مهر پاتوق - دانلود رمان | رمان عاشقانه جدید

رمان میرم جای من اینجا نیست + دانلود بایگانی - مهر پاتوق شامل ، عکس ، مدل لباس ، فیلم و سریال ، دانلود آهنگ جدید

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
چهارشنبه ۱۷ آذر ۱۳۹۵
رمان نفرین ایندرا از نارینه برای دانلود با فرمت pdf,java,epub,apk
رمان نفرین ایندرا از نارینه
دانلود فیلم سینمایی “ضیافت” با کیفیت عالی
دانلود فیلم سینمایی “ضیافت” با کیفیت عالی
دانلود فیلم بادیگارد با کیفیت ۱۰۸۰p
دانلود فیلم بادیگارد با کیفیت ۱۰۸۰p
عکس های جدید و زیبای سحر قریشی در اینستاگرام
جدید ترین عکس هایی سحر قریشی
عکس های جدید دنیا جهانبخت + اینستاگرم دنیا جهانبخت
عکس های جدید دنیا جهانبخت + اینستاگرم دنیا جهانبخت
دانلود رمان پلیس بازی به شرطه عاشقی
دانلود رمان پلیس بازی به شرطه عاشقی
دانلود آهنگ جدید محمد علیزاده بنام عشقم این روزا
دانلود آهنگ جدید محمد علیزاده بنام عشقم این روزا

تبلیغات

تبلیغات

رمان میرم جای من اینجا نیست

رمان میرم جای من اینجا نیست + دانلود

سحر- الو سلام نمیتونم از فکرت درآم… من هنوزم مثل قبلاهام … هنو.. نزاشتم بیشتر واسم چهچه بزنه
– سلامو مرض سلامو برگ هویج.. الان وقت زنگ زدنه؟
سحر- پاشو پاشو کار کن کوشش کن زن و بچه گشنه ان دیگه داشت کفرم در میومد ساعت ۶ صبح زنگ زده مسخره بازی در بیاره
– مسخره بازی در نیار سحر بنال چته؟ چیکار داری؟
با لحن با مزه ای گفت: نا آرام جان من گَلت کردم حالا شوما پاچه مارو عفو کن
– اه مثل رادیو بیگانه همش زر میزنی اول صبحی
سحر- نا آرام جونم
– نا آرامو مرض چته؟
سحر- بیا اینجا….
– بیام اونجا چیکار؟
سحر- بیا بت میگم
– الان بگو خب
سحر- جون من بیا کارت دارم بیست مین دیگه اینجا باش صبحوبنه هم نخور سگ خور مهمون من تا اومدم بگم نمیام قطع کرد و از اونجایی که میدونستم بهش زنگ بزنم جواب نمیده، زنگ زدنو بیخیال شدم. ده دقیقه بعد آماده بودم یه شلوار گرمن کن مشکی با مانتو سرمه ی و شال مشکی تنم کردم، تا خونه سحر ۵دقیقه بیشتر راه نبود سریع واسه مامان یادداشت گذاشتم که من دارم می رم خونه سحر نگران نشه.
یه میس انداختم درو باز کرد از اونجایی که میدونستم مامان سحر عادت داره بعد نماز تو حال بخوابه خیلی آروم در واحدشونو باز کردم ولی نه از سحر و نه از مامانش خبری نبود همین که پامو گذاشتم تو اتاق سحر صدای پخ گفتن همانا و صدای جیغ من همانا..
– خاک بر سرت سهند سکته خفیف رد کردم این چه وضعشه؟
سهند هنوز داشت می خندید لال شده بود
– نمیری جوون؟؟
سهند- نه حال کردم قیافت دیدنی بود
دوباره زد زیره خنده
– ه? ه? ه? .. هندویج بی مزه سحر کجاست ؟ اول صبحی منو کشونده اینجا؟
سهند- cw
cw – نه و wc انقدر بر عکس حرف نزن روت میمونه ها
– این سحرم که ۲سال بعد میاد بیرون
سحر- می گن پشت بچه مردم حرف نزنید
با صدای سحر برگشتم نگاش کردم موهای لختشو بالای سرش جمع کرده بود و از صورت خیسش معلوم بود اونم تازه از خواب بیدار شده
– اولا می گن پشت سر مرده حرف نزنید دوما واسه چی گفتی اول صبحی بیام اینجا؟
سحر- مامی و ددی رفتن دوتای یزد صفا اینجا خونه مجردیه، سهندم مرخصی گرفته بترکونیم
– ایول خب زنگ بزنیم برو بچ هم بیان
سحر با خنده گفت- تو صفه کله پاچن الاناس که پیداشون بشه
اینو گفت رفت تو اتاق، سهندم رفت دوش بگیره. سهند قدش حدود ۱۹۰ ، چهار شونه، نه چاق نه لاغر، پسر ساده مهربونیه منم مثل آرش دوسش دارم با اینکه خیلی باهم راحتیم ولی حد خودشو میدونه در کل چشم پاکه من با سحر براش فرقی نمی کنم.

ادامه در ادامه مطلب

تبلیغات


نوشته‌های تازه
مطالب محبوب
تبلیغات متنی