مهر پاتوق - دانلود رمان | رمان عاشقانه جدید

دانلود رمان پلیسی بایگانی - مهر پاتوق شامل ، عکس ، مدل لباس ، فیلم و سریال ، دانلود آهنگ جدید

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
دوشنبه ۱۵ آذر ۱۳۹۵
رمان نفرین ایندرا از نارینه برای دانلود با فرمت pdf,java,epub,apk
رمان نفرین ایندرا از نارینه
دانلود فیلم سینمایی “ضیافت” با کیفیت عالی
دانلود فیلم سینمایی “ضیافت” با کیفیت عالی
دانلود فیلم بادیگارد با کیفیت ۱۰۸۰p
دانلود فیلم بادیگارد با کیفیت ۱۰۸۰p
عکس های جدید و زیبای سحر قریشی در اینستاگرام
جدید ترین عکس هایی سحر قریشی
عکس های جدید دنیا جهانبخت + اینستاگرم دنیا جهانبخت
عکس های جدید دنیا جهانبخت + اینستاگرم دنیا جهانبخت
دانلود رمان پلیس بازی به شرطه عاشقی
دانلود رمان پلیس بازی به شرطه عاشقی
دانلود آهنگ جدید محمد علیزاده بنام عشقم این روزا
دانلود آهنگ جدید محمد علیزاده بنام عشقم این روزا

تبلیغات

تبلیغات

دانلود رمان بادیگارد اجباری 

نسخه های اندروید (APK) , آیفون و اندروید (EPUB) و نسخه کامپیوتر (pdf)

نویسنده :  فائزه بهشتی راد کاربر رمان فوریو

تعداد صفحات : ۳۲۴

ژانر : پلیسی , عاشقانه , کلکلی

+ نسخه جدید جایگزین شد

دانلود رمان بادیگارد اجباری

دانلود رمان عشق به سبک من

نسخه های اندروید (APK) , آیفون و اندروید (EPUB) و کامپیوتر (PDF)

نویسنده :  فاطمه علیدوستی کاربر رمان فوریو

تعداد صفحات : ۲۲۶

ژانر :  پلیسی , عاشقانه , کلکلی

دانلود رمان عشق به سبک من

خلاصه رمان :

یه پسر مغرور اخلاقش و یه  دختر شیطون کنجکاو

حالا اگه  اون پسر مغرور جناب سروان باشه و اون دختر شیطون جناب ستوان با هم ماموریت برن. تو ماموریت چه اتفاقاتی میوفته…………

دانلود رمان پلیسی قاتل سریالی

دانلود رمان پلیسی قاتل سریالی

کارش تمام شده بود.دستهایش را بالا آورد و به کف هردو نگاه کرد.دریغ از یک قطره خون ! مگر نه اینکه قاتل ها دستشان آلوده به خون است پس چرا.. . ؟ پوزخندی زد …
دستهایش را فوت محکمی کرد و بعد رژ قرمز جلوی آینه را برداشت.طبق عادت معمول : “دیدار به قیامت” … به آینه که حالا با جمله اش قرمز شده بود پوزخند زد … خط زیبایی هم داشت.آفرین به این همه هنر ! رژ را از نظر گذراند و بعد داخل جیبش انداخت.یک یادگاری بدک نبود.
جلوی پنجره رفت.یک لحظه مکث و نگاهی به قربانی بعدی ! خنده ی بلندی سر داد و با یک جهش پرید.روی دو دست و دوپا روی زمین افتاد.مثل عنکبوت … نگاهی به دور و بر کرد و بعد خیلی ریلکس ایستاد.دستهایش را تکاند و سوت زنان راه افتاد. تلفن عمومی را که دید لبخند شیطانی و مرموزی زد.تلفن را با صدای تقی برداشت.تند تند شماره گرفت … ۱۱۰ …
– بله بفرمایید !
صدایش را مضطرب و هول کرد : الو ! آقا ترخدا زود بیاین.این خونه روبه رویی ما توش خیلی سر و صداس … الآن هم صدای جیغ یه خانم اومد … فکر کنم دزد اومده !
– خونسردی خودتونو حفظ کنین و آدرسو بگین !
با سرعت و با اضطراب آدرس را گفت.حتی بعضی مواقع برای نشاد دادن اضطرابش آدرس را اشتباه میگفت و درستش میکرد.بدون

تبلیغات


نوشته‌های تازه
مطالب محبوب
تبلیغات متنی