مهر پاتوق - دانلود رمان | رمان عاشقانه جدید

رمان نجابت من ، بهانه ی تو بایگانی - مهر پاتوق شامل ، عکس ، مدل لباس ، فیلم و سریال ، دانلود آهنگ جدید

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
پنج شنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۵
رمان نفرین ایندرا از نارینه برای دانلود با فرمت pdf,java,epub,apk
رمان نفرین ایندرا از نارینه
دانلود فیلم سینمایی “ضیافت” با کیفیت عالی
دانلود فیلم سینمایی “ضیافت” با کیفیت عالی
دانلود فیلم بادیگارد با کیفیت ۱۰۸۰p
دانلود فیلم بادیگارد با کیفیت ۱۰۸۰p
عکس های جدید و زیبای سحر قریشی در اینستاگرام
جدید ترین عکس هایی سحر قریشی
عکس های جدید دنیا جهانبخت + اینستاگرم دنیا جهانبخت
عکس های جدید دنیا جهانبخت + اینستاگرم دنیا جهانبخت
دانلود رمان پلیس بازی به شرطه عاشقی
دانلود رمان پلیس بازی به شرطه عاشقی
دانلود آهنگ جدید محمد علیزاده بنام عشقم این روزا
دانلود آهنگ جدید محمد علیزاده بنام عشقم این روزا

تبلیغات

تبلیغات

دانلود رمان نجابت من ، بهانه ی تو

دانلود رمان نجابت من ، بهانه ی تو

روی تختم دراز کشیده بود ودستشو روی چشمش گذاشته بود.
رفتم پشت پنجره و به خیابون خیره شدم.طبق معمول روبروی خونه ی ما شلوغ بود.یه عروس و داماد داشتن از آتلیه بیرون میومدن و فیلم بردارم ازشون فیلم میگرفت.ناخوداگاه چشممو چرخوندم سمت تختم انگار خواب بود… اوایل نامزدیمون باخودم فک میکردم که هیچ وقت نمیرم تو این اتلیه … چه زود رویاهام تموم شده بودن.دوباره سرمو چرخوندم سمت پنجره. چرا نمیرفت خونه ی خودشون؟ باید خبرو به خونوادش میداد… چیزی که خودش خواسته بود.یه لحظه از اینکه دیگه نمیتونم باهاش برم بیرون و دستشو بگیرم دلم لرزید… سرمو تکون دادوم و با خودم گفتم بیخیال.با صدای تکون خوردن تخت برگشتم سمتش بدون اینکه نگاهم کنه کتشو برداشت ورفت سمت در.دستشو گذاشت رو دستگیره و گفت یادت نره بهشون بگی. بی توجه بهش دوباره به پنجره نگاه کردم. دستگیره رو پایین کشید وبعدشم صدای بسته شدن در تو اتاق پیچید.چشمامو بستم قطره اشکی که توی چشمم جاخوش کرده بود پایین ریخت. ذهنم پر کشید به ۴ماه پیش، وقتی حسام واسه اولین بار پا توی اتاقم گذاشت. اولین بار بعد از نامزدیمون…هردومون خیلی خوشحال بودیم.اون واسه من پسر کوچیک آقای اریک بود،دوست وهمکار بابام،که حالا نامزدم شده بود. پسری که از یک سال قبلش فکرمو مشغول کرده بود. وقتی پدرش منو از بابا خواستگاری کرد انگار دنیا روبهم دادن.همه چیز خیلی سریع اتفاق افتاد.هیچ کس نمیتونست عیبی روی محمدحسام اریک بزاره. یه پسر خوشکل و پولدار،با خانواده ی خیلی خوب و مورد اعتماد. دندونپزشکی میخودند ومطمئنا اینده ی شغلی خیلی خوبی هم در انتظارش بود.همه موافق بودن.و ماهم نامزد کردیم.مراسم عقدمونو توی خونه ی ماگرفتیم.یه مراسم کوچولو برای اعلام نامزدی. قرار عروسی گذاشته شد برای یک سال بعد… یک سالی که هیچ وقت نرسید… یک ماه اول همه چیز عالی بود… حسام خوش اخلاق بود و مهربون.همدیگه رو دوس داشتیم وباهم کنار میومدیم.حسام باچندتا از دوستاش خیلی صمیمی بود و باهاشون رفت وامد داشت. ولی من

دانلود در ادامه مطلب

تبلیغات


نوشته‌های تازه
مطالب محبوب
تبلیغات متنی