه کنند و از خواب ناز بیدارمان کنند!
بیدار کردنشان هیچی خودم را قانع کرده بودم سحر خیزی خوب است چرا که از قدیم گفته اند “سحر خیز باش تا کامروا شوی” حالا چه اشکال داشت فرشته و رضا باعث کامروایی ما شوند؟!
چند ماه که گذشت کوه نوردی هم به برنامه ی صبح جمعه اضافه شد!و هر دو هم اصرار شدید برای همراه بردن من داشتند.
با حرص پتو را روی سرم کشیدم شاید دوباره خوابم ببرد و آن دو دست از سرم بردارند و به تنهایی به کوه بروند.چشمانم تازه داشت گرم می شد که در اتاق با صدای بلندی که نشان از شتاب زدگی فرد پشت در داشت باز و فرشته داخل اتاق پرتاب شد و در را از داخل قفل کرد.صدای داد و بیداد رضا هم بلند شده بود و ضربات پیاپی به در می کوبید و از پشت در هی تهدید می کرد.
دیگر تلاش برای خوابیدن دوباره هم فایده نداشت بلند شدم و روی تخت نشستم.
-سلام فرشته جون خوش اومدی احتیاج نبود اجازه بگیری راحت باش اتاق منو تو نداره.
فرشته مثل همیشه با صدای بلند خندید و گفت:
-سلام عزیزم تو که هنوز خوابی زود باش بلند شو می خوایم بریم دیر می شه.
صدای رضا هم از پشت در بلند شد:
-رخساره ترو جون هر کی دوست داری درو باز کن بذار من اینو آدم کنم.

دانلود  در ادامه مطلب

تبلیغات


نوشته‌های تازه
مطالب محبوب
تبلیغات متنی